وبلاگ احمد علیزاده فلاح
یا امیرالمؤمنین حیدر

این مناجات شعبانیّه یک تحفهای است که در اختیار ما قرار داده شده است. خب ما دعا خیلی داریم، همهی این دعاها هم پر از مضامین عالی است، امّا بعضی یک برجستگی خاصّی دارند. من از امام بزرگوار رضوان‌الله‌علیه سؤال کردم، گفتم در میان این دعاهایی که از ائمّه علیهم‌السّلام رسیده است، شما به کدام دعا بیشتر علاقهمندید و دلبستهاید؟ فرمودند به دعای کمیل و مناجات شعبانیّه؛ به این دو دعا. امام یک دلِ متوجّه به خدا بود، اهل توسّل بود، اهل تضرّع بود، اهل خشوع بود، اهل اتّصال با مبدأ بود؛ وسیلهی بهتر در چشم او، این دو دعا بود: دعای کمیل، مناجات شعبانیّه. وقتی انسان مراجعه میکند به این دو دعا، دقّت میکند، میبیند چقدر هم شبیه همند این دو دعا؛ شباهتهای زیادی به هم دارند؛ مناجات انسان خاشع، مناجات انسان متوکّل به خدا؛ کَاَنّی بِنَفسی واقِفَةٌ بَینَ یَدَیک، وَ قَد اَظَلها حُسنُ تَوَکُّلی عَلَیک، فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُه، وَ تَغَمَّدتَنی بِعَفوِک؛ امید، امید به مغفرت الهی، به رحمت الهی، به توجّه الهی، بلندهمّتیِ در درخواست از پروردگار؛ اِلهی هَب لی کَمالَ الانقِطاعِ اِلَیک، و اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضیاءِ نَظَرِها اِلَیک.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۱۳۹۲/۰۳/۲۲



نوع مطلب : مباحث اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
خون جلو چشمانش را گرفته بود دیگر همه جا را تار می دید فرقی نمی کرد نباید جلویش آفتابی می شدی! به هرکسی می رسید خنجری می زد دوست و دشمن مهم نبود فقط باید آن بغض نهفته در درون را خالی می کرد ! عربده ها می کشید کسی جلودارش نبود !
حال با یک خنجری که به کسی بخورد نخواهد مرد فوقش با پانسمانی حل می شود چشمها خیره خیره او را بدرقه می کردند کسی خیلی نگران زخم خنجر او نیست ! آن چه درد آورد است این که او با این حال زار به کدامین سرنوشت دچار خواهد شد همه به نحوی دلسوزی از او می کردند و زخمهایی که بر وجودشان وارد شده بود را دیگر حس نمی کردند! خوب که از چشم ها دور شد و تنها سیاهه ای از او بیشتر پیدا نبود یک مرتبه همه با هم او را صدا می زدند ملتمسانه از او می خواستند که باز گردد هوا رو به تاریکی می رفت و صدای زوزه درندگان از دور دست به گوش می رسید ... نا خود آگاه به یاد کلام مولایمان افتادم که فرمودند: «ایّاكم و الفرقة فانّ الشاذ من الناس للشیطان كما انّ الشاذ ّ من الغنم للذئب؛ از جدایی و پراكندگی بپرهیزید؛ زیرا انسانی كه از مردم جدا شود در اختیار فرمان شیطان است همچنانكه گوسفند دور از گله نصیب گرگ می شود.»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
مدت طولانی در خواب بود بالاخره بیدار شد یادش آمد که اصحاب کهف وقتی بیدار شدند کسی را برای خرید فرستادند چون پول آنها سالیان دراز بر آن گذشته بود قیمتی شده و به حکم عتیقه در آمده بود او هم که تقریباً یک دهم آنها خواب رفته بود به خود گفت اگر مانند پول اصحاب کهف آن قدرها گرانبها نشده باشد به هر حال به اندازه خود ارزشش افزوده شده است راه افتاد در بازار تا با آن خریدی کند اما هر کجا سر می زد می گفتند این پولهای شاهی باطل شده است دیگر ارزش ندارد ! با خود فکر کرد حالا پولمان ارزش ندارد روی حرفمان که حساب می کنند آقای  تازه از خواب بیدار شده شروع به داد و فریاد کرد  که من چنین و چنان و...
اما باز کسی تحویلش نگرفت سخت درمانده شده بود آخه این همه تغییر آن هم در چند سال خواب ما !
دیگر کاری از دستش بر نمی آمد زمان از دست رفته بود و او مانده بود با دنیای از حسرت ولی آن چیزی که خیلی مرا به تعجب وا می داشت اعتماد به نفسش بود که هنوز هم شکست ها را به گردن دیگران می انداخت و انگار نه انگار که چند سال خواب خوش او این وضعیت را پدید آورده است خواهش می کنم مواظبش باشید نکند با این حال خواب آلود از آن طرف بام بیفتد!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نمی خواهم حرفهای ما ورائی بنویسم ولی هر روز که از کنار میدان دانشجو می گذرم می بینم فرفرهای رنگ های دیگر می چرخد اما فرفره بنفش نمی چرخد مسئولین امر چندین دفعه آن را برده اند و آورده اند اما مگر توفان بیاید تا یک تکانی به خود بدهد نمی دانم شاید گوش به حرف رئیس دولت کرده است و تا چرخ زندگی مردم نچرخد او حرکت نخواهد کرد این ایستایی آن هم در کنار آن همه حرکت نوبر است حال دیگر احتیاط می کنم و بیشتر نمی نویسم شاید مسئولین موفق شوند که آن را به حرکت وادار کنند و شاید هم این فرفره سر لج بازی باز هم تصمیم داشته باشد نچرخد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 7 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
سال 84 انتخابات به دور دوم کشید رقابت بین جناب آقای احمدی نژاد و حاج آقای هاشمی رفسنجانی  قرار گرفت در شهر بافق مجلس ختمی بود که بنده نیز نه برای سخنرانی بلکه برای عرض تسلیت حضور داشتم یک عده از اقوام آن مرحومه طرفدار هاشمی بودند لذا جناب آقای دکتر پاکنژاد را دعوت کرده بودند که در مجلس ختم سخنرانی کند و از هاشمی دفاع کند یک عده از اقوام سخت طرفدار احمدی نژاد بودند و قصد ممانعت از سخنرانی دکتر را داشتند بنده  و بعضی دیگر پا در میانی کردیم که جناب دکتر نماینده مجلس است و آزاده و ... خواهش می کنیم بگذارید صحبت کند مردم خود تصمیم می گیرند قبول کردند ولی شرط گذاشتند که بعد از سخن دکتر بنده چند دقیقه ای صحبت کنم ناچار پذیرفتم دکتر از آقای هاشمی دفاع کرد سخنش که تمام شد از آقای روحانی که نوبت منبر داشت اجازه گرفتم و از دکتر پاکنژاد خواهش کردم بنشیند و ایشان بزرگواری کردند و نشستند بنده یک سوال را مطرح کردم و آن این که خصوصی سازی در قانون اساسی آمده است  وقانونی است اما در دوران ریاست جمهوری هاشمی خصوصی سازی هایی صورت گرفت که خودمونی سازی بود آیا اگر باز به ریاست جمهوری رسید چنین اتفاقی خواهد افتاد؟ و... بعضی از عزیزان شروع به جنجال کردند جو را به هم زدند و دکتر هم چون در مهریز جلسه داشت رفت چند دقیقه ای ادامه دادم و مجلس را به آقای روحانی سپردم.
آری اصل خصوصی سازی طبق اصل 44 قانون اساسی و دستور رهبر معظم انقلاب باید اتفاق بیفتد و اصل 45 نیز انفال را از آن استثنا نمی کند فقط موارد انفال را یاد آور می شود و می نویسد در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل نماید و این بند دست حکومت را باز گذاشته است بله در همان اصل 44 قانون اساسی مواردی را ذکر کرده که باید دولتی اداره شود و از جمله آن معادن بزرگ است حال معدنی که بیش از 50/. برداشت شده معدن بزرگ صدق می کند یا نه جای بحث دارد لذا به نظر می رسد اصل خصوصی سازی حتی در انفال به جز مواردی که در اصل 44 عنوان شده منع قانونی ندارد بله شیوه خصوصی سازی که باید مصلحت عامه در نظر گرفته شود که از ذیل اصل45 به دست می آید می تواند مورد انتقاد باشد که حضرات در خصوصی سازی معادن بافق مصلحت عامه را در نظر گرفته اند ؟ آن مصلحت کدام است؟ شفاف سازی کنند .
مجلس محترم باید به وظیفه قانونی خود عمل نماید از روند خصوصی سازی تحقیق و تفحص کند تا مصلحت عامه فدای مصلحت خاصه نگردد؟ آیا خصوصی سازی بدین صورت که خواه نا خواه به روند مهاجرت دامن می زند و شهری را با توجه به نداشتن صنایع جایگزین بعد از اتمام معدن به تعطیلی می کشاند مصلحت عامه دارد؟ و اگر ضرورتی در خصوصی سازی دارد برای دولت چه فرقی داشت که به جای عرضه در فرابورس در بورس این اقدام را بکند ؟ و ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح

او همچون همیشه به مناجاتگاه خود رفته بود تا با خدا سخن بگوید اما این دفعه خدا با او سخن گفت جبرئیل از جانب خدا آمد و به او گفت بخوان .آری بخوان!  خواندن اولین امر بر پیامبر اسلام است




نوع مطلب : مباحث اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تابلو نوشته " ولایة علی بن ابی طالب حصنی" بر وروی ساختمان کنگره آمریکا نقش بست.
به گزارش سرویس بین‌ الملل باشگاه خبرنگاران؛خبرگزاری نون الخبریه عراق در مطلبی نوشت: در ورودی کنگره آمریکا تابلوهایی نصب شده که نماینده تمدن‌های جهان محسوب می‌شوند که در بخش تمدن‌های اسلامی کتیبه‌ای با عنوان "ولایة علی بن ابی طالب حصنی" هک شده است.




نوع مطلب : مباحث اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
صدا در بین هیاهو گم می شد تشخیص داده نمی شد هرچه هم فریاد زده می شد به جایی نمی رسید آخه بنده خدا در زیر دست و پا قرار گرفته بود و هر لحظه احتمال جان دادنش می رفت به سختی از ته دل صدا می زد اما صدایش از ناف عده ای که بی توجه به او بودن بالا نمی رفت و اساساً چون شکم های آنها بزرگ بود تنها صدایش اکو می شد و در همان فضا پخش می شد دیگر از بس بازخورد صدای خود را شنیده بود خسته شده بود داشت امیدش قطع می شد اما...
واقعیت این است که هنوز هم زیر دست و پا است و خبر صحیحی را دریافت نکرده ایم که کسی متوجه صدایش شده ؟ آیا دستی غیبی دست او را خواهد گرفت؟ و آیا...
انتظار منجی چیز خوبی است  لااقل می تواند برای مدتی مقاومت را بیشتر کند پس باز هم به حنجره اش فشار می آورد و...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
تابستان سال 1370 از طرف مدرسه امام خمینی به مدرسه شهید صدوقی تزرجان رفتیم عده ای از طلاب نیز از قم آمده بودند فضای خوبی بود مخصوصاً نوایی که قبل از اذان صبح یکی از دوستان (آقای خدامی) با ضبط پخش می کرد مناجات مسجد کوفه با نوای شهید تورجی بود واقعاً لذت بخش بود باز گویی کتاب تعلیم و تربیت شهید مطهری توسط جناب آقای فربهی نیز بسیار قابل استفاده بود جمع بسیار خوبی بود از معنویتش گرفته تا مراسم جشن پتو و فشار قبر . شور و حال خوبی در مدرسه برقرار بود شاید بهترین آن تشریف فرمایی مرجع تقلید حضرت آیت الله سید موسی شبیری زنجانی بود .
سالها از آن روز ها می گذرد و بنده هم دلتنگ آن محفل معنوی زیبا و هم دوستان هستم خدامی کریمی موسوی خدابنده فلاحی فربهی و...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
روزی پیر مردی در حال احتضار بود به زحمت پسرانش را صدا زد که بر بالین او حاضر شوند پسران نیز به تعجیل آمدند پیرمرد دست بر زیر بالین خود کرد به هر کدام تکه چوبی داد و گفت این چوب را بشکنید پسران به راحتی همان کردند که پیرمرد از آنان می خواست مرد باز دست در زیر بالین خود کرد و بر هر کدام از پسران به تعداد برادران که پنج نفر بودند پنج چوب داد و گفت اکنون این پنج چوب را کنار هم بگذارید و بشکنید آنها نیز همین کردند پیرمرد کلافه شد به هر کدام پنج تکه چوب ضخیم تر داد گفت اینک بشکنید باز شکستند پیرمرد باز بر ضخامت تکه چوب ها افزود و گفت بشکنید و پسران بی درنگ شکستند پیرمرد کلافه شد به هرکدام از پسرها پنج دسته بیل داد گفت بشکنید پسران باز شکستند پیرمرد عصبانی شد ، رو به پسران کرد و گفت :
پاشید برید گم شید شما جنبه یه نصیحت کردن و هم ندارید .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ای پدر ای بهترین آهنگ زیبای غزل

ای پدر ای سرزمین پای و عشق زحل

ای پدر ای مهربان سر افراز زندگی

نام جاوید تو ماند بر زمین و زندگی

پدرعزیزم روزت مبارک

.

.

.

پدر جان ، با یک دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم

و پیشانی بر خاک می گذارم و خداوند را شکر می کنم

که فرزند انسان بزرگ و وارسته ای چون شما هستم

پدر جان عاشقانه دوستت دارم و دستانت را میبوسم  . . .

.

.

.

روز مرد , روز سبیل , روز اشرف مخلوفات بر همه سبیل داران

و همینطور بر جامعه ذلیل نساء مبارک باد.

باشد که بیش از پیش شاهد آقایی و سروری مردان باشیم !

.

.

.

همسر عزیزم

نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را

نمی دانم که حس کردی سکوتم را

ولی دانم که می دانی من عاشق بودم و هستم

وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم

عزیزم همیشه عشق من هستی و خواهی بود

روز مرد مبارک

.

.

.

پدرم تو معبد نوازشات

سجده های شکرمو جا میارم

غربت نگاه بارون زده امو

به طلوع دستای تو میسپارم

پدرعزیزم روزت مبارک

.

.

.

همسر مهربانم با وجود تو، مرا به الماس ستارگان نیازی نیست

این را به آسمان بگو. تو به قلب من شادی و به جانم روشنایی می بخشی . . .

روزت مبارک باد

.

.

.

چون سایه ی رب بر سر ما سایه پدر بود

برسایه ی رب در صحف همسایه پدر بود

ایزد چو بفرمود که او رب صغیر است

در دفتر عشق آیه و سرمایه پدر بود

پدرم روزت مبارک

.

.

.

همسفر زندگیم وجود نازنین تو بهانه زیستن است.

تو زیباترین حضور عاشقانه در زندگی من هستی

عاشقانه و بی نهایت دوستت دارم،

بیش از آنچه تصور کنی. روزت مبارک

.

.

.

صدها شاخه گل مریم تقدیم شما باشد که برای من در جهان بهترین هستید.

روز پدر مبارک

.

.

.

نقش پدر در دلهاست و دیگری جای او را نمی گیرد،

آن که دلها به عشق او زنده است، در دل عاشقان نمی میرد.

پدر عزیزم روزت مبارک

.

.

.

به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد

سرم به خاک رهت ارجمند خواهد شد

لبی که زمزمه درد می کند شب و روز

به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد

پدرم روزت مبارک

.

.

.

مهربان ترین بابای دنیا

صادقانه دوستت داریم و هزاران شاخه گل شقایق تقدیمت می کنیم.

.

.

.

همسر خوبم به ذهنم سپرده ام که غیر از تو به کسی فکر نکنم،

به چشمانم یاد داده ام که جز تو نبیند

و در روز پدر هدیه ام برای تو قلبی است که تا ابد می تپد.

.

.

.

آدما ممکنه زن باشن ولی زنها ممکن نیست آدم باشن !

بزن دست قشنگرو !

پیشاپیش روز خودمون ، روز مرد مبارک

.

.

.

همسر عزیزم یک شاخه گل ، یک دنیا مهربانی ،

به تو که هم گلی و هم مهربانی .

روز پدر مبارک

.

.

.

همسر عزیزم

با قلبی سرشار از شادی و شور

خوشبوترین و لطیف ترین گلهای هستی را، همراه با خوش آهنگترین ترانه گیتی،

به مناسبت روز پدر تقدیمت می کنم

.

.

.

وای روز مادر و روز پدر / جدم از ناراحتی آید به در

روز مادر یک النگو می دهم / زن دهد جوراب در روز پدر

تازه پول دومی را هم زمن / می ستاند از طریق گل پسر

قیمت جوراب من هم لاجرم / از النگو هست قدری بیشتر !

.

.

.

ای شبنم عشقت که زیباترین شبنمی بود که روی گلبرگ های قلبم نشست.

بدان که تا وقتی شقایق هست دوستت دارم.

روزت مبارک

.

.

.

برای چیدن ستاره های قلبت با سبدی پر از گلهای زیبا می آیم

و گل ها را در باغچه دلت می کارم تا بدانی چقدر دوستت دارم .

روزت مبارک

.

.

.

ز گلشن هستی چو خدا دانه ی ما کاشت

بر ریشه ی ما آب،پدر مایه پدر بود

در باغ وجود آفت و نقصان وملالست

در دفع هم آرایه و پیرایه پدر بود

پدرم روزت مبارک

.

.

.

همسر عزیزم از وقتی خانه عشقت پناهگاه خستگی ام شد،

اندیشیدم که الهه عشق بهترین را نصیب من کرده است.

روزت مبارک

 

.

.

.

پدر عزیزتر از جانم

فرا رسیدن روز خوش یمن و مبارک پدر را تبریک میگویم

و امیدوارم سایه مهر و محبت تو پیوسته بر سرم باشد

و همیشه در پناه خداوند منان در کنار هم باشیم.

.

.

.

پدر عزیزم زندگی کن و لبخند بزن به خاطر من که با لبخند تو زنده ام.

روزت مبارک

.

.

.

عزیزم، عشق را اولین بار در نگاهت تجربه کرم زندگی را در کنار تو آموختم.

دلم را به تو بهترین امینم سپردم.

روزت مبارک

.

.

.

گل همیشه بهار ما پدر عزیزمان

باغی از گلهای معطر و روح نواز را به مناسبت روز پدر تقدیم تو میکنیم

و از صمیم قلب بهترینها را برایت آرزومندیم.

.

.

.

پدر دستات برام گهواره بودن

چشات مثل چراغ خــونه من

بجزء تو از همـــه دنیا بریدم

کسی رو مثل تو عاشق ندیدم

پدرم روزت مبارک

.

.

.

پدر جان، تو قلبی به بزرگی دریا و روحی به وسعت آسمانها داری.

امیدوارم همیشه شاداب، خندان و سالم باشی.

روزت مبارک

.

.

.

همسر عزیزم، ای سربلند تر از هر فصل و ای باشکوه تر از هر ماه، تو را دوست دارم،

تو را که زاده فصل سبز انتظاری.

تویی که سلام و کلام و نگاهت همه بوی بهار میدهد و عشق هدیه میکند.

عزیزم روزت مبارک

.

.

.

پدر مهربان و فداکارم

هرگاه قادر به شمردن قطرات باران شدی،

خواهی دانست که چقدر دوستت دارم.

روز پدر را به تو یگانه حامی و پشتیبانم تبریک میگویم.

.

.

.

توی این روز عزیز ، توی این لحظه های قشنگ

زیباترین کلمه ای که میشه گفت یک ” دوستت دارم “

به همراه یک آسمان عشق و تمنا

تقدیم به همسر عزیزم ، روزت مبارک

.

.

.

تندیس جاودانه ایثار پدر جان

ما همه نیک می دانیم که هر چه داریم از تو داریم

و هر چه ما به دست آورده ایم همه آن چیزهایی است که تو به آنها نرسیده ای

و به خاطر ما از آنها گذشته ای و هیچ وقت به رویمان نیاورده ای.

پدر جان فقط می توانیم بگوییم سپاس سپاس برای این همه گذشت و ایثار.

روزت مبارک

.

.

.

پدر نازنینم

تو گرانمایه ترین تصویری

من اگر قاب تو باشم کافی است.

روزت مبارک.

.

.

.

همسر خوبم

زیبایی عشق، پاکی صداقت، اوج مهربانی و نهایت آرامش

همه در کنار تو برایم معنی پیدا کرده است.

روزت مبارک

.

.

.

همسفر زندگی ام

سحرگاهان که نسیم آیتی از پاک بودن را به گل ها هدیه میبخشد

به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت

خوب دیدن، خوب بودن، خوب ماندن را

با تمام وجودم دوستت دارم.

روزت مبارک

.

.

.

پدر جان

تو به من آموختی که ساده زیستن زیبا است

و من پنداشتم ساده نوشتن هم همچون ساده زیستن زیباست.

این بهانه ای شد که بگویم بی نهایت دوستت دارم.

در روز پدر خداوند را با ناب ترین نیایش ها شاکرم و عاشقانه قلبم را تقدیمت میکنم.

.

.

.

مهربانم زیباترین نقش زندگی ام با تو و عشق تو، رقم خورد.

یگانه تکیه گاهم ، عاشقانه دوستت دارم.

روزت مبارک

.

.

.

دلبندم خوشبختی ما بی شک لطف خدا و ایثارگریهای توست.

سالم وتندرست باشی. روز پدر مبارک

.

.

.

همسر عزیزم، از وقتی شریک زندگی ام شده ای، هر روز بیشتر از دیرروز دوستت دارم

وجود نازنینت بهترین تکیه گاه و مهربانیهایت بزرگترین دلیل برای زنده بودن من است.

.

.

.

یادت در اندیشه من، نامت در قلب من،

بودن در کنارت آرزوی همیشگی من است.

روزت مبارک

.

.

.

همسر عزیزم ورودت به قلبم زیباترین و شیرین ترین حادثه زندگی ام بود.

تو را دوست دارم و امیدوارم روزگار همیشه به کامت شیرین و گوارا باشد.

روز میلاد علی (ع) روز پدر را تبریک میگویم.

.

.

.

همسر عزیزم اگه یه دنیایی هست که تو براش یه آدمی،

بدون یه آدم هم هست که تو براش یه دنیایی.

تو را با جان و دل دوست دارم.

روز پدر مبارک

.

.

.

پدر جان، تو را از جان و دل دوست میداریم

و از خدای مهربان برایت طول عمر با عزت خواستارم.

بر دستان پر مهرت بوسه میزنیم و روز پدر را تبریک میگوییم.

.

.

.

وقتی حضورت معنای زندگیم شد

آنقدر عاشقت شدم که لحظه ها را به شوق دیدنت سپری میکنم.

با تو بودن برایم از هر بهاری شکوفاتر است.

همیشه خندان بمانی،

روز پدر را با تمام وجودم تبریک میگویم.

.

.

.

 

پدر عزیزم

زیبایی عشق، پاکی صداقت، اوج مهربانی و نهایت آرامش

همه در کنار تو برایمان معنی پیدا کرده است.

روزت مبارک

.

.

.

پدر جان

سحرگاهان که نسیم آیتی از پاک بودن را به گل ها هدیه میبخشد

به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت

خوب دیدن، خوب بودن، خوب ماندن را

با تمام وجودم دوستت دارم.

روزت مبارک

.

.

.

تندیس جاودانه ایثار و فداکاری، پدر نازنینم

به کمال روح انسان، به حیات جسم و حیوان، به تمام دنیا،

به صدای رعد و طوفان، به نسیم عهد و پیمان،

به خدای جسم و روحم، به نگاه پر شکوهت، که تو را عاشقانه می پرستم.

روزت مبارک.

.

.

.

همسر عزیزم

همدم تنهایی ام، به وسعت قلب مهربانت دوستت دارم.

روزت مبارک

.

.

.

پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش .

روزت مبارک

از صمیم قلب دوستت دارم . . .

.

.

.

پدر ، نام تو تکیه گاه من است .

روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریک عرض میکنم . . .

.

.

.

جوک روز پدر

کاش بدونی برکت دعای تو

تکیه گاه آرزوهای منه

بی تو هر فصل کتاب عمر من

به خزون زندگی رسیدنه

پدرعزیزم روزت مبارک

.

.

.

اینکه از جیب پدر بچه او با خبر است

اینکه زن درک کند شوهر او در بدر است

اینکه احساس کند وضع چقدر خر تو خر است !

بهترین هدیه روز پدر است !

.

.

.

هشدار به مردان

به زودی مردان چینی با توقع ناچیز،

کم اشتها،و کارکرد ۲۴ ساعته، بدون مادر و خواهرو قوم و خویش،

با عمری اندک و قابل تغییر به صورت دلخواه

در هر زمان و بدون نیاز به هدیه روز مرد وارد کشور میشوند !

.

.

.

به علت زن ذلیلی مردهای این دوره و داشتن خاصیت زنانه ی اکثر مردها

و کمبود یا نبود مردهایی مثل حشمت فردوس امسال روز مرد مجدداً روز زن اعلام شد

بزن کف قشنگه رو به افتخار خودمون

دوباره روزمون مبارک

.

.

.

                                                                                  

ولادت مولود کعبه فاتح خیبر و روز پدر بر همه پدران زحمتکش مبارک

( اتحادیه صنف جوراب فروشان !)

.

.

.

روز ما موجودات زیبا،دوست داشتنی،حساس،فذاکار،دلسوز،ازخودگذشته،

دست و دل باز، مدیر،مدبر، لایق و شایسته پاداش

که ۱۰۰ درصد وقتمون صرف خانواده می شه مبارکمون باشه

و اصلا” هم مهم نیست که خانوما بدونن ما چه جواهراتی هستیم

ضمنا” جوراب هم خودمون خریدیم !

.

.

.

انواع روش های خودکشی

مرگ موش ، طناب دار ، قرص خواب ، پرش از بلندی ، رفتن ریز قطار !

اما همه ما شوهر کردن را انتخاب کردیم !

مرگی آرام ، مطمئن ، تظمینی ، تدریجی !

روز مرد بر شیر زنان مبارک !

.

.

.

روز میلاد
مقدس ترین
نجیبترین
باتقواترین
مهربانترین
باگذشت ترین
نورانی ترین
وفادارترین
شیرمرد عالم هستی ، به تک تک مردان که شباهتی به آن نور الهی ندارند
چه ارتباطی داره که هدیه هم میخوان !؟
.
.
.

اعتراضیه روز مرد
مرد ، دستگاه خودپرداز پول نیست !
لطفا برای خرید کادو ، خودش را تحت فشار نگذارید!
روز مرد بر همه فرشته های سیبیلو مبارک
.
.
.
بااینکه من از وضع خودم دلگیرم
بی هدیه برای تو پدر میمیرم!
در شهر به هر مغازه رفتم دیدم
جوراب نداشت،بنده بی تقصیرم!
.
.
.
روز مرد ، بر شما نامرد مرحترمه مبارک باشه ایشالا !
.
.
.
ضمن سپاس از آقایانی که در روز زن محبت خود را با خرید گل و کادو
و برگزاری شام در رستوران به همسران‌شان نشان دادند
پیشاپیش به اطلاع می‌رسانیم، برای دست‌یابی به اجر اخروی
مخارج روز مرد صرف امور خیریه خواهد شد !
(انجمن بانوان نیکوکار !)
.
.
.

مرد یعنی: یک جهان بیچارگی، یک بلای خانگی.
سایه پر درد سر، یک هیولای دو سر.
یک کویر بی گیاه، زندگی با او تباه.
آسمانی بی فروغ،هر چه میگوید دروغ.
شوره زاری بی علف، عمر زن با او تلف…..
(سازمان حمایت از زنان کادو نگرفته در روز زن!)
.
.
.
مرد یعنی کار و کار و کار و کار
یکسره در شیفت های بیشمار
مثل یک چیزی میان منگنه
روز و شب از هر طرف تحت فشار
مرد یعنی سکته ، یعنی سی سی یو
ختم مطلب ، مرد یعنی جان نثار
خلقتش اصلا به این درد بود
تا درآرد روزگار از وی دمار
روز مرد مبارک
.
.
.
سلام ، ولادت با سعادت حضرت علی(ع)
و روز پر شکوه و مهم مرد
به تو نامرد هیچ ربطی نداره !
.
.
.
پیشاپیش “روز ملی جوراب”
که در ایران به آن روز “پدر” می گویند مبارک !
.
.
.
امروز به نام پدران نام گرفت / زن رفت و ز همسر خودش وام گرفت

هر مرد در این روز بدیدم، کادو / جوراب ، لباس زیر یا مام گرفت !

.

.

.

متن تبریک روز مرد

شاعر در بیت دیگری می فرماید:

روز مرد است و عجب! کادوی ما نایاب است / گر چه این دُر گرانقدر همان جوراب! است

.
.
.
پیشاپیش روز مرد روز صاحبان قلب سرد روز منت کشان سر شب
روز مزاحمین نصف شب بر شما دلاوران ۵ شنبه شب مبارک !
.
.
.
پیشاپیش روز مرد
روز روباه مکار
گربه نره
شاهزاده همیشه گدا
پینوکیوی دروغگو
خرس پشمالو
گرگ شکمو
جغد شب بیدار
مزاحم همیشگی زیبای خفته …… مبارک باد
(انجمن زنان کادو نگرفته)
.
.
.
بدلیل گران شدن اجناس و تورم امسال
روز پدر روز یوم الشک اعلام شد !
.
.
.
مرد باید:
خشن باشه،خفن باشه،
سبیل داشته باشه،
اخلاقش مثل سگ باشه،
تف کنه اندازه یک بشقاب،
زیر بغلش بوی گند بده،
دست بزن داشته باشه،
بوی جورابش فیل و از پا بندازه،
صدای آروقش تا ۱۰ تا خونه انور تر بره و……
حالا مردی یا نه؟
اگه مردی روزت پیشاپیش مبارک
.
.
.
روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم!
( هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم )
.
.
.
حیف
حیف
حیف که خیلی نامردی
وگرنه روز مردو بهت تبریک میگفتم !
.
.
.
می دونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟
روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه
اما روز پدر جوراب فروشی ها ..
می دونی شباهشتون چیه ؟
پول هر دو از جیب بابا می ره





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
از علی آموز اخلاص عمل
شیر حق را دان منزه از دغل
در غزا بر پهلوانی دست یافت
زود شمشیری برآورد و شتافت
او خدو انداخت بر رویی که ماه
سجده آرد پیش او در سجده‏گاه
در زمان، شمشیر انداخت آن علی
کرد او اندر غزایش کاهلی
گشت حیران آن مبارز زین عمل
از نمودن عفو و رحمت، بی محل
گفت: بر من تیغ تیز افراشتی
از چه افکندی، مرا بگذاشتی؟ !
هان چه دیدی بهتر از پیکار من
تا شدستی سست در اشکار من؟!
آن چه دیدی تا چنین خشمت نشست
تا چنین برقی نمود و باز جست؟
آن چه دیدی؟ که مرا زآن عکس دید
در دل و جان شعله‏ای آمد پدید
در شجاعت، شیر ربانی‏ستی
در مروت خود که داند کیستی
ای علی! که جمله عقل و دیده‏ای
شمه‏ای واگو از آن چه دیده‏ای
تیغ حلمت، جان ما را چاک کرد
آب علمت، خاک ما را پاک کرد
بازگو ای بازِ عرش خوش شکار
تا چه دیدی این زمان از کردگار؟
یا تو واگو آن چه عقلت یافته‏ست
یا بگویم آن چه بر من تافته‏ست
از تو بر من تافت، پنهان چون کنی؟
بی‏زبان چون ماه، پرتو می‏زنی
لیک اگر درگفت آید قرص ماه
شبروان را، زودتر آید به راه
گفت من تیغ از پی حق می‏زنم
بنده‏ی حقم، نه مملوک تنم




نوع مطلب : مباحث اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح

معجزه خارق العاده در یك آیه


   این تشبیه عجیب مورد انتقاد غرب قرار گرفته....

خداوند میفرماید: (مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ) [العنكبوت: 41].

ترجمه: (كار كسانی كه جز خدا سرپرستانی برگزیده اند همچون كار عنكبوت است كه خانه ای برگزیده است بی گمان سست ترین خانه ها خانه و كاشانه ی عنكبوت است اگر میدانستید)

دانشمندان و علما هنوز در حال كشف جنبه هایی از اعجاز این آیه كوتاه و پرمعنی هستند. ما نیز همراه با شما عزیزان در این نوشته به بعضی از جنبه های این آیه میپردازم كه پاسخی است بر همه ی منكران قرآن.

دراینجا كشف خواهیم كرد كه چرا سست ترین خانه ها ، خانه ی عنكبوت است و آیا این سستی فقط در ساختمان  عنكبوت است ویا زندگی اجتماعی آن را شامل میشود

سستی خانه

خانه ی عنكبوت سست ترین خانه در مقایسه با تمام موجودات است . همانطور كه مشاهده می شود همه ی جانداران خانه هایی محكم می سازند كه شرایط آب و هوایی مختلف را تحمل می كنند . مگر عنكبوت كه خانه ی خود را در محیط سرباز می سازد كه همواره مورد تهدید عوامل طبیعی  (باد ، باران و رطوبت) میباشد. وشاید میتوان گفت عجیب ترین خانه ها از آن عنكبوت است

بعنوان مثال عنكبوت آبی همه عمر خود را در سطح آب می گذراند او حباب های هوا را جمع میكند و در داخل خانه خود كه بر روی سطح آب بنا شده است میاورد تا در آن خانه نفس بكشد موهای نازك بر روی جسمش او را در جمع آوری حباب كمك می كند. این خانه تحت تاثیر ساده ترین شرایط آب و هوایی به هم میریزد                     با من به تماشای خانه ی این موجود بپردازید.

عنكبوت آبی همه زندگی خود را زیر سطح آب می گذراند و خانه او او فقط برای چند ساعت و یا چند روز اندك دوام می آورد و دوباره آن را می سازد . عنكبوت آبی همیشه تنها زندگی میكند.

سستی در هندسه

اكثر جانوران و حشرات خانه های خود را به صورت سه بعدی می سازند .  بالعكس عنكبوت كه در اكثر حالات خانه های دوبعدی ویا مسطح می سازد به همین خاطر خانه عنكبوت پس از مدتی كوتاه در اثر برخورد مستقیم با شرایط گوناگون آب و هوایی استحكام خود را از دست می دهد و عنكبوت مجبور می شود خانه ی خود را بخورد تا اینكه بتواند نخ هایی تولید كند و با آنها خانه جدید خود را بسازد. تصور كنید عنكبوت خانه ی خود را می خورد.



دانشمندان به این فكر میكنند كه با قرار دادن مقادیر زیاد از نخ های عنكبوت در كنار هم از آنها بعنوان سپر استفاده كنند ویا در موشك و هواپیما سازی از آن بهره بگیرند ولی این كار نیازمند مقادیر بسیار زیادی از نخ عنكبوت می باشد كه برای این كار باید عنكبوت های بسیاری در كنار هم قرار بگیرند و هنگامی كه این عنكبوت ها را در كنار هم قرا دادند ، عنكبوت ها شروع به خوردن یكدیگر نمودند! چون عنكبوت ها ایثار و تعاون را دوست ندارند.

سستی خانواده

عنكبوت مادر ممكن است  همسر و فرزندانش را بخورد ویا هر عنكبوت دیگر مثل برادر ، خواهر ، پدر و مادر...! این زندگی متشتت تا دورترین مرزها می باشد واین نوع از زندگی شباهت بسیار بالایی به زندگی منكران خدا دارد. آنها نیز در زندگی انسانی خویش دچار مشكلات خانوادگی بهرانی شده اند كما اینكه مشاهده می شود كه پدر منكر فرزند و فرزند منكر مادر و .... است.

سستی زندگی اجتماعی

از زندگی گروهی مورچه ها ، زنبورها ، ملخ ها و ... بسیار شنیدیم ولیكن تنها موجودی كه به تنهایی زندگی می كند عنكبوت است او در  هیچگونه زندگی گروهی منظم شركت ندارد. او تعاون همكاری و ایثار را دوست ندارد  . بالعكس مورچه ها و زنبورها كه تا پای جان از همدیگر دفاع می كنند!

سستی ازدواج

بعضی از عنكبوت ها  مثل عنكبوت بیو ه ی سیاه پس از اتمام تلقیح زوج نر خود را می خورد ! به همین خاطر  زوج نر بلافاصله پس از آمیزش فرار می كند. با من این زندگی و سرنوشت سیاه كه عنكبوت نر به آن دچار می شود را متصور شوید.

سستی نخ

دانشمندان می گویند كه نخ عنكبوت 5 برابر از فولاد محكم تر و قوی تر می باشد. ولی به رغم این به آسانی پاره و از هم جدا می شود ، چرا؟ برای اینكه عنكبوت نمی تواند نخ حجیمی تولید كند و نخ های آن همیشه نازك می باشند . نازكی آن ده برابر بیشتر از نازكی موی انسان می یاشد

نكته بسیار جالب:

اگر خداوند می گفت : سس ترین نخ ها ، یك اشتباه علمی رخ میداد ولی او گفته : (أَوْهَنَ الْبُیُوتِ) یعنی سس ترین خانه ها این توصیف از لحظ علمی بسیار دقیق می باشد

این تصویری است كه با میكروسكوب الكترونی از غده های تولید نخ در عنكبوت گرفته شده است. نخ ها ابتدا حالتی مایع دارند ولی بعد تماس با هوا سفت میگردند.عنكبوت مهندس توانایی است ولی طرح های هندسی اش بسیار ضعیف اند

 

وجه تشابه بین منكر خدا و عنكبوت

- دانشمندان می گویند كه در زندگی عنكبوت تناقض و جود دارد علیرغم اینكه نخ آن  محكم است ولی خانه ی او بسیار ضعیف است .منكران نیز اینگونه اند اگر از آنها سوال كنی هستی را چه كسی آفرید ؟ می گوید از روی یك صدفه وشانس واگر به او بگویی این ماشین از روی شانس افریده شده تو را به مسخره میگیرد . چگونه قبول میكند كه هستی اتفاقی بوجود آمده ولی یك اختراع ساده ی بشری اینگونه نیست

- عنكبوت از قدرت دید كمی برخوردار است و فقط چند سانتی متر دورتر از خود را می تواند ببیند درست همانند منكران خدا كه فقط دنیا را میبینند و از دیدن آخرت عاجزند.

- عنكبوت ها موجوداتی خشمگین و سمی هستند و آنها سم خود را به هر كس كه نزدیك شان شود وارد میكنند..... منكران نیز اینگونه اند آنها افكار خود را برای مسموم كردن جامعه وارد می سازندو عجیب نیست وقتی بالاترن میزان خودكشی را میان آنها می بینیم

 


چكیده

خلاصه اعجار آیه كریمه ی : (مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ) در زیر بیان شده است:

1-   قرآن در هنگام سخن گفتن  از ساختن خانه عنكبوت ، از واژه مونث استفاده نموده و گفته : (اتَّخَذَتْ) واز واژه «اتخذ» كه مذكر است استفاده نكرده علم اكنون ثایت نموده كه كار ساختن خانه بر عهده ی عنكبوت ماده است و اوست كه خانه سازی می كند

2-   ضعیف ترین كاشانه در طبیعت خانه ی عنكبوت است و این نكته در روزگار پیامبر مجهول بود و این علم حاضر است كه آن را كشف نمود

3-   آیه قرآن  به خانه ی عنكیوت صفت سست داده است و نه نخ آن و این حقیقتی فوق العاده علمی است چرا كه نخ آن 5 برابرقوی تر از فولاد است

ببه نقل از http://azkar.blogfa.com/post-67.aspx





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح

ماهی ها چه قدر اشتباه می كنند ؛

قلاب علامت كدام سؤال است كه به آن پاسخ میدهند ؟

آزمون زندگی ما پر از قلابهایی است كه وقتی اسیر طعمه اش می شویم، تازه می فهمیم ماهی ها بی تقصیرند !

حسد ، كینه ، خشم ، لذت ، غرور، انزجار، انتقام ، ترس ، شهوت ...


خداوندا دانشی عطا فرما تا از كنار این قلابها بگذرم كه شاید دگر فرصتی برای برگشتن به پاكی دریا نباشد .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
گزارش تشریحی-تصویری/


ارتفاعات متعدد، تپه ماهورهای پراکنده، شرایط اقلیمی و پوشش گیاهی منحصربه فرد، در مجموع زیستگاه ارزشمندی را برای گونه های جانوری این منطقه ایجاد کرده است.

به گزارش خبرنگار یزدرسا از مهریز، شهرستان کویری مهریز از شمال با یزد، از جنوب با استان‌های فارس و کرمان، از غرب با بخش مرکزی تفت و استان فارس و از شرق با بخشی از استان کرمان همسایه است.

این شهرستان علاوه بر اماکن منحصربه فرد گردشگری از جمله نقاشی های صخره ای کوه ارنان، قلعه خورمیز، حمام استهریج، چشمه غربالبیز، غار هشتاد در، باغ قدیمی پهلوان پور، قلعه سریزد، منار مسجد جامع مهرپادین، رباط زین الدین، خانه اخوان طباطبایی و کوه ریگ خاستگاه یکی از مناطق حفاظت شده ارزشمند کشور به نام کالمند - بهادران نیز می باشد.
 

این منطقه حفاظت شده که با وسعت 229 هزار هکتار در مجاورت شهر مهریز قرار دارد، از یک طرف با شهرستان های بافق و خاتم هم مرز است و از طرف دیگر در جنوب به استان کرمان محدود می شود. ارتفاعات متعدد، تپه ماهورهای پراکنده، شرایط اقلیمی و پوشش گیاهی منحصربه فرد، در مجموع زیستگاه ارزشمندی را برای گونه های جانوری این منطقه ایجاد کرده است. منطقه حفاظت شده کالمند بهادران به واسطه غنای طبیعی برای نخستین بار در سال 1355 تحت عنوان منطقه شکار ممنوع کالمند و پس از آن طبق مصوبه شماره 123 شورای عالی محیط زیست در 7 اسفند سال 69 تحت عنوان منطقه حفاظت شده کالمند – بهادران ، تحت مدیریت سازمان حفاظت از محیط زیست قرار گرفت. جاده یزد– کرمان–بندرعباس که یکی از شاهراه های اصلی کشور است این منطقه را عملا به دو قسمت مجزا تفکیک کرده است، اما وجود گونه های کم نظیر که ممکن است به هر دلیل خواهان تردد و گذر از این جاده باشند، مسوولیت خطیری را نیز بر دوش رانندگان و مسافران این جاده می گذارد. توصیه دست اندرکاران حفاظت محیط زیست آن است که مسافران و گردشگرانی که از این منطقه عبور می کنند با دقت بیشتر و خصوصا با در نظر داشتن موقعیت جغرافیایی این منطقه حفاظت شده، جانب احتیاط را رعایت کنند و در صورت هرگونه تصادف احتمالی با گونه های مختلف جانوری مراتب را هر چه سریعتر به مسوولان مربوطه اطلاع دهند.
 
 

گونه های جانوری باارزش
حضور تعدادی از گونه های جانوری شاخص از جمله یوزپلنگ (در رده به شدت در معرض خطر انقراض)، پلنگ (در رده در معرض خطر)، گربه پالاس (در رده در معرض تهدید)، کاراکال (در رده حداقل نگرانی )، شاه روباه (در رده حداقل نگرانی)، گربه شنی (در رده در معرض تهدید)، گورخر ایرانی در اسارت (در رده در معرض خطر انقراض)، آهو (در رده آسیب پذیر)، جبیر (در رده آسیب پذیر)، زاغ بور یا زاغ کویری (در رده حداقل نگرانی)، سارگپه پابلند (در رده حداقل نگرانی)، عقاب دوبرادر (در رده حداقل نگرانی)، شاه باز یا عقاب شاهی (در رده آسیب پذیر)، هوبره (در رده آسیب پذیر)، مار شاخدار (در رده حداقل نگرانی)، مار جعفری، شترمار شیرازی، جکوی سنگی تیغه دار (در رده حداقل نگرانی)، لاک پشت مهمیزدار ( در رده آسیب پذیر) دلیلی محکم بر ضرورت حفاظت جدی و مستمر از این منطقه است. لازم به ذکر است که سازمان بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی یا این اتحادیه در فهرستی تحت عنوان «لیست سرخ» وضعیت گونه های مختلف جانوری را مورد بررسی قرار داده و آنها را با توجه به انواع خطرات در 9 گروه مختلف دسته بندی می کند که در فوق به نمونه هایی از آن اشاره شد.

گونه های شاخص گیاهی
جنگل های پسته وحشی و بادام کوهی به عنوان یکی از ارزشمندترین زیستگاه های گیاهی سال ها پذیرای حضور عشایر این خطه بوده . این منطقه حفاظت شده از نظر طبقه بندی در ناحیه رویشی ایران و تورانی و زیرناحیه استپی جای می گیرد. با توجه به برآوردها حدود 115 گونه گیاهی در این منطقه به ثبت رسیده که از مهمترین آنها می توان به درمنه که یکی از گونه های منحصربه فرد مناطق استپی است، اشاره کرد. برخی از چشم اندازهای زیبا را در مناطق کویری از جمله در این منطقه می توان در مقیاس خرد مشاهده کرد. به عنوان مثال بعد از یک بارندگی کوتاه می توان زیبایی بسیاری از گیاهان گلدار و کوچک را به نظاره نشست. همین مناظر زیبا و بکر طبیعی بی تردید یکی از جاذبه های منحصربه فرد گردشگری در مناطق خشکی همچون کالمند است.

 
 

تکثیر و پرورش گونه ای در معرض خطر
گور ایرانی که در گذشته در کشور ما پراکندگی وسیعی داشت، متاسفانه به واسطه تخریب زیستگاه و شکار به شدت در معرض خطر انقراض قرار گرفته است. در محدوده حفاظت شده کالمند تلاش شده تا اینگونه از طریق طرحی تحت عنوان تکثیر و پرورش در اسارت مجددا در طبیعت رهاسازی شود. فنس کشی های دامنه های غربی کوه گردکوه و منطقه تنگ حنا با هدف معرفی مجدد در زیستگاه طبیعی از جمله اقداماتی بوده که در این منطقه در دستورکار قرار گرفته است.

 

جاذبه های عکسبرداری
اگر به عنوان گردشگر به این منطقه سفر کردید، بعد از صدور مجوزهای لازم می توانید از مناظر بکر طبیعی نه تنها لذت ببرید، بلکه حتی آنها را ثبت کنید. بهترین زمان برای عکسبرداری از مناطق خشک معمولا اوایل صبح یا اواخر عصر است، چرا که در این دو زمان بسیاری از گیاهان در اوج شکوفایی هستند. یک دوربین اس ال آر تک لنزی بازتابی 35 میلیمتری یا فوکوس خودکار با فیلم سیاه و سفید هنوز انتخاب اول بسیاری از عکاسان صحرایی است. باتوجه به اینکه لازمه عکسبرداری در طبیعت پیاده روی های طولانی و حمل آب کافی است، امکان دارد در شرایطی خاص و خصوصا در هنگام عکسبرداری از گونه های جاندار مشکلات خاصی ایجاد شود. به این منظور گاهی بهتر است که از زوم لنزهای با کیفیت خوب از جمله 28-85 میلیمتری، 28 – 200 میلیمتری و 70 – 210 میلیمتری استفاده شود، اما دوربین های دیجیتال که این روزها شهرت فوق العاده ای برهم زده اند در طبیعت مشکلات خاص خود را دارند. گرمای هوا می تواند به سرعت شارژ باطری های لیتیومی و حتی نیکل – فلز – هیبرید قابل شارژ را به پایان برساند. در عین حال باطری های قلیایی نیز به دلیل تخلیه سریع، به هیچ وجه ایده مناسبی برای عکسبرداری نیستند. یکی دیگر از مشکلات دوربین های دیجیتال تاثیر گرما خصوصا روی ال سی دی ها است. برای حضور در چنین مناطقی باید دقت داشت که دوربین به هیچ وجه به طور دائم در معرض تابش های مستقیم نور خورشید قرار نگیرد، چرا که این شرایط می تواند از عمر دستگاه بکاهد.

 
 
 
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
چند ماهی از سال تحصیلی گذشته بود آقای محمدی که معلم کلاس اولمان بود و کلاس دوم هم با او شروع کرده بودیم قرار بود منتقل شود بچه ها نمی دانستند چه کسی خواهد آمد به هر حال آقای محمدی رفتند و بعد از چند روز آقای جوانی را برای ما فرستادند روزی که سر کلاس آمد خود را احمد علی لبوئی معرفی کرد دقیق یادم است تا درس روباه و زاغ درس داده شده بود و ایشان از این درس شروع کردند:

زاغکی قالب پنیری دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی
که از آن می گذشت روباهی
روبه پرفریب و حیلت ساز
رفت پای درخت و کرد آواز
گفت به به چقدر زیبایی
چه سری چه دمی عجب پایی
پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش آواز بودی و خوشخوان
نبودی بهتر از تو در مرغان
زاغ می خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود.

جناب آقای لبوئی فقط همان سال معلم ما بودند و سال بعد خبر شهادت به ما رسید و حال می توانیم با مروری بر وصیت نامه اش خاطرات گذشته را به یاد آوریم:

والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا و عملوالصالحات و تواصعوبالحق و تواصعو بالصبر

در قاموس شهادت کلمه وحشت معنا ندارد اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله

سلام بر امام امت که رهبری چون پیامبر است برای این امت و سلام بر پدر و مادر عزیزم که فرزندی را به این سن رسندند و روانه جبهه کردند و سلام بر برادرانم که در برابر منافقین به پا خواسته و سلام بر امت شهید پرور ایران وسلام به تو ای همسرم که از زنان حزب الله هستی و وصیت می کنم به برادران و خواهران و پدر و مادر و همسرم . برادران و خواهران سعی کنید که دست به دست یکدیگر دهید و منافقین را از صحنه بیرون کنید و هیچ فرصتی به آنها ندهید که بخواهند به فعالیت خود ادامه دهند برادران را گوشزد کنید که هرچه زودتر به یاری رزمندگان در جبهه ها بشتابند زیرا بعد از جنگ با عراق نوبت به اسرائیل صهیونیسم میرسد و خواهران عزیزم سعی کنید که از لحاظ پرستاری و با کهرهای دیگر به رزمندگان کمک کنید پدر بزرگوارم باید مرا ببخشد چون من از کودکی تا به حال خیلی سر پیچی از فرمان شما کردم وشما رازحمت فراوان دادم و پدر بزرگوارم از این که مرا به این سن رسانده اید متشکرم اجر شما با خدا باشد مادر عزیزم از این که شما هم از کودکی با زحمات فراوانی مرا در آغوش گرفتید تا به این سن رساندید و مرا زینب وار روانه جبهه حق علیه باطل کردید از شما متشکرم اجر شما با خدای یکتا باشد برادران عزیزم من به شما توصیه می کنم که شکر گذار این نعمت الهی باشید و قدر آن نعمت الهی که راه امام امت است بدانید که با رهنمودهای خود توانسته است که اسلام را گسترش دهد و چنین رزمندگانی را به جبهه فرستد که هیچ قدرتی نمی تواند در برابر این رزمندگان مقاومت کندبرادران و خواهران پیرو خط امام باشید و از او پیروی کنید و شکر گذار خدا باشید برادران عزیزم این راهی را که من و امثال من رفته اند بروند و آرزویم شهادت است اگر پیروز شدیم که به جای خود ولی اگر شهید شدم و به آرزویم رسیدم شمه برادران راه مرا ادامه دهید و سنگر من را خالی نگذارید و مشت محکمی بر دهان این منا فقین بزنید تا دیگر با ملت طرف نشوند مادر عزیزم خواهرانم را به راهی را که زینب می رفت تربیت کن و تو ای همسرآگاهم می خواهم که صابر باشی که خداوند صبر کنندگان را دوست می دارد تو سعی کن که پیام رسان خون شهیدان باشی همان گونه که زینب با سخنان شیوای خود توانست تمامی یزیدیان را رسوا کند همان گونه که زینب پیام خون شهیدان کربلا را به گوش تمامی جهانیان رسانید و همانگونه که زینب در راه  الله از همه چیز خود گذشت تو هم چون زینب کن که حسینیان با شهادت خود و زینب گونه ما با رساندن پیام خود اسلام را چهره ای تازه بخشیدند و آن چهره واقعی اسلام را تا به حال زنده کردند تو هم شیوه زینب را پیشه کن و بدان که خداوند پاداش عظیم برای کسانی که این چنینند در نظر دارد. مردم عزیز خواهران و برادران وظیفه شما است به رزمنده هایی که در جبهه ها با کافران در نبرد هستند نگاه کنید و به آنها نیرو و یا امکانات مورد نیاز بفرستید و شما هستید که باید پشتیبان رزمنده ها باشید و نگذارید که منافقین به راه خود ادامه دهند . پدر و مادر عزیزم بعد از شنیدن خبر شهادتم ناراحت نشوید و استقامت داشته باشید تا منافقین کور شوند و هیچ نگران نباشید برای من گریه نکنید برای امام حسین (ع) گریه کنید چند سفارش کوتاه به همکاران ارجمندم دارم در یک کلمه باید بگویم که کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته همگی شما در پیشگاه حق تعالی مسئولید ما وارث خون هزاران شهید هستیم پس باید بکوشیم تا نسلی آگاه متعهد نسبت به مسائل اسلام تربیت کنیم کسانی که در زیر دست شما پرورش می یابند باید که ادامه دهندگان راه شهیدان باشند و در نشر آرمان شهیدان کوشا باشند و این نسل احتیاج به آگاهی و بینش بیشتر دارد وظیفه ما در این برهه از زمان همان گونه که رهبرمان فرمود شغل انبیاء و مرسلین را به عهده دارید و مسئولید همانگونه که انبیاء ملت را هدایت می کردند شما هم در هدایت خلق بکوشید و آگاه باشید که اگر وظیفه خود را انجام دهید در نزد خدا اجری عظیم دارا هستید و باز سفارش کوتاه می کنم و آن اینکه چشمهای خود را باز کنید و از نفوذ عوامل مخرب و فساد که همان منافقان شیطان صفت هستند به شدت و قاطعانه جلوگیری کنید که آنها در صدد خون شهیدان هستند چند کلمه ای هم با دوستان ورزشکارم سفارش دارم از شما می خواهم که ورزش را فقط برای خداوند بکنید و ورزش بکنید تا نیرومند شوید تا در راه اسلام بهتر بتوانید فعالیت کنید و ورزش را به خاطر هوس و خوش گذرانی نکنید و سعی کنید که محیط ورزش یک محیط سالم و دور از نفاق ودشمنی و کینه باشد و از گفتار زشت و کردار تا جور در زمین ورزش خودداری کنید اجر شما با خدا. در پایان از پدر بزرگوارم و مادر ارجمندم و تمامی دوستان و آشنایان و برادران و خواهرانم طلب عفو و بخشش می کنم واز آنها می خواهم که دعا کنند تا شهادت من مورد قبول خداوند باشد و دعا به جان امام و امت بکنند و در راه اسلام نهایت تلاش و کوشش را بنمایند و بدانند که خداوند پاداش ذره از خیر ما را می دهد همچنین جزای کار شما را هم می دهد و از آنها می خواهم که در مراسم بزرگداشت من شیرینی بدهند تا منافقان کور دل بدانند مه امت با دادن هر شهید مصمم تر و با خلوص تر راه آن شهید را ادامه می دهد و از شما پدر و مادر عزیزم می خواهم که برای من اشک نریزید و برای امام حسین (ع) گریه کنید و از شما که در راه بزرگ شدن من چه سختیها کشیدید و چه رنجها بردید تشکر می کنم و امیدوارم که خداوند به شما چاداش عظیم بدهد .

پدر و مادر و برادرانم مرا حلال کنید از طرف من از تمامی اهالی محل و مهریز حلالیت بطلبید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار 24/7/1361 – احمد علی لبوئی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
از همه بیشتر شادی می کرد آخه به او گفته بودند جشن را به میمنت قدوم تو گرفته ایم باید شادیش را بیشتر از دیگران ابراز می کرد با جمع هم خوانی می کرد جمله ای ورد زبان همه بود که با شور و حال می خواندند خر برفت و خر برفت و خر برفت او نیز به رسم ادب همراهی می کرد پذیرایی مفصلی شد و اساساً  گوشش بدهکار شنیدن اندرز خوبان نبود بزم شبانه به پایان رسید و جمع متفرق شدند دیگر باید به راهش ادامه دهد اما چون سراغ الاغش را گرفت خبری از آن نبود مولوی این داستان را که حکایت واقعی زندگی ماست چنین به شعر در آورده است:

فروختن صوفیان بهیمه ی مسافر را جهتِ سماع(مثنوی)

صوفیی در خانقاه از ره رسید

مرکب خود برد و در آخور کشید

آبکش داد و علف از دست خویش

نه چنان صوفی که ما گفتیم پیش

احتیاطش کرد از سهو و خباط

چون قضا آید چه سودست احتیاط

صوفیان تقصیر بودند و فقیر

کاد فقراً ان یکن کفراً یبیر

ای توانگر که تو سیری هین مخند

بر کژی آن فقیر دردمند

از سر تقصیر آن صوفی رمه

خرفروشی در گرفتند آن همه

کز ضرورت هست مرداری مباح

بس فسادی کز ضرورت شد صلاح

هم در آن دم آن خرک بفروختند

لوت آوردند و شمع افروختند

ولوله افتاد اندر خانقه

کامشبان لوت و سماعست و وله

چند ازین صبر و ازین سه روزه چند

چند ازین زنبیل و این دریوزه چند

ما هم از خلقیم و جان داریم ما

دولت امشب میهمان داریم ما

تخم باطل را از آن می‌کاشتند

کانک آن جان نیست جان پنداشتند

وان مسافر نیز از راه دراز

خسته بود و دید آن اقبال و ناز

صوفیانش یک بیک بنواختند

نرد خدمتهای خوش می‌باختند

گفت چون می‌دید میلانش بوی

گر طرب امشب نخواهم کرد کی

لوت خوردند و سماع آغاز کرد

خانقه تا سقف شد پر دود و گرد

دود مطبخ گرد آن پا کوفتن

ز اشتیاق و وجد جان آشوفتن

گاه دست‌افشان قدم می‌کوفتند

گه به سجده صفه را می‌روفتند

دیر یابد صوفی آز از روزگار

زان سبب صوفی بود بسیارخوار

جز مگر آن صوفیی کز نور حق

سیر خورد او فارغست از ننگ دق

از هزاران اندکی زین صوفیند

باقیان در دولت او می‌زیند

چون سماع آمد ز اول تا کران

مطرب آغازید یک ضرب گران

خر برفت و خر برفت آغاز کرد

زین حرارت جمله را انباز کرد

زین حرارت پای‌کوبان تا سحر

کف‌زنان خر رفت و خر رفت ای پسر

از ره تقلید آن صوفی همین

خر برفت آغاز کرد اندر حنین

چون گذشت آن نوش و جوش و آن سماع

روز گشت و جمله گفتند الوداع

خانقه خالی شد و صوفی بماند

گرد از رخت آن مسافر می‌فشاند

رخت از حجره برون آورد او

تا بخر بر بندد آن همراه‌جو

تا رسد در همرهان او می‌شتافت

رفت در آخر خر خود را نیافت

گفت آن خادم به آبش برده است

زانک خر دوش آب کمتر خورده است

خادم آمد گفت صوفی خر کجاست

گفت خادم ریش بین جنگی بخاست

گفت من خر را به تو بسپرده‌ام

من ترا بر خر موکل کرده‌ام

از تو خواهم آنچ من دادم به تو

باز ده آنچ فرستادم به تو

بحث با توجیه کن حجت میار

آنچ من بسپردمت وا پس سپار

گفت پیغمبر که دستت هر چه برد

بایدش در عاقبت وا پس سپرد

ور نه‌ای از سرکشی راضی بدین

نک من و تو خانهٔ قاضی دین

گفت من مغلوب بودم صوفیان

حمله آوردند و بودم بیم جان

تو جگربندی میان گربگان

اندر اندازی و جویی زان نشان

در میان صد گرسنه گرده‌ای

پیش صد سگ گربهٔ پژمرده‌ای

گفت گیرم کز تو ظلما بستدند

قاصد خون من مسکین شدند

تو نیایی و نگویی مر مرا

که خرت را می‌برند ای بی‌نوا

تا خر از هر که بود من وا خرم

ورنه توزیعی کنند ایشان زرم

صد تدارک بود چون حاضر بدند

این زمان هر یک به اقلیمی شدند

من که را گیرم که را قاضی برم

این قضا خود از تو آمد بر سرم

چون نیایی و نگویی ای غریب

پیش آمد این چنین ظلمی مهیب

گفت والله آمدم من بارها

تا ترا واقف کنم زین کارها

تو همی‌گفتی که خر رفت ای پسر

از همه گویندگان با ذوق‌تر

باز می‌گشتم که او خود واقفست

زین قضا راضیست مردی عارفست

گفت آن را جمله می‌گفتند خوش

مر مرا هم ذوق آمد گفتنش

مر مرا تقلیدشان بر باد داد

که دو صد لعنت بر آن تقلید باد

خاصه تقلید چنین بی‌حاصلان

خشم ابراهیم با بر آفلان

عکس ذوق آن جماعت می‌زدی

وین دلم زان عکس ذوقی می‌شدی

عکس چندان باید از یاران خوش

که شوی از بحر بی‌عکس آب‌کش

عکس کاول زد تو آن تقلید دان

چون پیاپی شد شود تحقیق آن

تا نشد تحقیق از یاران مبر

از صدف مگسل نگشت آن قطره در

صاف خواهی چشم و عقل و سمع را

بر دران تو پرده‌های طمع را

زانک آن تقلید صوفی از طمع

عقل او بر بست از نور و لمع

طمع لوت و طمع آن ذوق و سماع

مانع آمد عقل او را ز اطلاع

گر طمع در آینه بر خاستی

در نفاق آن آینه چون ماستی

گر ترازو را طمع بودی به مال

راست کی گفتی ترازو وصف حال

هر نبیی گفت با قوم از صفا

من نخواهم مزد پیغام از شما

من دلیلم حق شما را مشتری

داد حق دلالیم هر دو سری

چیست مزد کار من دیدار یار

گرچه خود بوبکر بخشد چل هزار

چل هزار او نباشد مزد من

کی بود شبه شبه در عدن

یک حکایت گویمت بشنو بهوش

تا بدانی که طمع شد بند گوش

هر که را باشد طمع الکن شود

با طمع کی چشم و دل روشن شود

پیش چشم او خیال جاه و زر

همچنان باشد که موی اندر بصر

جز مگر مستی که از حق پر بود

گرچه بدهی گنجها او حر بود

هر که از دیدار برخوردار شد

این جهان در چشم او مردار شد

لیک آن صوفی ز مستی دور بود

لاجرم در حرص او شبکور بود

صد حکایت بشنود مدهوش حرص

در نیاید نکته‌ای در گوش حرص






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 31 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :