تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - مطالب احمد علیزاده فلاح
 
وبلاگ احمد علیزاده فلاح
یا امیرالمؤمنین حیدر
سه شنبه 10 تیر 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح

شربت‌های سنتی، بهترین راه کاهش عطش روزه‌داران

روزهای گرم تابستان از راه رسیده و روزه‌داری در این روزها نیز مزید بر علت شده است تا همه به نوعی به‌دنبال کاهش عطش خود در این روزهای گرم باشند.

 

به گزارش (ایسنا)، منطقه‌ی کویر، این موضوع حتی روی انتخاب غذاهای مصرفی نیز تأثیر می‌گذارد، طوری‌که همه به‌دنبال خوردن غذاهایی در وعده‌های سحر و افطار هستند تا به برطرف کردن عطششان کمک کند.

 

فصل گرما که فرامی‌رسد همه و همه به‌دنبال نوشیدنی برای کم کردن عطش خود هستند و علی‌رغم وجود ماءالشعیرها، نوشابه‌های پر تبلیغ و دلسترهای رنگارنگ هر روز به طرفداران نوشیدنی‌های خنک سنتی افزوده می‌شود.

 

«ایرانمنش»، متخصص طب سنتی به ایسنا می‌گوید: در این روزها که مردم روزه‌داری می‌کنند، نوشیدن شربت‌های سنتی خانگی و گیاهی مانند شربت خاکشیر، سکنجبین یا تخم‌ شربتی برای برطرف کردن عطش و خنک شدن بسیار کارساز است.

 

وی ادامه می‌دهد: یکی از شربت‌هایی که از قدیم در فصل گرم مورد مصرف قرار می‌گرفته، شربت آب‌لیمو است که جلوی گرمازدگی و عطش را می‌گیرد و مصرف آن در سحر بسیار مناسب است.

 

این متخصص طب سنتی می‌گوید: پایه‌ی اصلی این شربت، عصاره‌ی لیموترش است که با آب رقیق می‌شود و همراه مقدار کمی قند یا شکر مورد مصرف قرار می‌گیرد، آبلیمو را به تنهایی نباید مصرف کرد چون آبلیموی رقیق نشده روی مینای دندان تأثیر می‌گذارد و باعث تخریب آن می‌شود، جالب است بدانید که شربت آبلیمو زیانی ندارد و مصرف آن در هر سنی توصیه می‌شود.

 

وی می‌گوید: این روزها شربت گلاب نیز طرفداران زیادی دارد، گلاب که همان اسانس گل محمدی است، خواص دارویی زیادی دارد، از آن جمله می‌توان به ضد اسهال، ضد التهاب، افزایش‌دهنده‌ی میل جنسی، ضد نفخ، مقوی قلب، خلط‌آور، مقوی معده و اشتهاآور بودن آن اشاره کرد.

 

ایرانمنش می‌گوید: گلاب هم‌چنین به برخی محصولات مثل فالوده، بستنی یا برخی شربت‌ها افزوده می‌شود. گاهی نیز خود گلاب به شکل رقیق به حالت شربت به مصرف می‌رسد. این مایع در عین حال که خواص نامبرده را دارد در پیشگیری از عطش و گرمازدگی هم موثر است.

 

این متخصص طب سنتی می‌گوید: شربت عرق بیدمشک نیز بعلت آرامش بخش بودن و تقویت‌کننده‌ی قلب طرفداران زیادی دارد که ضد گرمازدگی است و علاوه بر خواص درمانی برای معطر کردن شربت‌ها نیز به کار می‌رود.

 

شربت دیگری که خاصیت ضد عطش و گرمازدگی دارد و در عین حال یکی از پرطرفدارترین شربت‌ها در این روزهاست یخمال خاکشیر است، ایرانمنش در مورد این شربت می‌گوید: خاکشیر را از قدیم به تجربه با آب سرد و کمی شکر در نواحی گرم به خصوص در فصل تابستان برای برطرف کردن عطش استفاده می‌کرده‌اند به این ترتیب، وقتی خاکشیر با آب مخلوط و کمی شکر و یا عسل و گلاب هم به آن اضافه می‌شود، هم خوشمزه است و هم لعاب آن منبعی برای آب بدن است چون می‌تواند به همین کمبود آب بدن را جبران کند.

 

وی ادامه می‌دهد: استفاده از تخم‌ شربتی هم که دانه‌ی گیاه ریحان خوراکی است در شربت‌های کرمانی‌ها مورد توجه است، وقتی تخم شربتی داخل آب ریخته می‌شود، روی آن لایه‌ای ژله‌ای تشکیل می‌شود. شربت آن ضد گرمازدگی و ضد عطش است و می‌توان گفت تخم شربتی و خاکشیر تقریباً خواص یکسانی دارند.

 

و اما «محمدی»، کارشناس تغذیه نیز در خصوص استفاده از نوشیدنی‌های سنتی در ماه مبارک رمضان به ایسنا می‌گوید: خوشبختانه ما ایرانی‌ها شربت‌های سنتی بسیاری داریم که هر کدام در نوع خود از نظر دارا بودن خواص مفید برای بدن منحصر به فرد است، این شربت‌ها با تعادل در تعریق بدن از گرمازدگی جلوگیری می‌کنند و می‌توانند برای مدت زیادی آب بدن را تأمین کرده و فرد را از تشنگی مفرط مصون دارند.

 

محمدی می‌گوید: یکی از این شربت‌ها شربت خاکشیر است، خاکشیر دارای اسیدهای چرب مانند اسید لینوئیک، لینولنیک و اسید استئاریک و چند اسید دیگر است، در این ماده گیاهی نوعی اسانس فرار نیز وجود دارد که دارای موادی است که قابلیت دفع سنگ کلیه را دارد، از خواص خاکشیر می‌توان به برطرف کردن التهاب‌های زخم‌ها هم‌چنین تب‌بر بودن آن اشاره کرد، هم‌چنین خاکشیر صدا را باز می‌کند هم‌چنین برای برطرف کردن التهاب‌های کلیه و از میان بردن کهیر نیز از این ماده استفاده می‌شود، خاکشیر و تخم شربتی خاصیت مسهل و ملین داشته و مصرف آن‌ها برای جلوگیری از یبوست که در تابستان شایع می‌شود، ضمن آنکه خاکشیر ماده بسیار مناسبی برای افرادی است که کبد گرم( طبع گرم) دارند، چون این ماده، خنک‌کننده کبد است.

 

این کارشناس تغذیه می‌گوید: از نوشیدنی‌های دیگری که اغلب قدیمی‌ها از آن استفاده می‌کنند شربت سکنجبین است. این شربت وطنی دارای طبیعت سرد و خنک بوده و همه‌ی منافع سرکه را دارد و به صفرابر مشهور است، هنگامی که شربت سکنجبین را با یخ خنک کرده و به همراه خیار رنده شده بنوشند تشنگی را برطرف و از التهاب ناشی از گرما می‌کاهد.

 

محمدی می‌گوید: خوشبختانه در این فصل میوه‌های خنک کننده نیز به وفور موجود است، از گیلاس و آلبالو گرفته تا هلو و شلیل، انواع و اقسام میوه‌های خوشمزه در این فصل پرطراوت موجود است، میوه‌ها سرشار از موادمغذی و آنتی‌اکسیدان‌ها هستند که بهترین راه برای خنک ماندن است، این میوه‌ها مثل هندوانه حاوی مقدار انبوهی آب هستند که به حفظ آب بدن در دمای بالای هوای کمک می‌کنند. تعداد زیادی از سبزیجات نیز هستند که به پائین آوردن دمای بدن در گرما کمک می‌کنند. بهترین نمونه‌های آن خیار، تربچه، کاهو و نعناع است. همه اینها حاوی مقدار قابل توجهی آب هستند و می‌توانند خون را رقیق کرده و به بدن برای آزاد کردن گرما کمک کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فرق 'حد ترخص' و 'مسافت شرعی' چیست؟

قدس آنلاین:اخیرا در اقدامی درخور تقدیر تابلوهایی در خروجی های برخی شهرها نصب شده که نشاندهنده 'حد ترخص'و 'مسافت شرعی'می باشد.

به گزارش قدس انلاین،نصب هریک از  این تابلوها دارای معنای خاصی است و با مشاهده هرکدام وظایف متفاوتی بر انسان مترتب می شود .در زیر توضیحاتی در خصوص مفاهیم هر یک از تابلوها و حدود شرعی هرکدام  تقدیم می گردد:
تابلوی حد ترخص: اگر قصد مسافرت داشته باشید از این تابلو به بعد نمازتان شکسته و می توانید روزه را باز کنید.


تابلوی مسافت شرعی: حد اقل مسافتی که باید تردد نمایید تا مسافر محسوب شوید.


فرق بین دو تابلوی حد ترخص و مسافت شرعی به این است که اگر کسی بخواهد حد اقل تا مسافت شرعی رفت و برگشت داشته باشد، از تابلوی حد ترخص  که گذشت احکام مربوط به مسافر را باید رعایت نماید. مثلا کسی که بخواهد از مشهد مقدس به چناران سفر نماید از تابلوی "حد ترخص" که گذشت می تواند روزه اش را باز نماید و اگر بخواهد به روستا یا باغی که قبل از تابلوی "مسافت شرعی" است تردد نماید، نمی تواند روزه اش را باز کند.
تعریف مسافت شرعی وحدّترخص
حدترخص: مقدارفاصله ازشهر یاروستااست که ازنظراحکام شرعی اگرشخص مسافرباشد،ازآنکه بگذرددیگراگربخواهدنمازبخواندبایدنمازچهاررکعتی خودرادورکعتی بخواندودرصورتیکه روزه باشدوقبل ازظهر از آن بگذرددیگرنمی تواند به روزه خود ادامه دهد.
مسافت شرعی: مقدارفاصله ازشهر یاروستااست که ازنظراحکام شرعی،مسافریکه قصد تردددربالاترازاین مسافت داشته باشد،مسافرمحسوب میشود واحکام مسافرباوجودسایرشرایط آن،برآن جاری می گردد.

با توجه به نصب این تابلوها در یکی از خروجی های مشهد در زیر برخی سوالات شهروندان مشهدی که با سامانه پاسخگویی به سوالات شرعی حرم مطهر رضوی مطرح شده به همراه پاسخ آن می آید: 
* آیا به محض رسیدن به تابلوی حد ترخص می شود روزه را باز کرد و بعد به مشهد برگشت؟
جواب: خیر باید از ابتدا تصمیم داشته باشید حد اقل تا مسافت شرعی  سفر داشته باشید. بله اگر این تصمیم جدی را دارید از تابلوی حد ترخص مجاز به باز کردن روزه هستید.
*از فلکه پارک کیلومتر زدم تا کارخانه ای که می خواستم بروم حدود پنجاه کیلومتر شده، آیا باید روزه ام را باز کنم؟
آخر شهر فلکه پارک نیست بلکه آخر شهر کمی بعد از سه راه فردوسی از طرف جاده قوچان است لذا مبدا محاسبه مسافت شرعی (5/22) کیلومتر باید از آنجا باشد. که تابلوهای حد ترخص و مسافت شرعی طبق آن محاسبه شده است. 
* در آخر شهر آیا خانه ها ملاک است یا کارخانه ها نیز جزء شهر هستند؟
ملاک آخرین خانه ها است. 
* فرق حد ترخص با آخر شهر در چیست؟
حد ترخص فاصله حدود 1350 متری بعد از آخرین خانه های شهر یا روستا است یعنی فاصله ای که اذان شنیده نمی شود یا در و دیوار شهر مشخصا رویت نمی گردد.(محل نصب تابلوی حد ترخص) 
* آخر خانه های مشهد در جاده سنتو (جاده قوچان) به نظر سه راه میثاق است نه سه راه فردوسی، چگونه آخرشهر از آنجا محاسبه شده است؟
طبق نقشه های هوایی در جاده قدیم قوچان خانه های مشهد ادامه پیدا می کند و کال زرکش نیز مانع عرفی اتحاد خانه طبق بررسی های علمی انجام شده نیست، و در نهایت خانه های اطراف جاده قدیم در سه راه فردوسی به بزرگراه جدید متصل می شود. بر این مبنا آخر شهر بعد از خانه های سازمانی سه راه فردوسی محاسبه شده است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اگر نیت داریم فردا به مسافرت برویم نمی توان نیت روزه نکنیم یا صبح قبل از حرکت صبحانه بخوریم و حرکت کنیم که چنین عملی موجب ابطال عمدی روزه است که علاوه بر قضا کفاره نیز واجب می شود بلکه باید قصد روزه کنیم وقتی برای مسافرت حرکت کردیم ( به قصد رفتن به چهار فرسخ شرعی)و به حد ترخص ( جایی که صدای اذان شنیده نمی شود و دیوار محل اقامت قابل تشخیص نباشد ) رسیدیم می توانیم روزه مان را بخوریم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 4 تیر 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
پدر پیری را می شناختم کشاورزی داشت دیگر طاقت آبیاری و زراعت از دست داده بود به خود گفت : چرا برای وراث این قدر خود را به زحمت بیاندازم زمین کشاورزی را می فروشم و چند صباحی که در قید حیاتم از آن بهره می برم او چنین کرد و برای این که پشیمان نشود با خریدار شرط کرد هر که خواست فسخ کند باید فلان قدر جریمه بپردازد  .
فرزندان پیر مرد از جریان با خبر شدند دست به اعتراض زدند خریدار نمی پذیرفت معامله را فسخ کند  بعد از اصرار زیاد گفت باید فلان قدر به من بپردازید اول سر و صدا به راه انداختند که این پول زور است اما بالاخره پذیرفتند که جریمه را به او بدهند و او معامله را فسخ کرد .
این خاطره را نوشتم تا بگویم دولت نیز در جایگاه پدری معامله ای کرده است فرزندان بدو اعتراض دارند که این به زیان است  بیش از یک ماه است اعتراض دارند اما نمی دانم چه شرطی با فروشنده گذاشته که توان لغو معامله را ندارد جرأت اعلام نظر صریح خود را نیز ندارد روی آمدن و تحلیل را هم ندارد که گفته اند: نه در غربت دلم شاده نه رویی در وطن دارم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح

پیرمردی، مفلس و برگشته بخت                              روزگاری داشت ناهموار و سخت

    هم پسر، هم دخترش بیمار بود                               هم بلای فقر و هم تیمار بود

    رفت سوی آسیا هنگام شام                                    گندمش بخشید دهقان یك دو جام

    زد گره در دامن آن گندم، فقیر                          شد روان و گفت كای حی قدیر

   گر تو پیش آری به فضل خویش دست                   برگشائی هر گره كایام بست

     چون كنم، یا رب، در این فصل شتا                      من علیل و كودكانم ناشتا

     می‌خرید این گندم ار یك جای كس                هم عسل زان می‌خریدم، هم عدس

      بس گره بگشوده‌ای، از هر قبیل                           این گره را نیز بگشا، ای جلیل

      این دعا می‌كرد و می‌پیمود راه                           ناگه افتادش به پیش پا، نگاه

      دید گفتارش فساد انگیخته                                     وان گره بگشوده، گندم ریخته

     بانگ بر زد، كای خدای دادگر                             چون تو دانائی، نمی‌داند مگر

      سالها نرد خدائی باختی                                             این گره را زان گره نشناختی

    این چه كار است، ای خدای شهر و ده                 فرقها بود این گره را زان گره

     چون نمی‌بیند، چو تو بیننده‌ای                          كاین گره را برگشاید، بنده‌ای

     تا كه بر دست تو دادم كار را                                 ناشتا بگذاشتی بیمار را

   هر چه در غربال دیدی، بیختی                               هم عسل، هم شوربا را ریختی

   من ترا كی گفتم، ای یار عزیز                                 كاین گره بگشای و گندم را بریز

   ابلهی كردم كه گفتم، ای خدای                              گر توانی این گره را برگشای

   آن گره را چون نیارستی گشود                                 این گره بگشودنت، دیگر چه بود

    من خداوندی ندیدم زین نمط                                یك گره بگشودی و آنهم غلط

     الغرض، برگشت مسكین دردناك                             تا مگر برچیند آن گندم ز خاك

     چون برای جستجو خم كرد سر                                دید افتاده یكی همیان زر

    سجده كرد و گفت كای رب ودود                           من چه دانستم ترا حكمت چه بود؟

     هر بلائی كز تو آید، رحمتی است                         هر كه را فقری دهی، آن دولتی است

      تو بسی ز اندیشه برتر بوده‌ای                                 هر چه فرمان است، خود فرموده‌ای

      زان به تاریكی گذاری بنده را                               تا ببیند آن رخ تابنده را

     تیشه، زان بر هر رگ و بندم  زنند                          تا كه با لطف تو، پیوندم زنند

     گر كسی را از تو دردی شد نصیب                          هم، سرانجامش تو گردیدی طبیب

     هر كه مسكین و پریشان تو بود                                خود نمی‌دانست و مهمان تو بود

    رزق زان معنی ندادندم خسان                               تا تو را دانم پناه بی‌كسان

   ناتوانی زان دهی بر تندرست                                   تا بداند كانچه دارد زان توست

   زان به درها بردی این درویش را                            تا كه بشناسد خدای خویش را

   اندرین پستی، قضایم زان فكند                                  تا تو را جویم، تو را خوانم بلند

   من به مردم داشتم روی نیاز                                       گرچه روز و شب در حق بود باز

   من بسی دیدم خداوندان مال                                  تو كریمی، ای خدای ذوالجلال

   بر در دونان، چو افتادم ز پای                                   هم تو دستم را گرفتی، ای خدای

   گندمم را ریختی، تا زر دهی                                   رشته‌ام بردی، كه تا گوهر دهی

 در تو، پروین، نیست فكر و عقل و هوش                  ورنه دیگ حق نمی‌افتد ز جوش

   پروین اعتصامی  





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
ماه رمضان آمد!

به گزارش «روزگار نو»، با گذشت یک سال، ماه مبارک رمضان در حالی بازگشت که مسلمانان، بویژه در خاورمیانه، حوادث دوران سازی را رقم زدند و تجربه کردند. بهار قرآن در حالی به این بخش از جهان بازگشت که بهار بیداری اسلامی، نیازمند تلاش و تدبیر مضاعف است.

در این گزارش با کوتاه ترین و طولانی ترین ساعات روزه داری آشنا می شویم.( با تذکر این نکته که مقدار زمان به صورت متوسط در نظر گرفته شده است؛ هم از نظر گستره جغرافیایی و هم از جهت روزهای ماه).

آرژانتین؛ به سبب قرار گرفتن در نقطه جنوبی آمریکای جنوبی، کوتاه ترین زمان روزه داری را داراست با 9 ساعت و 30 دقیقه:


استرالیا؛ به دلیل قرار داشتن در جنوب کره زمین، 10 ساعت:


برزیل؛ 11 ساعت:


کنیا؛ 12 ساعت:


مکزیک؛ 13 ساعت و 20 دقیقه:


مغرب؛ 14 ساعت:


چین؛ 14 ساعت:


یونان؛ 14 ساعت و 30 دقیقه:


ژاپن؛ 14 ساعت و 30 دقیقه:


ایالات متحده؛ 15 ساعت:


ایران؛16 ساعت


فرانسه؛ 16 ساعت:


عربستان؛ 16 ساعت:


انگلیس؛ 16 ساعت و 30 دقیقه:


مصر؛ 16 ساعت و 30 دقیقه:


آلمان؛ 16 ساعت و 30 دقیقه:


کانادا؛ 18 ساعت:


هلند؛ 18 ساعت و 30 دقیقه:


ایسلند؛ 20 ساعت و 20 دقیقه:


دانمارک با 21 ساعت طولانی ترین روز را دارد:





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
نیروهای تکفیری بعد از جولان چند ساله در سوریه و شکست در رسیدن به اهداف پلید خود وارد خاک عراق شدند و چندین شهر را به تصرف در آوردند و جان و مال مسلمانان را گرفتند انسان می ماند ارزش جان آدمی نزد اینها چند است که این گونه عمل می کنند آنها که حق را از باطل نمی شناسند و عامی را از دانشمند خدای نکرده اگر قدرتی یابند چه بلایی به سر جامعه جهانی خواهند آورد یادم از داستان حمله مغول و قتل عطار آمد پس از تسلط چنگیز خان مغول بر بلاد خراسان شیخ عطار نیز به دست لشکر مغول اسیر گشت. گویند مغولی می‌خواست او را بکشد، شخصی گفت: این پیر را مکش که به خون‌بهای او هزار درم بدهم. عطار گفت: مفروش که بهتر از این مرا خواهند خرید. پس از ساعتی شخص دیگری گفت: این پیر را مکش که به خون‌بهای او یک کیسه کاه ترا خواهم داد. شیخ فرمود: بفروش که بیش از این نمی‌ارزم. مغول از گفته او خشمناک شد و او را از پای در آورد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده‌ است که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر


است، مثلاً مرد برابر است با زن.

گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی

که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود 24 مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم 24 مرتبه

است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است،

یعنی 24=24.

با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده

این با آن برابر است، صدق می‌کند. به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:

دنیا 115 / آخرت 115


ملائک 88 / شیطان 88

زندگی 145 / مرگ 145

سود 50 / زیان 50

ملت (مردم) 50 / پیامبران 50

ابلیس 11 / پناه جستن از شر ابلیس 11

مصیبت 75 / شکر 75

صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان) 17 / مردگان (مردم مرده) ١٧

مسلمین ۴١ / جهاد ۴١

طلا 8 / زندگی راحت ٨

جادو ۶٠ / فتنه ۶٠

زکات ٣٢ / برکت ٣٢

ذهن ۴٩ / نور ۴٩

زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵

آرزو ٨ / ترس ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ / تبلیغ کردن ١٨

سختی ١١۴ / صبر١١۴

محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴

مرد ٢۴ / زن ٢۴

همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم:

نماز 5، ماه ١٢، روز ٣۶۵

دریا ٣٢، زمین (خشکی) ١٣

دریا + خشکی = 45=13+32

دریا = %71/1111111= 100 × 32/45

خشکی = % 28/88888889 = 100 × 13/45

دریا + خشکی = % 00/100

دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب 71/111% و خشکی 28/889 % از کره زمین را فراگرفته است.

آیا همه اینها اتفاقی است؟

سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟ قرآن هم دقیقاً همین

را بیان می‌کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
همه جا را فرا گرفته بود همه از وجودش فیض می بردند به چشمان بسیاری روشنی بخشیده بود و از لطف وجود او عالم را تماشا می کردند اما خبری از خورشید نبود ابرها به شکل های مختلف که بعضی به شکل پری و بعضی به شکل حیوانات بودند رخساره خورشید را از همه پنهان می داشتند ولی خورشید گرچه پشت ابرهای تیره و تار قرار گرفته بود نورافشانی می کرد و امید را در دلها زنده می کرد .
حال مدتها از این قضیه گذشته است هیچ کس یاد نمی دهد خورشید را دیده باشد گرچه بعضی ادعا می کنند در فلان شب از پشت فلان ابر او را یافتم اما باورش بس سخت است می گویند اگر ابرها زیاد تر گردند و روی هم متراکم شوند امید است که فرو ریزند و خورشید نمایان شود گرچه این خطر بزرگی در پی دارد و ممکن است عده زیادی زیر ابرها بمانند و هرگز توفیق رؤیت خورشید نیابند اما چاره چیست؟ پس انتظار آن روز را می کشیم تا شاید بتوانیم خورشید را تماشا کنیم!




نوع مطلب : مباحث اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
سال ها پیش یکی از اساتید بزرگوار کتابی را برای استفاده شخصی و منبر معرفی کرد که از بس تعریف کرد خریداری کردم اما مدت طولانی گذشت و فرصت مطالعه آن پیش نیامد از آن جا که بنده از روی عادت همیشه کتابی دست می گیرم که اگر فرصتی پیش آمد مطالعه کنم اتفاقی این کتاب را برداشتم وقتی شروع به مطالعه کردم دیدم واقعاً گنجی بزرگ از اخلاق و آداب است
معرفی كتاب نقطه های آغاز در اخلاق عملی
نقطه های آغاز در اخلاق عملی” عنوان كتاب اخلاقی، تالیف آیت الله محمد رضا مهدوی كنی است كه برای اولین بار در سال 1373 توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی به چاپ رسیده است. چاپ بیستم این كتاب در سال 1386 در سه هزار نسخه از زیر چاپ بیرون آمده است .
این كتاب در سال های قبل از چاپ به عنوان درس اخلاق به صورت محاضرات هفتگی برای دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام توسط آیت الله مهدوی كنی ایراد شده است كه پس از پیاده كردن نوار و تغییرات جزئی در آن به صورت كتاب منتشر شد.
این كتاب مشتمل بر مقدمه ای است مفصل، در باب تعاریف و تقسیمات اخلاق و بیان دیدگاه های متفاوت به آن، كه در همین زمینه به بررسی تفاوت های مسائل اخلاقی و فقهی می پردازد. در این مقدمه مفصل اشاره ای هم به چگونگی رسیدن به تهذیب نفس و تحصیل مكارم اخلاق و ضرورت رسیدن به آن شده است.
كتاب “نقطه های آغاز در اخلاق عملی” از بیست و دو فصل كه در مقدمه از آن تعبیر به “نقاط آغاز” شده، تشكیل شده است. در هر فصل از این كتاب، به طور مشروح به بیان و ضرورت رسیدن به این “نقاط آغاز” پرداخته شده است كه برخی از این “نقاط” از نظر خوانندگان می گذرد: 1. معرفه النفس ؛ 2. یقظه (خودآگاهی و احساس مسئولیت.)3 ؛ تذكر.4 ؛ تفكر و تدبر.5 ؛ تولی و تبری ؛ 6. علم به شرایع و احكام؛7 . انتخاب دوستان صالح و همفكر8 .پرهیز از محرمات ؛ 9. توبه و استغفار؛10. ادای فرایض و واجبات؛11. التزام عملی به نوافل و مستحبات و ترك مكروهات ؛12. مرابطه، مراقبه، محاسبه و معاطبه ؛13. نیت، اخلاص و پرهیز از شرك و ریا و نفاق ؛14. ریاضت و مجاهدت با نفس ؛15. نظم و انضباط و تقسیم اوقات ؛16. غنیمت شمردن فرصت ها؛17. خدمت به بندگان خدا ؛ 18. توكل و اعتماد به خداوند ؛19. حسن سلوك و خوش رفتاری با مردم ؛ 20. زهد؛21. قناعت. البته هر یك از این “نقاط”، خود دارای مراتب و مراحلی است كه نسبت به اشخاص و افراد و شرایط شدت و ضعف پیدا می كند. نفس طرح این مباحث به عنوان نقاط عظیمت سلوك اخلاقی، نوعی پیشروی اخلاق در زندگی روزمره امروزی است.
یكی از مهمترین فصول (نقاط آغاز) در این كتاب، چه به لحاظ كیفی و چه به لحاظ كمی در بیان مطلب، فصل هشتم این كتاب، پرهیز از محرمات است. این فصل، با حدیثی از امام باقر علیه السلام شروع می شود كه می فرماید: “شگفتا از مردم كه از ترس بیماری در خوردن غذا احتیاط و امساك می كنند، ولی از بیم آتش دوزخ از گناه خودداری نمی كنند”(جامع احادیث شیعه، ج.3، ص..327.)
در ادامه این فصل، از چند بخش از لحاظ گناهان زبانی، قلبی، شهوی، تشكیل شده است. در بخش گناهان زبانی به بیان گناه غیبت، دروغ، نمامی، استهزاء می پردازد كه ما برای خوانندگان در ادامه گناه غیبت را مورد ارزیابی قرار می دهیم؛ غیبت به كسر غین، یعنی پشت سر دیگران بدگویی كردن و سخن ناخوشایند گفتن است. این تعریف به لحاظ شمول و عمومیتی كه داراست، شامل انواع غیبت، بهتان، تهمت، افك (دروغ های فاحش) می شود. نهی از غیبت در قرآن در سوره حجرات آیه 12 بیان شده است و در روایات به طور تفصیل و مبسوط بدان پرداخته شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: “الغیبته حرام علی كل مسلم و انها تاكل الحسنات كما تاكل النار الحطب”. غیبت كردن بر هر مسلمانی حرام است و همان گونه كه آتش هیزم را می خورد، غیبت نیز كارهای نیك انسان را می خورد و از بین می برد. فرجام كار به انواع غیبت، عوامل غیبت و راه درمان آن وآثار غیبت در زندگی دنیوی و اخروی با توجه به آیات و روایات و احكام و اقوال برخی از بزرگان دین می پردازد كه خوانندگان عزیز را برای مطالعه تفصیلی به خواندن كتاب دعوت می كنم.
این كتاب در عین سادگی و شیوایی مطالب آن، به صورت جامع نوشته شده كه در نوع خود به لحاظ شمولیت و فراگیری عناوین كم نظیر است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در خبر ها آمده است رییس جمهور  با بیان این‌که در مکان‌یابی برای مسکن،‌ صنعت و جاده‌سازی خطا کرده‌ایم، تصریح کرد: باید مکانی را برای مسکن‌سازی و صنعت انتخاب می‌کردیم که کمترین صدمه به محیط زیست را بزنیم، اما زمین‌های زراعی و باغ‌ها را به مسکونی تبدیل کردیم و اشکال از همین جا آغاز شد.
واقعیت این است که مردم شریف بافق هم همین حرف را صحه می گذارند که سالیان سال است دولت های مختلف بر این خطا پا فشردند به جای ساخت کارخانجات فنا وری معدنی در کنار معادن رنج حمل سنگ را به دور دستها تحمل کردند که  برای دولت هزینه به بار آوردند و برای مردم منطقه بدبختی!
مردم نگرانند که با استخراج کامل معدن در دیارشان به جز گودال های عمیق و تغییرات زیست محیطی چه چیز عاید این شهر خواهد شد؟
آری این حرف دل مردم رنج کشیده کویر است که سالیان سال فریاد می کشد اما کسی شنوا نیست که گفته اند : گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آن چه البته به جایی نرسد فریاد است.
عالی جناب ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران حال که حرف ما را زدید خواهشمند است اقدام عملی نیز بفرمایید کاری کنید امید در دل کویر جوانه بزند تدبیری بنمایید تا کارگران زحمت کشد از اعتدال شما بهرهمند شوند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

این مناجات شعبانیّه یک تحفهای است که در اختیار ما قرار داده شده است. خب ما دعا خیلی داریم، همهی این دعاها هم پر از مضامین عالی است، امّا بعضی یک برجستگی خاصّی دارند. من از امام بزرگوار رضوان‌الله‌علیه سؤال کردم، گفتم در میان این دعاهایی که از ائمّه علیهم‌السّلام رسیده است، شما به کدام دعا بیشتر علاقهمندید و دلبستهاید؟ فرمودند به دعای کمیل و مناجات شعبانیّه؛ به این دو دعا. امام یک دلِ متوجّه به خدا بود، اهل توسّل بود، اهل تضرّع بود، اهل خشوع بود، اهل اتّصال با مبدأ بود؛ وسیلهی بهتر در چشم او، این دو دعا بود: دعای کمیل، مناجات شعبانیّه. وقتی انسان مراجعه میکند به این دو دعا، دقّت میکند، میبیند چقدر هم شبیه همند این دو دعا؛ شباهتهای زیادی به هم دارند؛ مناجات انسان خاشع، مناجات انسان متوکّل به خدا؛ کَاَنّی بِنَفسی واقِفَةٌ بَینَ یَدَیک، وَ قَد اَظَلها حُسنُ تَوَکُّلی عَلَیک، فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُه، وَ تَغَمَّدتَنی بِعَفوِک؛ امید، امید به مغفرت الهی، به رحمت الهی، به توجّه الهی، بلندهمّتیِ در درخواست از پروردگار؛ اِلهی هَب لی کَمالَ الانقِطاعِ اِلَیک، و اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضیاءِ نَظَرِها اِلَیک.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۱۳۹۲/۰۳/۲۲



نوع مطلب : مباحث اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
خون جلو چشمانش را گرفته بود دیگر همه جا را تار می دید فرقی نمی کرد نباید جلویش آفتابی می شدی! به هرکسی می رسید خنجری می زد دوست و دشمن مهم نبود فقط باید آن بغض نهفته در درون را خالی می کرد ! عربده ها می کشید کسی جلودارش نبود !
حال با یک خنجری که به کسی بخورد نخواهد مرد فوقش با پانسمانی حل می شود چشمها خیره خیره او را بدرقه می کردند کسی خیلی نگران زخم خنجر او نیست ! آن چه درد آورد است این که او با این حال زار به کدامین سرنوشت دچار خواهد شد همه به نحوی دلسوزی از او می کردند و زخمهایی که بر وجودشان وارد شده بود را دیگر حس نمی کردند! خوب که از چشم ها دور شد و تنها سیاهه ای از او بیشتر پیدا نبود یک مرتبه همه با هم او را صدا می زدند ملتمسانه از او می خواستند که باز گردد هوا رو به تاریکی می رفت و صدای زوزه درندگان از دور دست به گوش می رسید ... نا خود آگاه به یاد کلام مولایمان افتادم که فرمودند: «ایّاكم و الفرقة فانّ الشاذ من الناس للشیطان كما انّ الشاذ ّ من الغنم للذئب؛ از جدایی و پراكندگی بپرهیزید؛ زیرا انسانی كه از مردم جدا شود در اختیار فرمان شیطان است همچنانكه گوسفند دور از گله نصیب گرگ می شود.»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
مدت طولانی در خواب بود بالاخره بیدار شد یادش آمد که اصحاب کهف وقتی بیدار شدند کسی را برای خرید فرستادند چون پول آنها سالیان دراز بر آن گذشته بود قیمتی شده و به حکم عتیقه در آمده بود او هم که تقریباً یک دهم آنها خواب رفته بود به خود گفت اگر مانند پول اصحاب کهف آن قدرها گرانبها نشده باشد به هر حال به اندازه خود ارزشش افزوده شده است راه افتاد در بازار تا با آن خریدی کند اما هر کجا سر می زد می گفتند این پولهای شاهی باطل شده است دیگر ارزش ندارد ! با خود فکر کرد حالا پولمان ارزش ندارد روی حرفمان که حساب می کنند آقای  تازه از خواب بیدار شده شروع به داد و فریاد کرد  که من چنین و چنان و...
اما باز کسی تحویلش نگرفت سخت درمانده شده بود آخه این همه تغییر آن هم در چند سال خواب ما !
دیگر کاری از دستش بر نمی آمد زمان از دست رفته بود و او مانده بود با دنیای از حسرت ولی آن چیزی که خیلی مرا به تعجب وا می داشت اعتماد به نفسش بود که هنوز هم شکست ها را به گردن دیگران می انداخت و انگار نه انگار که چند سال خواب خوش او این وضعیت را پدید آورده است خواهش می کنم مواظبش باشید نکند با این حال خواب آلود از آن طرف بام بیفتد!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نمی خواهم حرفهای ما ورائی بنویسم ولی هر روز که از کنار میدان دانشجو می گذرم می بینم فرفرهای رنگ های دیگر می چرخد اما فرفره بنفش نمی چرخد مسئولین امر چندین دفعه آن را برده اند و آورده اند اما مگر توفان بیاید تا یک تکانی به خود بدهد نمی دانم شاید گوش به حرف رئیس دولت کرده است و تا چرخ زندگی مردم نچرخد او حرکت نخواهد کرد این ایستایی آن هم در کنار آن همه حرکت نوبر است حال دیگر احتیاط می کنم و بیشتر نمی نویسم شاید مسئولین موفق شوند که آن را به حرکت وادار کنند و شاید هم این فرفره سر لج بازی باز هم تصمیم داشته باشد نچرخد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 7 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
سال 84 انتخابات به دور دوم کشید رقابت بین جناب آقای احمدی نژاد و حاج آقای هاشمی رفسنجانی  قرار گرفت در شهر بافق مجلس ختمی بود که بنده نیز نه برای سخنرانی بلکه برای عرض تسلیت حضور داشتم یک عده از اقوام آن مرحومه طرفدار هاشمی بودند لذا جناب آقای دکتر پاکنژاد را دعوت کرده بودند که در مجلس ختم سخنرانی کند و از هاشمی دفاع کند یک عده از اقوام سخت طرفدار احمدی نژاد بودند و قصد ممانعت از سخنرانی دکتر را داشتند بنده  و بعضی دیگر پا در میانی کردیم که جناب دکتر نماینده مجلس است و آزاده و ... خواهش می کنیم بگذارید صحبت کند مردم خود تصمیم می گیرند قبول کردند ولی شرط گذاشتند که بعد از سخن دکتر بنده چند دقیقه ای صحبت کنم ناچار پذیرفتم دکتر از آقای هاشمی دفاع کرد سخنش که تمام شد از آقای روحانی که نوبت منبر داشت اجازه گرفتم و از دکتر پاکنژاد خواهش کردم بنشیند و ایشان بزرگواری کردند و نشستند بنده یک سوال را مطرح کردم و آن این که خصوصی سازی در قانون اساسی آمده است  وقانونی است اما در دوران ریاست جمهوری هاشمی خصوصی سازی هایی صورت گرفت که خودمونی سازی بود آیا اگر باز به ریاست جمهوری رسید چنین اتفاقی خواهد افتاد؟ و... بعضی از عزیزان شروع به جنجال کردند جو را به هم زدند و دکتر هم چون در مهریز جلسه داشت رفت چند دقیقه ای ادامه دادم و مجلس را به آقای روحانی سپردم.
آری اصل خصوصی سازی طبق اصل 44 قانون اساسی و دستور رهبر معظم انقلاب باید اتفاق بیفتد و اصل 45 نیز انفال را از آن استثنا نمی کند فقط موارد انفال را یاد آور می شود و می نویسد در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل نماید و این بند دست حکومت را باز گذاشته است بله در همان اصل 44 قانون اساسی مواردی را ذکر کرده که باید دولتی اداره شود و از جمله آن معادن بزرگ است حال معدنی که بیش از 50/. برداشت شده معدن بزرگ صدق می کند یا نه جای بحث دارد لذا به نظر می رسد اصل خصوصی سازی حتی در انفال به جز مواردی که در اصل 44 عنوان شده منع قانونی ندارد بله شیوه خصوصی سازی که باید مصلحت عامه در نظر گرفته شود که از ذیل اصل45 به دست می آید می تواند مورد انتقاد باشد که حضرات در خصوصی سازی معادن بافق مصلحت عامه را در نظر گرفته اند ؟ آن مصلحت کدام است؟ شفاف سازی کنند .
مجلس محترم باید به وظیفه قانونی خود عمل نماید از روند خصوصی سازی تحقیق و تفحص کند تا مصلحت عامه فدای مصلحت خاصه نگردد؟ آیا خصوصی سازی بدین صورت که خواه نا خواه به روند مهاجرت دامن می زند و شهری را با توجه به نداشتن صنایع جایگزین بعد از اتمام معدن به تعطیلی می کشاند مصلحت عامه دارد؟ و اگر ضرورتی در خصوصی سازی دارد برای دولت چه فرقی داشت که به جای عرضه در فرابورس در بورس این اقدام را بکند ؟ و ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 خرداد 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح

او همچون همیشه به مناجاتگاه خود رفته بود تا با خدا سخن بگوید اما این دفعه خدا با او سخن گفت جبرئیل از جانب خدا آمد و به او گفت بخوان .آری بخوان!  خواندن اولین امر بر پیامبر اسلام است




نوع مطلب : مباحث اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تابلو نوشته " ولایة علی بن ابی طالب حصنی" بر وروی ساختمان کنگره آمریکا نقش بست.
به گزارش سرویس بین‌ الملل باشگاه خبرنگاران؛خبرگزاری نون الخبریه عراق در مطلبی نوشت: در ورودی کنگره آمریکا تابلوهایی نصب شده که نماینده تمدن‌های جهان محسوب می‌شوند که در بخش تمدن‌های اسلامی کتیبه‌ای با عنوان "ولایة علی بن ابی طالب حصنی" هک شده است.




نوع مطلب : مباحث اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 32 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :