تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - مطالب احمد علیزاده فلاح
 
وبلاگ احمد علیزاده فلاح
یا امیرالمؤمنین حیدر
شنبه 13 تیر 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ ﴿١١﴾
کیست آن که به خدا قرض دهد قرضی نیکو تا خداوند آن را برای او مضاعف کند و برای او پاداشی گرانمایه است.
نکته ها:
1. قرض به معنای بریدن و جدا کردن بخشی از مال است . مالی که آدمی به دیگری می دهد به شرط آن که مثل آن را پس بدهد.
2. آیه در پی ترغیب به انفاق و وام دادن به دیگران است آن را نیکو دانسته و وعده مضاعف شدن می دهد یعنی قرض دادن به معنای از دست دادن مال نیست بلکه سرمایه گذاری است که چند برابر باز می گردد علاوه بر آن اجر گرانمایه نیز دارد آری سرمایه گذاری با سود مادی و معنوی است که خداوند ضمانت کرده است .
3. این قرض دادن را قرض به خدا خوانده است نه بنده خدا تا عظمت کار مشخص شود .
یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَى نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿١٢﴾
روزی که مردان و زنان با ایمان را می بینی که نورشان از پیش روی و جانب راستشان به سرعت پیش می رود. مژده باد شما را در امروز به باغ هایی که از زیر آن نهرها جاری است در آنجا جاودانه اید این است آن رستگاری و کامیابی بزرگ
نکته ها:
1. آیه نهم گذشت خداوند به وسیله  نزول آیات بینات بر پیامبر (ص) بندگان را از ظلمت و تاریکی به نور می آورد  و این نور روز قیامت همراه مؤمنان است
2. مخاطب آیه پیامبر(ص) است روزی که تو پیامبر(ص) مؤمنین را می بینی که چنین حالتی دارند
3. نور مؤمنان همان تجسم اعمال و عقائدشان است  ایمان همان نور هدایت و کفر تارکی مطلق است
4. دو نور از جلو و طرف راست مؤمن به سرعت در حرکت است که نشان می دهد مؤمنان از شوق جنت به سرعت به سوی بهشت می روند
5. به مؤمنان بشارت باغی بهشتی با نهر های جاری و جاودانگی بودن می دهند و این رستگاری بزرگی است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 تیر 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
وَمَا لَکُمْ أَلا تُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ لا یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَکُلا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿١٠﴾
شما را چه شده که در راه خدا انفاق نمی کنید؟ در حالی که میراث آسمان ها و زمین برای اوست. کسانی از شما که قبل از فتح انفاق و جهاد کردند یکسان نیستند . آنان از جهت درجه از کسانی که پس از آن انفاق و جهاد کرد برترند و خداوند، هر دو را وعده نیکو داده و خداوند به آچه انجام می دهید آگاه است.
نکات:
1. آیه توبیخ سختی است از بخیل ها که چرا انفاق نمی کنند در آیه هفت فرمود انفاق کنید از آنچه خدا شما را جانشین قرار داده است اینجا از ناپایداری مال برای افراد سخن می گوید انفاق کنید که هر چه دارید می گذارید و می روید و میراث آسمان ها و زمین از آن خداوند است.
2. میراث مالک شدن مالی است که از میت به بازماندگان منتقل می شود و جزء خدا کسی باقی نمی ماند کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام پس او میراث بر آسمان ها و زمین است آری ای انسان تو که ماندگار نیستی و همه را به امان خدا جا خواهی گذاشت چرا انفاق نمی کنی تا در آن دنیا از آن بهره مند شوی.
3. اافرادی قبل از قوت اسلام انفاق کرده اند و در نبرد شرکت کرده اند با آنها که بعد از قدرت اسلام به انفاق و جهاد اقدام کرده اند یکسان نیستند آنها که قبل از فتح مکه سال هشتم هجری یا حدیبیه سال ششم به یاری اسلام و مسلمین شتافته اند مانند حضرت خدیجه (س) که همه اموالش را در سال های غربت اسلام اهدا کرد و حضرت علی(ع) که جانفشانی کرد قطعاً با آنها که بعد از نیرومندی اسلام به یاری اسلام به انفاق و جهاد پرداخته اند یکسان نیستند بلکه برتری درجه دارند  آری به هر دو گروه خداوند وعده نیکو داده و هردو مورد لطف پروردگارند.
4. خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است هم می داند هر کسی چه کرده و انگیزه اش از آن چیست؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 تیر 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
وَمَا لَکُمْ لا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّکُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِیثَاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿٨﴾ هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِکُمْ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ ﴿٩﴾
و شما را چه شده که به خدا ایمان ندارید ؟ در حالی که پیامبر شما را  اینکه به پروردگارتان ایمان آورید دعوت می کند و به راستی خداوند از شما پیمان گرفته است، اگر باور دارید. او کسی است که بر بنده خود آیات روشن و روشنگر نازل  می کند تا شما را از تاریکی به نور در آورد و همانا خداوند نسبت به شما رأفت و رحمت بسیار دارد.
نکته:
1.خطاب آیه 8 به مؤمنین است شما که ایمان دارید چرا کاری می کنید که گویا ایمان ندارید؟  چرا لوازم ایمان مثلاً انفاق را به جا نمی آورید . ایمان ادعایی و زبانی بدون تأثیر بر رفتار و اعمال ایمان نیست. لذا آیه مؤمنین را دعوت به ایمان می کند
2. ایمان واقعی و دارای اثر از شما پیمان گرفته شده است حال یا در عالم ذر یا از طریق عقل و فطرت و یا توسط پیامبران نه ایمان ادعایی.
3. در ایه 9  هدف از ارسال رسل و انزال کتب را لطف به بندگان معرفی می کند پیامبر با آیات بینات آمده تا انسان از تاریکی ها به نور در اید و این لطف و مهربانی از خداوند رئوف و رحیم است .
4.منظور از ایات بینات که خداوند بر پیامبرش نازل کرده است یا قرآن است و یا دلیل آشکار و حجت های روشن کننده است از جمله معجزات و برهان.
5.در ایه از دو صفت خدا نام برده شده رئوف و رحیم که بعضی آن دو را مترادف و هم معنی دانسته اند و بعضی رئوف را اشاره به لطف خاصش به بندگان مطیع دانسته اند  و رحیم اشاره به رحمت او در مورد گنه کاران
چه زیبا سعدی در دیباچه گلستان نوشته است:

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی خواران به خطای منکر نبرد

ای کریمی که از خزانه غیب

گبر و ترسا وظیفه خور داری

دوستان را کجا کنی محروم

تو که با دشمنان نظر داری

و در ادامه سعدی از پیامبر (ص) از مهربانی و لطف خدا چنین سخن نقل می کند:

هر گاه که یکی از بندگان گنه کار پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به درگاه خداوند برآرد ایزد تعالی در او نظر نکند بازش بخواند دگر باره اعراض کند بازش به تضرّع و زاری بخواند حق سبحانه و تعالی فرماید

یا ملائکتی قَد استَحْیَیتُ مِن عبدی و لَیس لَهُ غیری فَقد غَفَرت لَهُ

دعوتش را اجابت کردم و حاجتش بر آوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده همی شرم دارم.

کرم بین و لطف خداوندگار

گنه بنده کرده است و او شرمسار





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 تیر 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَیُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَهُوَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿٦﴾ آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَأَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ ﴿٧﴾
شب را در روز و روز را در شب داخل می کند و او به راز دلها داناست. به خدا و پیامبرش ایمان آورید و از آنچه شما را در آن جانشین قرار داد انفاق کنید پس کسانی از شما که ایمان آورند و انفاق کنند برایشان پاداشی بزرگ است.
نکته ها:
1. آیه شش به کوتاهی و بلندی شب و روز دلالت دارد که نمونه ای از تدبیر الهی است.
2. در آیه چهار خدا را عالم به اعمال و کردار معرفی کرد اینجا عالم به افکار و نیات می داند خدا حتی نیات را خبر دارد.
3. از شش آیه می توان اصول حکومت و مدیریت را استفاده کرد: الف:علم     ب:قدرت    ج:عزت و حکمت       د: احاطه    ح: ارجاع امور
4. آیه هفت خطاب به مؤمنان است شما که ادعای ایمان دارید ایمان بیاورید به خدا و رسول او و انفاق کنید یعنی برای اثبات ادعای خود انفاق کنید انفاق لازمه ایمان است تنها اهل نماز و روزه بودن کافی نیست باید به فکر مستمندان هم بود بعضی ادعای ایمان دارند اما واجبات مالی را مثل زکات و خمس را نمی پردازند و حال آن که ایمان به خدا و رسول ایمان به تمام دستورات و عمل بدان است.
5. انفاق کنید از آنچه خدا شما را جانشین در استفاده قرار داد در جانشینی انسان بر زمین دو نظر است 1. جانشینی خدا در زمین که انسان خلیفة الله است همه هستی ملک خداست و در اختیار شما مؤمنین خدا امر می کند از ملکش مقداری را به مستمندان بدهید 2. جانشینی از گذشتگان اموالی که دست شماست قبلاً دست آنها بوده به شما رسیده اشاره به این که برای شما هم نمی ماند پس انفاق کنید.
6. از این مال عاریه ای انفاق کنید تا برای شما ماندگار شود انفاق کنید خداوند اجر بزرگی برای انفاق کنندگان می دهد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 7 تیر 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الأرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَینَ مَا کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿٤﴾ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿٥﴾
او کسی است که آسمانها  و زمین زا در شش روز (دوران) آفرید سپس بر تخت قدرت استیلا یافت. آنچه در زمین وارد می شود و آنچه از زمین خارج می شود و آنچه از آسمان فرو می آید و آنچه در آن بالا می رود، را می داند و هرکجا باشید او باشماست و خدا به آنچه انجامه می دهید بیناست . فرمانروایی آسمان ها و زمین برای اوست و تمام برنامه ها به خدا باز می گردد.
نکات:
1. منظور از خلقت آسمانها و زمین در شش روز علی الظاهر شش دوره باشد چون قبل از خلقت آسمانها و زمین روز به معنای اصطلاحی وجود نداشته است گرچه می توان گفت شش روز است چون قرآن گزارش می دهد از گذشته و با توجه به فهم بشر سخن گفته است.
2. استواء بر عرش به معنای تخت قدرت است و این بدان معنا نیست که تختی وجود دارد و او بر آن قرار گرفت آنگونه که اهل تجسیم گمان کرده اند . این اصطلاح مانند این است که فلانی بر تخت قدرت نشست یعنی قدرت را به دست گرفت
3. او به جزئیات عالم هم علم دارد هر آنچه در زمین وارد می شود از بذر و قطرات باران و اجساد ووو می داند کما اینکه هرچه از زمین خارج می شود از گیاهان و آبها و مواد معدنی و نفتی و حشر را می داند آنچه از آسمان نازل می شود از دستورات الهی و فرشتگان وباران و برف و ... را می داند و آنچه به آسمان بالا می رود از دعا و نیایش اهل تقوا و اعمال بندگان و بخار آب و... را می داند
4. همه در محضر خداییم هو معکم این ما کنتم  فردی خدمت معصوم(ع) رسید و عرضه داشت نمی توانم گناه نکنم حضرت فرمود برو جایی گناه کن که خدا نباشد فرد توجه که کرد دید همه جا او است دست از گناه کشید حضرت امام(ره) می فرمود عالم محضر خداست در محضر خدا گناه نکنید
5. آیه توجه می دهد خدا هر کاری انجام دهید را بیناست و از دید او دور نیست اگر جایی دوربین نصب باشد افراد مواظب هستند تخلف نکنند حالا دوربین الهی دائماً در حال رصد است
6. او حکمران و فرمانروا آسمانها و زمین است همه به سوی او در حرکتند همه عملها و برنامه ها به او بازگشت می کند .
آری هم شاهد است و هم حاکم و همه در پیشگاه او حاضر و حکمش نافذ است  مولای متقیان (ع)دمی فرماید:

 إتَّقُوا مَعَاصِی اللّهِ فِی الْخَلَواتِ فَإنَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاكِم؛دوری و اجتناب كنید از معصیت‌های إلهی، حتّی در پنهانی، پس به درستی كه شاهد خودش حاکم (دادگاه) است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 6 تیر 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ یُحْیِی وَیُمِیتُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿٢﴾ هُوَ الأوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿٣﴾
حکومت آسمان ها و زمین برای اوست ، زنده می کند و می میراند و او بر هر چیزی تواناست. اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چیزی آگاه است.
فرمانروای حقیقی هستی خداست و حکومت انسان بر زمین امر اعتباری است نباید مغرور شد اوست احیاء و اماته که در آیه آمده شامل هر احیائی و اماته ای می شود مثل ایجاد ملائکه ، احیاء جنین ، احیاء حیوانات و گیاهان و همچنین مرگ هر چیزی و انسان و... همه در ید قدرت اوست احیاء واماته دیگران نفوذ با واسطه اوست وگرنه اگر اجازه او نباشد کارد تیز گردن اسماعیل را نمی برد بله هر آن چه بشر بدان رسیده و یا در طبیعت بوده با اذن او اثر می گذارد و به خودی خود علت تامه نیست گرچه بعضی علت ناقصه را چون هویداست اشتباهاً علت تامه پنداشته اند نمرود از ابراهیم(ع) پرسید خدای تو کیست؟ ابراهیم گفت : همان که زنده می کند و می میراند  نمرود دو زندانی را طلبید یکی را آزاد و دیگری را کشت گفت من هم زنده می کنم و می میرانم . ابراهیم (ع) در مقابل نمرود مثال آشکار زد خدای من خورشید را از مغرب می آورد تو از مغرب بیاور اهل کفردیگر مبهوت شدند الغرض ما گاهی چون علت ناقصه ملموسمان است از علت تامه غفلت می کنیم .
او به هر چیزی تواناست  چون او محیط بر هر چیزی است و احاطه فرع اطلاق قدرت است اول و اخر و ظاهر و باطن فرع اسم محیط است و احاطه را می رساند در این چهار صفت قید زمان و مکان وجود ندارد  او سر آغاز جهان و سر انجام آن است او ظاهر است در پدیده هایش نظام هستی نشانه قدرت اوست و باطن است ذات پاک او از همه مخفی است .
به قول بعضی او با دلیل و برهان خرد پسند ظاهر است و بدان جهت که دانای نهان هاست و از همه چیز آگاه است باطن
بنابرین او محیط بر هستی است لذا او علیم است همه چیز در محضر او حاضر است و او به همه هستی علم حضوری دارد لحظه ای آنی چیزی از او مخفی نمی ماند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 تیر 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿١﴾
هرچه در آسمانها و زمین است تسبیح خدا می کند و او مقتدر و حکیم است
ما حرف موصول و عام است شامل عقلا و غیر عقلا می شود هر چه در آسمان ها و زمین است تسبیح گوی خداست و این تسبیح گویی شامل جمادات نباتات و... می شود که تصورش برای امثال ما بسیار سخت است که اینها چگونه تسبیح خدا می گویند اینها که جان ندارند و شعوری وجود ندارد چگونه تسبیح می گویند بعضی از بزرگان گفته اند مراد از تسبیح آنها این است که وجودشان دلالت بر ذات بی عیب خدا می کند و این همان تسبیح است بعضی گفته اند تسبیح آنها همان انجام وظیفه در جهان تکوینند که هر کدام کار و فعلی که بر عهدشان است انجام می دهند و این همان تسبیح است .
اما امثال علامه طباطبایی تسبیح را حقیقی می دانند نه مجازی زبان قال است نه زبان حال لذا در قرآن سوره اسرا آیه 44 می فرماید:وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ ؛
آیه دلالت دارد که همه چیز تسبیح خدا می کند ولی ما انسانها نمی فهمیم اگر مراد مجاز بود که مردم می فهمیدند مولوی در تبیین تسبیح موجودات به مثالی متوسل می شود و این گونه سخن آغاز می کند :یک حکایت بشنو از تاریخ گوی                        تا بری زین راز سرپوشیده بو
مار گیری به منطقه کوهستانی رفت تا مار بگیرد اژدهایی را مرده دید آن را بهر احتیاط بسته و با خود به بغداد آورد آفتاب بغداد که به اژدها رسید اژدها که نمرده بود و او خیال کرده بود مرده است به جنب و جوش در آمد و به مردم تماشا چی حمله ور شد بله موجودات در تصور ما مرده و جمادند وگرنه پیام جمادات به ما این است:     ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم           با شما نا محرمان ما خامشیم
آری همه تسبیح گویند اگر گوش شنوایی باشد از بعضی بزرگان سیر و سلوک نقل شده است که صدای تسبیح را می شنیدند  زیباست حکایتی که سعدی دارد:

یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته شوریده ای که دران سفر همراه ما بود نعره ای برآورد و راه بیابان گرفت و یک نفس آرام نیافت چون روز شد گفتمش آن چه حالت بود گفت بلبلان را دیدم که بنالش در آمده بودند از درخت و کبکان از کوه و غوکان در آب و بهایم از بیشه. اندیشه کردم که مروّت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته.

دوش مرغی به صبح می‌نالید

عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش

یکی از دوستان مخلص را

مگر آواز من رسید به گوش

گفت باور نداشتم که ترا

بانگ مرغی چنین کند مدهوش

گفتم این شرط آدمیت نیست

مرغ تسبیح گوی و ما خاموش





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 تیر 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
بسم الله الرحمن الرحیم
سوره حدید بیست و نه آیه دارد و در مدینه نازل شده است بنابرین جزء سور مدنی به حساب می آید
غرض سوره
علامه طباطبایی غرض از سوره حدید را ترغیب مؤمنین به انفاق در راه خدا می دانند و به آیات در مورد انفاق در سوره استناد می کنند گرچه مفاهیم دیگری نیز در آیات این سوره مطرح است که در ادامه بدان می پردازیم وچون غرض انفاق است و چه بسا افرادی به اشتباه بیفتند که نکند خدا نیاز دارد سوره با سبح شروع می شود که تنزیه خداوند است.
فضیلت سوره
سوره حدید یکی از سوره های مسبحات است که پیامبر گرامی اسلام(ص) قبل از خواب تلاوت می فرمودند و می گفتند در آن آیه ای است که از هزار آیه بهتر است و امام باقر(ع) می فرمایند هر کس سور مسبحات را قبل از خواب بخواند نمی میرد تا امام زمان (عج) را درک کند یا اگر مرد در جوار رسول گرامی (ص) خواهد بود .
براء بن عازب می گوید به علی(ع) عرض کردم ای امیر مؤمنان تو را به خدا و رسولش می خوانم که بهترین چیزی که پیامبر (ص) ویژه تو کرد و جبرئیل مخصوص او ساخت و خداوند جبرئیل را به آن فرستاد در اختیار من قرار دهی.
حضرت فرمود: هنگامی که می خواهی خدا را به نام اعظمش بخوانی از آغاز سوره حدید تا شش ایه تا علیم بذات الصدور را بخوان و سپس چهار آیه آخر سوره حشر را بعد دو دستت را بلند کن و بگو : ای خداوندی که چنین هستی تو را به حق  این اسماء می خوانم که بر محمد(ص) درود فرستی و فلان حاجت مرا برآوری سپس آن چه می خواهی بگو . سوگند به خداوندی که معبودی جز او نیست به حاجتت خواهی رسید ان شاء الله.
در حدیث دیگری امام سجاد(ع) می فرماید: خداوند می دانست که در آخر الزمان گروهی ژرف اندیش خواهند آمد ، لذا سوره توحید و آیاتی ازسوره حدید را نازل کرد و هر کس غیر این صفات را برای خدا بپذیرد هلاک می شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
فکر می کرد خیلی کارها می تواند بکند حسابی شلوغ کرده بود گرد و خاکی به راه انداخته بود نمی شود گفت این همه شور و اشتیاق تصنعی است ! نه نه! او فکر می کرد هشتا را شانزده تا می کند اما از آن روز مدتی گذشت شعار ها و داد و بیداد ها دیگر نتیجه ای ندارد باید دست به کار شد اما دست تنها ! مگر نشنیدی دست تنها صدا ندارد آری بزرگترین مشکل همین جاست که دست تنها صدا ندارد و او با داد و فریادهایش کسی را باقی نگذاشته بود که با او همراه شود شاید هم آنها می خواهند این هیاهوها به خاموشی منتهی شود !
هر روز خورشید طلوع می کند و تا مرد حماسی ما می خواهد کاری بکند غروب کرده است روزها از دست می رود نتیجه ای حاصل نمی شود فقط و فقط او تنها و تنها تر می شود گرچه قال و قیلهایش را باور نداشتم ولی همیشه موفقیتش را می خواستم ولی گویا تقدیر چیز دیگری را رقم زده است !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
علم بر زمین افتاده بود علمدار شهید گشته بود دشمن دیگر سرمست از پیروزی همه جا را به آتش کشید مطمئن مطمئن دگر هرگز این علم از زمین برداشته نخواهد شد اما در کمال ناباوری دشمن و حتی دوستان شیر زنی وظیفه علمداری را به عهده گرفت مجلس عبید الله را بر هم پیچید باید او را ساکت کرد اما چگونه ؟ تنها یک راه برای سکوت او وجود داشت ! فکر نکنید کشتن تنها راه بود خیر او از مرگ نمی ترسید و شهادتش صدای مظلومیتش را رساتر می کرد بله تنها یک راه بود ! به نیزه دار دستور دادند مقابل زینب بایست ! همه تعجب کردند چرا سخن او عوض شد دیگر خطبه آتشینش فروکش کرد تا نگاه ها به بلندای نیزه افتاد ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 15 فروردین 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
مشکلی که قرن ها است دامن کشورهای اسلامی و از جمله کشور ما را گرفته است روزمرگی است مشکل امروزمان را حل کنیم آینده به عهده آیندگان. همتمان کم شده است تحمل مشکلات برای رسیدن به اینده بهتر سختمان است ولی ادعا تا دلت بخواه داریم!
رهبر عزیزمان راه برون رفت از مشکلات را تکیه بر توان داخلی می داند اما ما راهی برای به دست آوردن کالای خارجی !
آری نازپرورده شدیم و نازپروده پیشرفت نخواهد کرد شاید شما خواننده محترم بگویی ول کن ا شیخ!  یا صدایت از جای گرمی در میاد و ...
یا مردم ما مقاوم ایستاده اند که راست هم می گویی مردم مقاوم ایستاده اند اما آنها که تأثیر گذارند به اندازه مردم مقاوم نیستند به هر حال هر ملتی پیشرفت کرده با تلاش و کوشش بوده است با برنامه و پشتکار بوده است آیا چنین هستیم ؟ اگر هستیم که نعم المطلوب وگرنه باید فکر نان کرد که خربزه آب است!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 فروردین 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
درمثل امروزی مردم بزرگ ایران به نظر امام رأی قاطع دادند و نظرات دیگر را طرد کردند جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر
مردم به نظر امام اعتماد کامل داشتند و این اعتماد منشأ موفقیت امام در تأسیس نظام جمهوری اسلامی شد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سال 93 روزهای پایانی خود را سپری می کند اتفاقات فراوانی از لحاظ سیاسی اقتصادی اجتماعی فرهنگی ورزشی و... در این سال روی داد اما آنچه برای استان ما اهمیت فراوانی داشت دریافت دو پیام آن هم در حوزه فرهنگی از مقام معظم رهبری است یکی پیام به مناسبت مراسم عزاداری هیئت باغ گندم یزد و دیگری که در همین روزهای پایانی روی داد پیام به خانواده شهیدی که خانه خود را برای کتابخانه اهدا کرده بودند
آری این نشان از جایگاه استان فرهنگی و دارالعباده و دارالعلم نزد ایشان دارد یزد از قدیم به دار العباده شهرت داشت و عزاداری بر ابی عبدالله(ع) نشان از آن دارد و در سفر مقام معظم رهبری به یزد به لقب دار العلم نیز مفتخر شد که تأسیس کتابخانه گواهی بر این جایگاه دارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قدیم تر ها او را می شناختم با افکارش کمابیش آشنا بودم مدتی بس طولانی خبری از ایشان نداشتم تا این که امروز صبح که به سر کار می رفتم رادیو یزد را گوش می دادم که اعلام کرد آقای دکتر احمد پهلوانیان رئیس صدا و سیمای مرکز یزد شده اند شک و یقین گرچه با هم جمع نمی شوند و محال است اما نا خود آگاه شک و یقین با هم برایم پیدا شد که آیا ایشان همان احمد پهلوانیان هستند خبر را دنبال کردم و یقین حاصل شد لذا انتصاب ایشان را بدین سمت تبریک عرض کرده امید موفقیت ایشان را از خدای متعال خواستارم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 بهمن 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
همه برای پیشرفت هورا می کشند از ساخت و ساز خوششان می آید وقت قیچی  کردن ربان صلوات می فرستند و بعضی کف می زنند و بعضی وقت ها صدای کف و صلوات در هم می پیچد ! چه لحظات خوشی برای مسئولین پدید می آورد با افتخار از پروژه مربوطه سخن می گویند و  چون اطرافیان هورا های بلند اهدا کرده اند وعده پروژه های بعدی نیز می دهند ! و باز همه هورا می کشند در شهر و روستا مورد استقبال و بدرقه گرم قرار می گیرند و لقب های زیبای سردار عمران وآبادانی و... به مقام مربوطه داده می شود .
یادتون هست یک زمانی تلوزیون سریالی به نام آیینه پخش می کرد قسمتی پخش می شد که گزارش یک زندگی شیرین بود و قسمتی از تلخی همان زندگی .
الان در بعضی مناطق کشور قسمت شیرینی ساخت سد و ... به پایان رسیده چون آب به دریاچه ارومیه به واسطه سد و... نرسیده خشک می شود دیگر هورایی در کار نیست یا آب به تالابها نرسیده خشک شده ریزگرد پدید آمده و مردم عزیز خوزستان ووو را آزار می دهد قطعا برای مسئولین هورایی نخواهد بود یادمان باشد اینها اثر هوراهای خودمان است !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 بهمن 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
دهه فجر دهه خاطرات ملت بزرگ ایران دهه همت و ایثار ، دهه فجر ما را به خاطرات سال های قبل فرا می خواند هنوز از سرود های انقلابی به شوق می آییم و با زمزمه آن خیلی از خاطرات پیش چشممان اشکار می شود خاطرات جشن های سال هایی که مدرسه می رفتیم گویا همین امروز بود در هر مدرسه ای جشن برقرار می شد همه را دعوت می کردند گروه های سرود دانش آموزی سرود های انقلابی می خواندند و گروه های نمایش معلمین و دانش آموزی نمایش اجرا می کردند نمایش ها درس آموز و همراه با طنز بود رهاوی معلم زبان نقش معلم شهیدرا بازی می کرد و عباس امین الرعایا برادری که سالها به خارج رفته بود و حالا با فرهنگ فرنگ بازگشته و جز آزار پدر و مادر کاری ندارد  و جناب آقای لبویی نقش شهید نه رفت جبهه و شهید شد
گاهی هم جریان تارخی به نمایش در می آمد رشیدی عبیدالله می شد و دستور می داد میثم تمار را دار زنند و ...
آری آن زمان گذشت و خاطره ها باقی ماند شاید یکی از وظایف ما در قبال انقلاب ایجاد خاطره های زیبا برای کودکان باشد و خاطره می تواند نقطه عطف و پیوند بین نسل ها باشد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 بهمن 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
خبری روی آنتن ها رفت دو کلمه خبر بیشتر نبود ولی دنیایی را تحت تأثیر قرار داد امام آمد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 بهمن 1393 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
دو لشکر در مقابل هم صف آرایی کردند کمان داران و تیر اندازان هر دوطرف آماده نبرد شدند شمشیر زنان اسب سوار و پیاده به طرف هم یورش بردند گرد و غبار همه جا را فرا گرفته بود آتش جنگ گرم و گرم تر می شد شایعات هم هر دو لشکر را آزار می داد لشکر دشمن در نبردی موفقتر عمل کرد تنها چشمه آب را تصرف کرده بود  و اجازه آب نوشیدن نمی داد مذاکره و رایزنی برای دریافت آب فایده نبخشید دشمن حربه خوبی برای شکست دادن پیدا کرده بود آب ! تحریم حیاتی ترین نیاز هر موجود زنده ! فکر می کرد با حربه تحریم می تواند به مقصود خود نائل گردد !
فرمانده که لشکر را آسیب پذیر دید به سربازان نهیبی زد نعره حیدری کار ساز افتاد شجاعت سربازان دو چندان شد همتی پدید آمد با یک تلاش توانستند دشمنان را از آب دور سازند حال لشکر دشمن تشنه است و دست رسی به آب ندارد سربازها خواستند که مقابله به مثل کنند به آنها آب ندهند ولی فرمانده آنها را از این رفتار زشت نهی کرد بدون هیچ مذاکره و رایزنی ! فرمانده خیلی به آداب اسلامی انسانی پایبند بود تحریم آب ! هرگز ! هرگز!
جنگ ادامه یافت کم کم نشانه های شکست در لشکر دشمن پدیدار شد دشمن که در میدان نبرد کم آورده بود  و می رفت که با شکستش تحولی تاریخی پدید آید روش مبارزه خود را تغییر داد به جنگ روانی روی آورد دستور داد قرآن ها را بر سر نیزه کنند و اعلام کنند ما پیرو این قرآنیم چرا با هم بجنگیم بیایید با هم مذاکره کنیم .
نقشه کار ساز شد سربازان دور فرمانده حلقه زدند که باید مذاکره کنید هر چه فرمانده تحلیل منطقی ارائه می داد شنونده ای نداشت لاجرم علی رغم میل باطنی دستور دار سردار لشکر دست از نبرد بکشد و آماده مذاکره شود سردار پیام داد تا شکست دشمن راهی نمانده اجازه بدهید برای همیشه فتنه را خاتمه دهم اما پیام رسان خبر آورد که فرمانده گفته اگر می خواهی مرا زنده ببینی دست از جنگ بکشد !
سردار لشکر خیلی ناراحت اما چاره ای نیست به چادر فرماندهی رسید دید نقشه دشمن اثر کرده است فرمانده مجبور است تن به مذاکره دهد و نتیجه را بپذیرد !
حال چه کسی برای مذاکره برود نظر فرمانده سردار یا دانشمند آگاه بود ولی سربازها ایشان را صالح نمی دانستند و فقط یک گزینه را تأیید می کردند ابوموسی اشعری!
لاجرم علی علیه السلام او را معرفی کرد تیم مذاکره کننده وارد شور شدند عمرعاص از طرف معاویه و ابوموسی از طرف علی جلسه به طول انجامید وعده وعیدهایی رد و بدل شد هر دو قرار گذاشتند علی و معاویه را خلع کنند هر دو پشت تریبون رفتند به هم تعارف می کردند شما مسن تری اول شما نظرت را اعلام کن همه چشم به پایان مذاکرات دوخته بودند ابوموسی دستش را بالا اورد انگشتری را از دست راست خود در آورد و گفت من به نمایندگی از طرف کوفه علی را از حکومت خلع می کنم عمر عاص هم خطبه ای خواند و انگشتری را به دست چپ کرد و گفت من هم به نمایندگی از شامیان معاویه را بر می گزینم !
غوغایی به پا شد آنها که تا دیروز علی را مجبور به مذاکره می کردند امروز اعتراض به نتیجه داشتند و به علی فشار می آوردند که باید توبه کنی و با معاویه وارد نبرد شوی ولی حضرت حاضر نمی شد و...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 32 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :