تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - مطالب تیر 1397
 
وبلاگ احمد علیزاده فلاح
یا امیرالمؤمنین حیدر
درباره وبلاگ


کبر از اخلاق خاصه شیطان است. هر کس جهلش بیشتر و عقلش ناقص تر است، کبرش بیشتر است. حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

مدیر وبلاگ : احمد علیزاده فلاح
برچسبها

فرماندار  محترم عنان سخن را به دست می گیرند و همان ابتدا یاد آور می شوند فرصت ما در شهرستان اندک بود برای همین خیلی کارها دست زده شده بود یا دست زدیم ولی زمان نیاز دارد به نتیجه برسیم مثلاً همین فولاد که برخی معتقد هستند دستان مافیای فولاد در به ثمر نرسیدن فولاد بافق مداخله دارد برای من قابل قبول نیست.چگونه است که برای هفت طرح دیگر از طرح های هشتگانه فولاد در کشور مشکلی ایجاد نشده و باید در مورد فولاد بافق چنین تفکری داشت.این موضوع نیاز به ریشه یابی عمیق دارد بنده فرضیه هایی برای این تعلل دارم که در مصاحبه ای نیز گفته ام ولی باید کارشناسی شود. تا اینجا کار را پیش بردیم می بینم بر لبان بعضی لبخند نشست  و این دلیل رضایت مندی است و اعلام فرضیه عزیزان کار کمی نیست با یک تلاش به نظریه مبدل می شود و آیندگان می توانند برای حل مشکل فولاد بافق راهبرد و راهکار بنویسند و در نهایت منجر به نتیجه می شود شاید چندین فرماندار بیایند و بروند مهم نیست مهم نتیجه است که به سود شهر و مردم است .

یا همین جاده که تا حال دغدغه بسیاری از فرمانداران قبلی بوده و الان نیز دغدغه است یه کوچولو دیگه از جاده باقی مانده اما انجامش کار بزرگی است باید کارشناسی شود چرا بعضی میلگرد کم داده اند اگر  علت اعلام می شد شاید بدین نتیجه می رسیدیم جاده را بدون پل بسازیم مانند اینکه فرماندار قبلی چنین کرد پل رودخانه شور را نساخت اتفاقی هم نیافتاده فعلاً که جواب داده کسی هم به خاطر آن کشته نشده بقیه پل ها حذف شده بود الان جاده تمام بود چندین آبنما ساخته می شد مردم هم در رفت و آمد به یزد احساس خستگی نمی کردند چون همراه با هیجان بود و برای بچه ها چه کیفی می داد عدم مطالعه و استفاده از نظریات جدید جاده را معطل کرده است.

اما کارهای که با مطالعه دقیق بوده و در دوره بنده شروع شده بدون مشکل پیش رفته است مثلاً در سال ۹۶ ساخت سه بیمارستان برای شهرستان های ابرکوه، خاتم و بافق مصوب شد و در مورد بافق مقرر گردید تا اسکلت بتن شهرستان کمک نماید. ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان از سوی شهرستان برای ساخت بیمارستان ۹۶ تختخوابی مقرر گردید که از این میزان اعتبار ۳ میلیارد از سوی شرکت سنگ آهن و ۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان توسط فرمانداری و مجتمع فلات مرکزی پرداخت شده است.
یا همین میراث فرهنگی ضمن رشد بودجه اش در اولین جلسه ارتقا نمایندگی در سازمان میراث کشور پرونده بافق نیز طرح موضوع می شود.
باید توجه داشته باشید همه این کارها را با ندادن بودجه عوارض به شهر انجام دادیم که این همان خلاقیت و نوآوری است که اشاره کردند .
ضمناً برای شرکت سنگ آهن مدیر بومی در نظر گرفته شده که اینده مشغول کار می شود برای تغییر مدیریت آموزش و پرورش تا حدودی پیشرفتیم دوکارخانه فرآوری خرما در شرف راه اندازی است 65 مورد تسهیلات اشتغالزایی روستایی پرداخت شده بیش از 500 نفر ایجاد شغل داشتیم بهرحال ریل گزاری اصلی در عمران وآبادانی شهرستان که کار بس طاقت فرسایی بوده انجام شده سختی ها را پشت سر گذاشتیم از تمام کسانی که این مدت زحمتشان دادیم قدردانی میکنم.
آقای زاده رحمانی عزیز سخنش را تمام کرد ولی دارد به پشت تریبون بر می گردد گویا نکته ای از قلم افتاده است مجری عقب می رود جایش را به ایشان می دهد ایشان با همان لبخند همیشگی که بر لب دارند می گویند راستش یادم رفت یک اقدام دیگری که در دوران خدمت موفق شدم انجام دهم مطالعه جاده سیروس آباد که جایگزین جاده گزوئیه بشود همگی واقفید دارای چه اهمیتی است از همگی عذر خواهم  والسلام

مجری از زحمات زاده رحمانی عزیز قدر دانی می کند و این شعر از وحشی بافقی را می خواند که اگر مسئولی نرود کسی جایگزین نمی شود :

شه اکنون اوست خدمتکار باشید/به خدمتکاریش در کار باشید/ چوبر تخت زر خویشش نشانید/ به دست خود بر او گُهر فشانید/ بزرگانش مبارک باد گفتند/ غبار راه او از چهره رُفتند/ بلی این ست قانون زمانه/ به عالم هست اکنون این ترانه / نبندد تا کسی از تختگه رخت نیاید دیگری بر پایه تخت/ دو سر هرگز نگنجد در کلاهی / دو شه را نباشد تختگاهی. این اشعار پسند حضار قرار گرفت و همه شروع به هلهله و شادمانی کردند که وحشی چند قرن قبل چگونه حال این جلسه را دانسته و بیانی چنین نیکو دارد . مجری مقصود خود را رسانده بود لذا باز از آقای زاده رحمانی دعوت کرد تا برنامه خود را برای دوران جدید خدمت بیان دارد ...
این رشته سر دراز دارد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مجری از سخنان گهربار به وجد آمده بود با گفتن این همان بود که از ایشان انتظار داشتیم از همه دعوت کرد برای سلامتی ایشان و خدمتگزارن صدیق انقلاب صلوات بفرستند صلوات فرستاده شد مجری دو بیت شعری که خود سروده بود خواند و گفت:الآن می خواهم از کسی دعوت کنم یک چهره ای آشنا دوست داشتنی تأثیر گزار دارای حسن سابقه در تعویض فرمانداران دلسوز به جایگاه بیایند و با اشاره دست آن مقام عالیقدر استانی را به بالا فراخواند مقام محترم پشت تریبون قرار گرفت و بعد از نام خدا و سلام از جایگاه بافق سخن ها فرمود و متذکر شد ما بهترین ها را برای بافق می خواهیم در انتخاب فرماندار سابق هم چنین بود انتخاب ما آن قدر دقیق ،کارشناسی شده بود که یکی از بزرگان شهر بافق در جلسه ای فرموده بودند از اول انقلاب تا الان بافق فرمانداری مثل ایشان نداشته است توانمند ، کارا و... الآن هم گرچه بعضی هرچند اندک اصرار بر بومی داشتند ولی ( از اینجا حالت خواب به بنده دست داد چون این روز ها در حال مطالعه کتابی از ادوارد سعید هستم و سخنان بالفور در مجلس عوام انگلیس را خوانده بودم خود را داخل مجلس عوام دیدم که بالفور در حال سخنرانی برای نمایندگان مجلس است در خصوص مصر که آن زمان از مستعمرات انگلیس بود. اینجای سخن بود : "اگر این وظیفه ماست که بر آنان حکومت کنیم با قدر دانی و یا بدون قدر دانی ایشان، و با ملاحظه و به خاطر داشتن واقعی و حقیقی همه ضرر و زیان هایی که ما از وارد شدن آن صدمات به مردم مصر جلوگیری کرده ایم و یا با ملاحظه این امر و بدون هرگونه تصویری روشن از همه منافعی که ما برای ایشان فراهم آوردیم ، اگر این حکومت وظیفه ماست، چگونه باید آن را به مرحله اجرا در آوریم ؟ انگلستان بهترین چیزهای خود را به این کشورها صادر می کند. این کارگزاران متواضع انگلیسی وظیفه خود را در میان  ده ها هزار مردمی که به عقیده، نژاد، نظم، و شرایط زندگانی متفاوتی تعلق دارند  انجام می دهند " در این بین یک مرتبه سر وکله کرامر پیدا شد بالفور به او احترام ویژه گذاشت کرامر درست آمد روی صندلی کنار من نشست . بالفور ادامه داد کرامر مصر را ساخته است وی بر هرچه دست گذاشته موفق بوده است خدمات لرد کرامر در خلال ربع قرن گذشته موجب شده که مصر از پایین ترین سطح نازل اجتماعی و اقتصادی به سطح مرفه ترین کشور از لحاظ مالی و اخلاقی در میان کشورهای شرقی ارتقا یابد . کرامر که تازه از راه رسیده بود و خسته بود خمیازه ای کشید دستش به صورت من خورد بیدار شدم خودم هاج و واج مانده بودم یعنی چه بالفور ، کرامر در این جلسه وزین از تعبیر و تأویلش چیزی سر در نیاوردم مثل همیشه گفتم ان شاء الله خیر است خود را سراپا گوش قرار دادم تا مابقی نطق مقام عالی رتبه را گوش بدهم که با کف زدن حضار سخنانش پایان یافت
مجری که خود نیز خسته شده بود بدون وقفه با خواندن این ابیات از فرماندار محترم زاده رحمانی عزیز دعوت کرد تا گزارشی از عملکرد خود ارائه بفرماید:
گرچه کردم ذوق ها از آشنایی های او/ انتقام از من کشید آخر جدایی های او / اله اله این دل است آن دل که وقتی داشتم/ یاد آن اظهار قرب و خودنمایی های او
این رشته سر دراز دارد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
خدمتتون عرض کردم بنده محو هنرنمایی مجری محترم شدم کسی که اگر در تهران بود با این فن بیان قطعاً  جز چند مجری برتر کشوری بود اما شما که واقفید آن چه در تهران باعث رشد است  در اینجا موجب عقب ماندن است چون در تهران اگر مجری رک حرف زد یک گروه بدش آمد گروهی دیگر او را تحویل می گیرد حلوا حلوا می کند و بالایش می برد اما اینجا همه گروه ها با همه تضاد فکری یکی هستند و به قول سعدی اگر عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار.
در اینجا اجلاسیه اصلاح طلبان را نگاه می کنی عده ای اصول گرا هستند و بر علیه اصول گرا ها بیانیه می دهند در اجلاسیه اصول گراها اصلاح طلبان هستند و بر علیه اصلاح طلبان بیانیه می دهند این جوری نیست کسی بتواند زبان به نقد گروهی باز کند و مورد تشویق گروه دیگری قرار گیرد و این مخصوص زمان ما نیست در گذشته هم چنین بوده است پدر بزرگ بنده کربلایی احمد می گفت قدیم تر ها در بافق عده ای حیدری و عده ای صفدری می شدند و گونه ای رفتار می کردند گویا دو دسته روبروی هم قرار داشتند و این حالت در عزاداری ها بیشتر خود را نشان می داد عده ای از اهالی بهادران به جهت قرب مکان به بافق (فاصله بهادران تا بافق در قدیم حدود 50 کیلومتر بوده ولی اکنون نزدیک دویست کیلومتر است) همیشه در تردد بودند وقتی از این اختلاف حیدری و صفدری باخبر شدند گفتند ما هم می رویم امامزاده بافق جوش دوره ( آیین سنتی عزاداری)می زنیم و شعار حیدری ها را سر می دهیم ببینیم بافقی ها چه می کنند انتظار داشتند همان بگو مگوهای آن دو دسته پیش بیاید ولی آمدند امامزاده هرچه جوش زدند کسی به آنها کار نداشت و نگفتند بالای چشمتان ابرو بله عزیزم قضیه این جوری است بگذریم جلسه تودیع و معارفه از دستمان رفت دوست داشتم ببینم مجری سخنران اول را چگونه دعوت به جایگاه می کند چون این روزها ایشان را با عناوین متفاوتی در رسانه ها نام می برند و انتخاب عنوان از این مجری زبردست می تواند برای بقیه درس باشد که حواسمان پرت شد شاید در این خیالات در این صحبدم چرتی هم زده باشم .
الان که به خود آمدم مجری دارد می گوید... عزیز را با بیت شعری از وحشی بافقی دعوت به جایگاه می کنم:
خیز و بناز جلوه ده قامت دلنواز را / چون قدِخود بلند کن پایه قدر ناز را/ عشوه پرست من بیا مِی زده مست و کف زنان/ حُسن تو پرده گو به در پردگیان راز را
سخنران اول با صلوات مورد استقبال حاضرین قرار می گیرد میکروفن برای ایشان تنظیم می شود و ایشان مثل همیشه یک شوخی آماده دارد که موجب وجد حاضرین می شود ایشان با نام خدا سخن را آغاز می کند و بیان می فرماید که بنای من بر گزیده گویی است اول به همه صبح به خیر می گویم و خدمت همگی خیر مقدم دارم  حکومت و مدیریت در کشور ما باید علوی باشد یعنی باید ملاک و معیار سخنان و عملکرد های مولی الموحدین امیر مؤمنان باشد مگر می تواند کسی در حکومت اسلامی ادعای مدیریت کند و از نهج البلاغه بهره نگرفته باشد یا حد اقل عهد نامه حضرت را به مالک اشتر نخوانده باشد یادم هست مرحوم مغفور حاج آقای صدوقی مدت مدیدی در خطبه های نماز جمعه این عهد نامه را بیان می کردند برای شادی روح ایشان و پدر شهیدشان صلواتی بفرستید (حضار همگی صلوات می فرستند و خوب شد طلب صلوات کردند چون عده ای که عادت به خواب صبح گاهی داشتند کم کم از فیض سخن محروم می شدند) بنده یک قسمت از آن را برایتان می خوانم:وَلْیَکُنْ نَظَرُکَ فِی عِمَارَةِ الاَْرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِکَ فِی اسْتِجْلاَبِ الْخَرَاجِ، لاَِنَّ ذَلِکَ لاَ یُدْرَکُ إِلاَّ بِالْعِمَارَةِ; وَمَنْ طَلَبَ الْخَرَاجَ بِغَیْرِ عِمَارَة أَخْرَبَ الْبِلاَدَ، وَأَهْلَکَ الْعِبَادَ، وَلَمْ یَسْتَقِمْ أَمْرُهُ إِلاَّ قَلِیلاً. فَإِنْ شَکَوْا ثِقَلاً أَوْ عِلَّةً، أَوِ انْقِطَاعَ شِرْب أَوْ بَالَّة، أَوْ إِحَالَةَ أَرْض اغْتَمَرَهَا غَرَقٌ، أَوْ أَجْحَفَ بِهَا عَطَشٌ، خَفَّفْتَ عَنْهُمْ بِمَا تَرْجُو أَنْ یَصْلُحَ بِهِ أَمْرُهُمْ; وَلاَ یَثْقُلَنَّ عَلَیْکَ شَیْءٌ خَفَّفْتَ بِهِ الْمَؤُونَةَ عَنْهُمْ، فَإِنَّهُ ذُخْرٌ یَعُودُونَ بِهِ عَلَیْکَ فِی عِمَارَةِ بِلاَدِکَ، وَتَزْیِینِ وِلاَیَتِکَ، مَعَ اسْتِجْلاَبِکَ حُسْنَ ثَنَائِهِمْ؛حضرت در این فقرات دستور دریافت خراج می دهد خراج همان مالیات است ولی توصیه می فرماید باید بیش از امر دریافت مالیات به فکر آبادانی باشیدو اگر دریافت های حکومتی مثل مالیات و عوارض ساخت و ساز ووو از مردم گرفته شود اما آبادانی صورت نگیرد به خرابی شهر می انجامد و حتی بندگی خدا هم تحت الشعاع قرار می گیرد حالا اگر بنده خدایی می خواهد خانه ای بسازد یا کار دیگری بکند باید پرداختی به خزانه بکند خیلی وقتها مردم نمی توانند بودجه را نداره اگر بخواهد این حقوق را بدهد از ادامه کار منصرف می شود حضرت می فرماید با مردم راه بیاید ضرر نمی کنید.
نکته آخر این که به مردم بگویید چه کار کردید و چه برنامه ای دارید فقط خواهشاً کارهای را بگویید که به دست شما انجام شده که اگر شما نبودید امکان نداشت انجام شود چون بعضی گزارش می دهند که ما چنین و چنان کردیم ولی واقعیت را نگاه کنی هرکه دیگه هم بود این کارها می شد کارهایی که خلاقیت محور باشد نوآوری داشته باشد اینها را به مردم بگویید که دلگرم شوند
حالا خیلی طولش ندهم این سخن بگذار تا وقت دگر خدمت هر دو یک بزرگوار تبریک می گویم ان شاء الله موفق باشید والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
بلافاصله مجری پشت تریبون می آید....
این رشته سر دراز دارم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قبل از گزارش خدمت تمام خوانندگان گرامی از طولانی شدن آن معذرت می خواهم اتفاق نادری است و حیفم می آید با خلاصه نویسی شما را از بسیاری مطالب محروم کنم.
همان گونه که می دانید با زمزمه های ارتقا، فرماندار و رفتن به مرکز استان گروه های سیاسی و صاحب نفوذان و صاحب منصبان نظراتی نسبت به جانشینی ایشان داشتند و تأکید بر بومی گزینی می کردند و احتمال این که مثل سالیان گذشته به درخواست مردمی بدل شود نیز می شد گرچه امام جمعه محترم همچون سابق هیچ خبری از رفتن فرماندار و آمدن فرماندار جدید ندارند.
بهر حال با توجه به تمام جوانب و گرمای هوا و احتمال قطع برق در ساعت اداری ساعت جلسه تودیع بلکه بهتر بگویم تکریم آقای زاده رحمانی و معارفه آقای زاده رحمانی پنج صبح اعلام می شود تعجب نکنید انجام امور اداری در اینگونه ساعات در بافق مسبوق به سابقه است مثلاً یکی از مقامات عالی رتبه دولت چند سال قبل شبانه برای بازدید و جلسه کاری به بافق آمدند و بالاتر بگویم در تاریخ مدیریت کشور ما آمده است که شب زنده داران حکومتی برای آسایش مردم در هر کوی و برزن حضور داشتند و جار می زدند آسوده بخوابید ما بیداریم. پس جای هیچ تعجب ندارد از عشق خدمت به مردم شب کاری صورت گیرد که چنین سروده اند آسوده بخوابید که ما بیداریم / ما تا خود خورشید غزل می کاریم/ ما نظم نویسان جهانیم که هر شب/ از شوق لب یار ، شرر می باریم
هوا گرگ و میش بود مدعویین یکی یکی آمدند و هر کدام که دسته گل یا هدیه داشتند به جلو راهنمایی می شدند رأس ساعت پنج جلسه با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید آغاز شد قاری محترم  آیات 133  تا 140 سوره آل عمران را تلاوت کرد وقتی به این قسمت آیه رسید(تلک الایام نداولها بین الناس ) به سبک یکی از قراء که در عهد جوانی تلاوتش را شنیده بودم و الآن... چندین مرتبه با لحن های مختلف قرائت کرد و با آیات ابتدایی سوره ضحی تمام کرد بلافاصه سرود ملی پخش گردید و همه ایستادند بماند که بعضی مسئولین خواب مانده بودند و دیرتر پاشدند . این امر عادی است و کسی هم به رخشان نیاورد سرود تمام شد همه نشستند .
مجری برای اعلام برنامه پشت تریبون رفت با دیدن مجری خاطرات در ذهن من از اجرای ایشان یکی یکی ورق می خورد و اجازه نمی داد درست به سخنان او گوش دهم ایشان با این کمالات و اجرای این جلسه مهم ...
این رشته سر دراز دارد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 تیر 1397 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
رسمی  دیرینه در سیستم مدیریت کشور عزیزمان ایران است که با پایان کار مسئولی و آغاز کار دیگری جلسه ای برگزار می شود تا از خدمات قبلی تقدیر شود و چشم انداز آینده مشخص شود مدیر قبلی از گل و بلبل می گوید که وقتی آمده چه مشکلاتی سر راه بوده و او توانسته با فهم و درایت آنها را رفع کند و اکنون مسئولیت را در بهترین وجه ممکن تحویل دیگری می دهد وقتی نوبت مسئول جدید می رسد ضمن تقدیر از زحمات گذشتگان یادش می ماند که متذکر شود این جوری ها نیست چه گل و بلبلی حال اگر حریم داری کند و از یک گروه و جناح باشند و یا مسئول قبلی رده بالاتر قرار گرفته باشد در لفافه ولی اگر چنین نباشد عیان از کاستی ها خواهد گفت و این که چقدر زحمت دارد تا این کاستی ها را رفع کند .
حاضرین نیز برای او کف می زنند و نسبت به قبلی های کم کار نق می زنند که انسان به یاد سخن امیرمؤمنان می افتد:

إذا اَقْبَلَتِ الدُّنیا عَلی اَحَد اَعارَتْهُ مَحاسِنَ غَیْرِهِ، وَ إِذا اَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحاسِنَ نَفْسِهِ؛چون دنیا به کسی روی آرد، نیکویی های دیگران را بدو به عاریت سپارد، و چون بدو پشت نماید، خوبی هایش را برباید.


تا اینجا بر اساس سنت دیرینه است ولی در شهر ما اتفاقی افتاد نادر از سر درایت چون امثال بنده در حد و اندازه ای نیستیم که بتوانیم این رقم مسائل را درک کنیم و اگر بگوییم : بی تدبیری ! ناخودآگاه وارد جرگه بی سوادان یا کم سوادان می شویم بنابرین ما از اول اقرار بر بی سوادی می کنیم که نمی توانیم این درایت را درک کنیم ولی حق نداریم به خود اجازه بدهیم که حتی تصور کنیم این یک نوع بی تدبیری بوده است آن هم در دولت تدبیر و امید و آن هم توسط وزارت فخیمه کشور

به هر حال سرتون را درد نیاورم اتفاق نادر تغییر فرماندار بافق بود که برای ایشان حکم فرمانداری یزد زدند ولی بداء حاصل شد  و خودش را به جای خودش گذاشتند یعنی فرماندار محترم زاده رحمانی عزیز را از بافق بردند و خودش یعنی زاده رحمانی گرامی را جایش گذاشتند حال اگر با این تغییر و تحول بخواهد تودیع و معارفه انجام گیرد یکی از زیباترین  و نادرترین تودیع و معارفه های تاریخ مدیریتی کشور اتفاق خواهد افتاد در ادامه گزارشی از جلسه تودیع و معارفه فرضی خدمتتان گزارش می شود.

این رشته سر دراز دارد...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 تیر 1397 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
بسیاری از اعتراض ها گرچه به حق نیست ولی به جاست انسان نمی تواند فلسفه چیزی را نداند و هیچ نگوید موسی هم که باشد و خضر چون موسی نمی دانست حکمت کارهای خضر را زبان به اعتراض باز کرد و تا خضر شفاف سازی نکرد موسی دست از اعتراض بر نداشت گرچه خضر دیگر او را همراه خود نبرد آدم باید هالو باشد که ندانسته تأیید کند و دنبال کسی راه بیافتد و هورا بکشد پس آنها که می خواهند دیگران تأییدشان کنند و برایشان هورا بکشند باید شفاف سازی کنند با مردم مثل خالو (دایی) برخورد کنند نه هالو اگر مردم خالو شدند و محرم شدند سختی را به جان می خرند چون می دانند جه اتفاق دارد می افتد عزت وافتخارشان به چیست و...اما اگر به بهانه های مختلف شفاف سازی صورت نگیرد و مردم محرم نباشند و خالو نشوند چه انتظاری است که آقایان را تأیید کنند ؟!!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
از مجاری غیر رسمی اخباری به گوش می رسد که ثبات و پایداری را به تزلزل تبدیل می کند گرچه شاید تزلزل مقدمه ای بر ثبات پایدار باشد و نمی شود نه به ثباتش خیلی دل خوش کرد و نه به تزلزلش خیلی بد بین بود . 
در خبرهای غیر رسمی سخن از تغییر فرماندار است فرمانداری که بالنسبه فرمانداران قبل از خود توانست بین اهل فن جایگاهی برتر برای خود باز کند و نه تنها بعضی که خصلتشان تعریف است دیگران نیز از او تعریف کنند همگی اذعان دارند ایشان روابط عمومی بالای داشته و از آن برای حل و فصل مسائل بهره می جوید
بهر حال اگر ایشان بنای رفتن داشته باشند سوال همیشگی مطرح می شود برای جایگزینی گزینه بومی بهتر است یا غیر بومی؟
عده ای با شور و احساسات بی دریغ می گویند بومی و برخی نیز با عینک مثلا فهم و درایت می گویند غیر بومی ایا این جواب کامل است ؟ یکی از راه ها دست رسی به جواب بررسی عملکرد بومی و غیر بومی هاست اما این مربوط به افراد گذشته با توان مندی خاص خودشان است و نمی تواند نسبت به آینده خیلی راهگشا باشد آن چه می تواند جواب را کامل کند گزینه های آینده اند افراد بومی یا غیر بومی مطرح برای این پست دارای چه توان مدیریتی و اجرایی هستند؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :