تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - مطالب آبان 1396
 
وبلاگ احمد علیزاده فلاح
یا امیرالمؤمنین حیدر
شهید مطهری :
منطق ماشین دودی!!

یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود: « منطق ماشین دودی». می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می گفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم.

 

وقتی بچه بودم، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران-شاه عبدالعظیم بود. من می دیدم که قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می کنند و به زبان حال می گویند: « ببین چه موجود عجیبی است!» معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قائل هستند. تا قطار ایستاده بود، با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به او نگاه می کردند تا کم کم ساعت حرکت قطار می رسید و قطار راه می افتاد. همین که راه می افتاد، بچه ها می دویدند، سنگ بر می داشتند و قطار را مورد حمله قرار می دادند. من تعجب می کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد، چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی زنند و اگر باید برایش اعجاب قائل بود، اعجاب بیشتر در وقتی است که حرکت می کند.این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.

  

دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است، مورد احترام است. تا ساکت است، مورد تعظیم و تجلیل است. اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمی کند، بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یک جامعه مرده است. ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند نه ساکت؛ متحرکند نه ساکن؛ باخبرترند نه بی خبرتر».

نکته : دوران هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد که کارهای بزرگی انجام دادند همواره مورد نقد انتقاد و انتقامند اما دوران بعضی که کاری نکردند مورد احترامند به همین منطق ماشین دودی فکر کنید در زلزله که باید همدلی باشد عده ای باز دارند سنگ می زنند که مسکن مهر فلان مگر خانه های دیگر تخریب نشده و مگر همه این مشکل به احمدی نژاد بر می گردد و...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 آبان 1396 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
اربعین در راه است و دل ملیون ها عاشق همسفر جاده عشق همگام با جابر یا حسین گویان رهسپارند محبان اهل بیت بعضی با پا مسیر را میروند بعضی با دل و بعضی با سر خوش به حال آن که با هر سه می رود ولی نمی دانم چه تقدیر است شاید لیاقت نبود و شاید نطلبیده بود باز از قافل زوار حسین جا ماند ام ولی با اشک آنها را بدرقه می کنم  امید است به سلامت باز آیند و از خاطرات مسیر محبوب برایمون بگویند گرچه شنیدن کی بود مانند دیدن ولی گفته اند :

آب دریا را اگر نتوان کشید

هم به قدر تشنگی باید چشید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :