تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - مطالب آبان 1395
 
وبلاگ احمد علیزاده فلاح
یا امیرالمؤمنین حیدر
شنبه 29 آبان 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
روی دوشش سنگینی می کرد کلافه شده بود اگر بر زمین می گذاشت حیوانات وحشی به آن حمله می کردند چه باید بکند با خود می گفت چرا این بار را به دوش خود انداختم مگر برادرم چه بدی در حق من کرده بود شاید حرف برادرم درست بود که او که مقصر نبوده خدا قربانی او را پذیرفت من هم می توانستم کاری کنم که خدا بپذیرد! نه نه خوب کاری کردم اگر او را نمی کشتم جانشینی پدر را تصاحب می کرد و...
روزها چنین گذشت تا این که کلاغ طبق رسم همیشگی که داشته های خود را زیر خاک پنهان می کند زمین را کند و چیزی را در خاک دفن کرد قابیل نیز دید بار را ازدوشش به زمین گذاشت قبری حفر کرد و برادر خود را دفن کرد و به خیال خود از حمل برادر راحت شد ولی گویا بار گناه بزرگی بر دوشش گذاشته شده است که هرگز بر زمین نمی تواند بگذارد و او شد رهبر همه کسانی که تلاش می کنند دیگری را زمین بزنند تا خود بزرگ به نظر برسند آری فقط روش ها فرق کرده قابیل نمی توانست داور را بخرد به قاضی رشوه دهد مسئولین را تعریف و تمجید کند و زیراب برادرش را بزند ولی قابیلیان امروز دستشان باز است مانند قابیل تنها یک گزینه ندارند گزینه روی میز دارند!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 آبان 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
اصلاً فکر نمی کرد که می خواهد سرش کلاه بگذارد قسم می خورد که من خیر تو را می خواهم مگر امکان دارد کسی دروغ بگوید یا بدتر قسم دروغ بخورد نه نه نه ! دیگر خودش را قانع کرده بود که طرف خیرخواهش است گوش به حرفش داد فقط یک دانه یک دانه از آن میوه چید به همسرش نیز تعارف کرد و دوتایی مانند دو مرغ عشق آن را خوردند ناگهان حس کردند دیگر مال آن جا نیستند دیگر گول خورده بودند چاره ای نبود گریه و زاری توبه و انابه توانست وضعیت معنوی آنها را بهبود بخشد و بخشیده شوند اما با تحولی که در آنها به وجود آمده بود نمی توانستند آن جا بمانند باید بروند تا سالیان طولانی اثر آن از بین برود شاید بتوانند باز گردند !
فرشته مهربان بر آنها وارد شد چرا چنین کردی مگر خدا تو را نهی نکرده بود آدم گفت : چرا نهی کرده بود ولی من باور نمی کردم مخلوقی از مخلوقات الهی بتواند دورغ بگوید و قسم دروغ بخورد!
آدم ساده الان از بهشت بر ما نظاره گر است می بیند چقدر ساده بوده که فکر می کرده مخلوق خدا نمی تواند دروغ بگوید انگشت به دهان مانده است از این همه دروغ و دغل از بین نسلش .
تازه تازه آن وقتی آدم بیشتر متحیر می ماند که شیطان که سجده نکرده بود دروغ گفت ولی الان بسیاری از سجده کنندگان دروغ می گویند سفارش دروغ می کنند مسیر عادی و قانونی پرونده ای را تغییر می دهند و...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 آبان 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
امان از بی کسی  از آن جهت که چون کسی شناس نداری حقت ضایع می شود امان از بی کسی که چون پارتی نداری حکم بر علیه داده می شود امان و امان  و امان !!!! نمی دانم چه جوری بعضی می خواهند جواب خدا را بدهند در آن دادگاهی که دیگر اعمال نفوذ امکان ندارد پولدار و فقیر یکسانند شاهدان دروغین نمی توانند عرض اندام کنند  راستی در آن دادگاه برنده کیست؟ در آن دادگاه سفارش کنندگان امروز چه جایگاهی دارند ؟ در آن دادگاه شهادت دهندگان امروز که از پست و مقامشان سوء استفاده کرده به نفع یکی موضع گیری می کنند کجایند؟
اینها درد دل عده ای است ای کاش می شد برایشان کاری کرد برای کسانی که جزء خدا کسی را ندارند نه بزرگی زنگ می زند سفارششان می کند و نه صاحب منصبی کارشان را پی گیری ؟ تازه بزرگ از دیگری حمایت و صاحب منصب نیز...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :