تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - مطالب اردیبهشت 1394
 
وبلاگ احمد علیزاده فلاح
یا امیرالمؤمنین حیدر
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
فکر می کرد خیلی کارها می تواند بکند حسابی شلوغ کرده بود گرد و خاکی به راه انداخته بود نمی شود گفت این همه شور و اشتیاق تصنعی است ! نه نه! او فکر می کرد هشتا را شانزده تا می کند اما از آن روز مدتی گذشت شعار ها و داد و بیداد ها دیگر نتیجه ای ندارد باید دست به کار شد اما دست تنها ! مگر نشنیدی دست تنها صدا ندارد آری بزرگترین مشکل همین جاست که دست تنها صدا ندارد و او با داد و فریادهایش کسی را باقی نگذاشته بود که با او همراه شود شاید هم آنها می خواهند این هیاهوها به خاموشی منتهی شود !
هر روز خورشید طلوع می کند و تا مرد حماسی ما می خواهد کاری بکند غروب کرده است روزها از دست می رود نتیجه ای حاصل نمی شود فقط و فقط او تنها و تنها تر می شود گرچه قال و قیلهایش را باور نداشتم ولی همیشه موفقیتش را می خواستم ولی گویا تقدیر چیز دیگری را رقم زده است !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
علم بر زمین افتاده بود علمدار شهید گشته بود دشمن دیگر سرمست از پیروزی همه جا را به آتش کشید مطمئن مطمئن دگر هرگز این علم از زمین برداشته نخواهد شد اما در کمال ناباوری دشمن و حتی دوستان شیر زنی وظیفه علمداری را به عهده گرفت مجلس عبید الله را بر هم پیچید باید او را ساکت کرد اما چگونه ؟ تنها یک راه برای سکوت او وجود داشت ! فکر نکنید کشتن تنها راه بود خیر او از مرگ نمی ترسید و شهادتش صدای مظلومیتش را رساتر می کرد بله تنها یک راه بود ! به نیزه دار دستور دادند مقابل زینب بایست ! همه تعجب کردند چرا سخن او عوض شد دیگر خطبه آتشینش فروکش کرد تا نگاه ها به بلندای نیزه افتاد ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :