تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - مطالب اسفند 1394
 
وبلاگ احمد علیزاده فلاح
یا امیرالمؤمنین حیدر
1.داستان از دکتر شریعتی :
در مزینان فردی ظاهرا ذی‌صلاح به نام قوچعلی، روزی به عموی من که خیلی به خروس علاقه داشت می‌گوید در بهمن آباد، جوجه خروس های خوب و چاق را دانه‌ای 5 تومان می‌فروشند. عموی من با ناباوری می‌گوید چطور چنین چیزی امکان دارد، در مزینان جوجه خروس 10 تومان است. قوچعلی پاسخ می‌دهد شما پولش را بدهید، من آن را تهیه می‌کنم. عموی من پنجاه تومان می‌دهد و قوچعلی یک ساعته ده خروس چاق و چله به او تحویل می‌دهد و عمو خوشحال از این حادثه که پنجاه تومان نفع کرده و خروس ارزان خریده است!
از این ماجرا دو، سه ماهی می‌گذرد تا اینکه دایی حسین از آبادی بهمن آباد برای دیدن عموی من به مزینان آمد. این خویش ضمن صحبت می‌گوید راستی والده بچه‌ها چند ماه قبل مرغی را خواباند و نذر کرد از این تخم مرغ ها هر چه خروس درآمد به شما هدیه کند و از شانس شما 10 عدد آن خروس درآمد و چندی قبل که قوچعلی به بهمن آباد آمد، آنها را به قوچعلی داده تا به شما بدهد. در این اثنا، ناگهان قوچعلی سرزده و بی‌خبر وارد می‌شود و می‌بیند صاحب خروس ها در کنار آقا نشسته است. با هوشیاری استعماری خود، بلافاصله با حالت آشفتگی و با لحن مسلسل‌وار بریده بریده و هیجانی فریاد می‌زند: آقا، آقا، در صحرا سر آب کُشت و کُشتار شده. توی قلعه محشری است، بازار به هم ریخته، کَلْبِ حسن و کَلْبِ تقی پسر حاج غلام را غارت کرده‌اند. خانه مشهدی علی را آتش زدند، مزینان زیر و رو شده، یالّا آقا، بلند شوید. توی بازار  قیامت است، چه نشسته‌اید.
عموی من می‌گفت ما با همان لباس زیر، وحشت‌زده بیرون رفتیم و خودمان را به بازار رساندیم. دیدیم در بازار دو، سه نفری نشسته‌اند و توی دِه پرنده پر نمی‌زند. سرمان را برگرداندیم تا بپرسیم چه شده، دیدیم قوچعلی نیست، غیبش زده. از دِه رفت و تا یک ماه بازنگشت.
2. داستان سفر ریاست جمهوری به یزد
تعریف از افراد مشکوک، وعده آب از خلیج فارس و دریای عمان آن هم اولین استان و حال آن که کرمان زودتر آغاز شده و در مسیر است و ... گویا داستان این گونه است که ریاست محترم جمهور از جمعیت یزدی ها به وجد آمدند و مثلاً  چیزهایی فرمودند که مورد علاقه آنها باشد
تطابق دو داستان به عهده شما


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دیروز وقتی لیست نامزدهای انتخابات را نگاه می کردم واقعاً گیج شدم با خودم گفتم اگر کسی بخواهد به دور از احساسات همشهری گرایی اصلح را انتخاب کند چه قدر مشکل است؟ ! چه قدر مشکل است که انسان بتواند بگوید فلانی اصلح است مگر کسی تمام زندگی نامه های 28 نامزد را مطالعه می کند که اصلح را مشخص  کند معمولاً افراد روی آشنایی که با چند نامزد دارند تصمیم می گیرند حال این مشکل برای شهرهای بزرگ که تعدد نامزد ها بیشتر و افراد منتخب زیادتر به مراتب سخت تر است حضرت آیت الله العظمی خامنه ای برای آنها پیشنهاد استفاده از لیست را دادند تا مردم از سر در گمی بیرون بیایند چون واقعاً شناخت آن همه آدم و انتخاب مثلاً  سی نفر در تهران کار شاق بلکه محال است! ولی در شهرستان ها که شناخت نسبی وجود دارد گرچه انتخاب اصلح مشکل است ولی محال نیست به هر حال اگر موفق نمی شویم زندگی نامه همه را بررسی کنیم و نظر صائبی را داشته باشیم ولی به حد توان لازم است اصلح را بشناسیم و خود را مدیون نکنیم
ضمناً بر خود لازم می دانم از تمام کسانی که انصراف می دهند تشکر کنم چون کار ما را آسان می کنند مانند سید عزیزمان رضی که لطف کردند و بر خود پیروز شدند تصمیم گرفتند و کنار رفتند آری کنار رفتن بسی سخت تر از به میدان آمدن است به سید تبریک می گویم.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی