تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - زن سوگ دار

یا امیرالمؤمنین حیدر

زن سوگ دار

تاریخ:سه شنبه 13 مهر 1395-09:24 ق.ظ

زن آهی کشید و اشک هایش را پاک می کرد بد جوری متأثر شده بود فکر نمی کردم این قدر بین آنها رابطه عاطفی باشد وقتی تعجب مرا دید گفت بگذار برایت جریانی را تعریف کنم سال چهارم هجری بود خوابیده بودم خوابی عجیب دیدم از تأویلش درمانده بودم منتظر بودم زودتر صبح شود نزد رسول خدا(ص) بروم و حضرت برایم تأویل کند دلهره و اضطراب داشتم یعنی چه ؟ این چه مفهومی دارد؟ باید بسیار بد باشد آخه خواب دیده بودم تکه ای از بدن حضرت رسول  کنده شد و در دامن من افتاد !
خدمت حضرت رسیدم خوابم را گفتم حضرت تبسم فرمودند گفتند خواب خوبی دیدی اگر رؤیای صادقه باشد به زودی از دخترم فاطمه پسری متولد می شود و او را به تو می دهم که شیرش دهی!
خیالم راحت شد این سومین افتخاری بود که خداوند به من عنایت می کرد اولین آن عروس عبدالمطلب شدن دومین آن بزرگ کردن جعفر بن ابوطالب که عباس شوهرم او را به خانه ما آورد و بعدآ در جنگ موته شهید شد و پیامبر او را جعفر طیار نامید و این سومی دایه شدن نوه حضرت محمد(ص).
چند روزی گذشت و حضرت حسین (ع) متولد شد و افتخار شیردهی او را به من دادند .
حالا من حق دارم این گونه گریان باشم یا نه؟



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo