تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - پسرم مرو!

یا امیرالمؤمنین حیدر

پسرم مرو!

تاریخ:شنبه 8 آذر 1393-08:46 ق.ظ

هوا سخت مه آلود بود برف و کولاک شدیدی پیش بینی می شد چشم چشم را نمی دید تشخیص راه برای خیلی ها مشکل بود مگر آنهایی که چراغ مه شکن داشتند خواسته و ناخواسته عده ای از مسیر خارج شدند هر چقدر انها که در مسیر بودند آنها را صدا زدند گفتند شما دارید اشتباه می روید مسیر ما درست است از این عده بعضی ماشین ها بهتری داشتند تخته گاز حرکت کردند و هر چه جلو تر می رفتند از مقصد دورتر می شدند عده ای نیز پشت سر آنها قدم بر می داشتند دلهره نیز داشتند کند تر حرکت می کردند بعضی بازگشتند و بعضی لنگان لنگان همان بیراه را ادامه می دادند حال که مه از بین رفته و کولاک فروکش کرده همه جاده را می بینند اما آنها که تند رفتند آن قدر دور شدند که بازگشت برایشان غیر ممکن جلوه کرده است گرچه اگر تلاش کنند شاید بتوانند خود را به مسیر برسانند و بعضی روی بازگشت ندارند که گفته اند نه در غربت دلم شاد است نه رویی در وطن دارم ! و بعضی از بس در مه چشم دوخته اند سوی چشمشان کم شده است مسیر را تشخیص نمی دهند غرورشان نیز اجازه از راهنما نمی دهد .
راه را تشخیص نداده در بیراهه می رود عجیب این است که داد می زند راه این طرف است همه بیایید من راه را پیدا کرده ام و عجیبتر  آن که به صورت حق به جانب  دیگران را متهم به کج روی می کند دیشب به حال شهید بزرگواری که فرزندش چنین بیراهه می رود اشک ریختم که چگونه همچو نوح فریاد می زند پسرم مرو ! اما گویا پسر صدای پدر را نمی شنود تند تر و تندتر به مسیرش ادامه می دهد ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo