تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - از بلندای نی!

یا امیرالمؤمنین حیدر

از بلندای نی!

تاریخ:چهارشنبه 14 آبان 1393-09:07 ق.ظ

روز سختی را پشت سر گذارده بودند و شب را نیز با دلهره و ترس به صبح رسانده بودند حال همه باید حرکت کنند آواز رحیل همه جا پیچید بزرگتر ها کمک کردند کوچک تر ها سوار شوند وقتی سوار شدند تازه مصیبت آغاز شد چون حالا دیگر بر بلندای شتران همه چیز را خوب می دیدند اتفاقات دیروز در پیش چشمانشان آشکار می شد هم بدن های بر زمین مانده پیدا بود و هم سرهای بر نیزه !
یک نفر باید با این کودکان سخنان بگوید اما چه کسی توان سخن دارد دژخیمان با او چه خواهند کرد چاره ای نیست وگرنه بچه ها قالب تهی می کنند هر کدام از بزرگ تر ها می خواستند نقش آفرینی کنند که یکی زودتر شروع به سخن کرد قرآنی قرائت کرد باور نکردند گویا مانند آب بر زمین پژمرده بود عجیب حماسه آفرید روحیه ایجاد کرد شجاعت را بین زنان و کودکان دوچندان کرد همه دنبال می گشتند کیست؟ چه زیبا قرآن می خواند ! غیر از زین العابدین که مردی نمانده تا چنین قرائتی داشته باشد او هم که بیمار است!
لحظه ای همه مات و مبهوت مانده بودند اما انگشت ابهام همه یکی را نشان می داد صاحب صدا خوب جای بالایی را پیدا کرده است و قرآن می خواند !
آری از بلندای نی صدا به گوش می رسد ...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo