تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - بابا آب نداد!

یا امیرالمؤمنین حیدر

بابا آب نداد!

تاریخ:شنبه 10 آبان 1393-01:02 ب.ظ

وقتی مدرسه رفتیم به ما آموختند بابا آب داد اما من بابایی می شناسم که آب ندارد که به بچه ها بدهد هر چه کودک شش ماه اش هنوز نمی تواند آبِ آبِ هم بگوید ولی گریه هایش بند قلب پدر را نشانه رفته است پدر می داند تشنه است شرمنده ِ شرمنده آب ندارد به او بدهد همین چند لحظه پیش بود که عباس را دنبال آب فرستاد اما او هرگز برنگشت چاره ای نیست باید کاری بکند کودک  کودک را بغل می زند سریع سراغ کوفیان می رود درست است آنها دشمن هستند ولی شاید مردانگی داشته باشند کسی بچه را بگیرد آب بدهد یا ...
اما نه ! غیرتی در وجودشان نیست طفل را نشانه گرفتند هنوز حرفهای پدر تمام نشده بود که جسم بی جان کودک روی دستان پدر قرار گرفت .آری بابا آب نداشت 
کتب درسی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo