تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح - حکومت در قرآن

یا امیرالمؤمنین حیدر

حکومت در قرآن

تاریخ:یکشنبه 2 شهریور 1393-07:45 ق.ظ

تأثیر حاكمیت صالحان بر جامعه
از مؤثرترین عوامل تأثیرگذار بر هر جامعه, حاكمیت آن است. این عامل می تواند جامعه ای خدا محور و بر اساس عدالت و احسان, امن و مستقل به وجود آورد. با حاكمیت اسلامی بهتر می شود از روشهای مطرح در اصلاح جامعه بهره گیری كرد؛ لذا در این نوشته تأثیرات اجتماعی حكومت وآثار حكومت خوبان و بدان مورد بررسی قرار گرفته است.
تأثیرات اجتماعی حكومت
انواع حكومت در قرآن و تأثیرات اجتماعی آن:
با بررسی حكومت های مطرح در قرآن ـ امثال حكومت فرعون ، نمرود ، اصحاب اخدود ـ كه از آنها به بدی یاد می شود و حكومت موسی وهارون ،داود ،سلیمان ، طالوت ـ بدین نتیجه می رسیم كه دو
نوع حكومت داریم؛ آیه 50 مائده نیز بر آن دلالت دارد.
أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُكْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ .
آیا آنها حكم جاهلیت را (از تو) می خواهند؟! و چه كسی بهتر از خدا, برای قومی كه اهل یقین هستند, حكم می كند؟!
بر اساس آیه دو نوع قانون داریم: 1.قانون جاهلی 2.قانون الهی؛ كه مناسب با این دو قانون، دو نوع حكومت وجود دارد؛ حكومت الهی وحكومت جاهلی.
حكومت جاهلی همان گونه كه استاد بهشتی در كتاب »حكومت در قرآن « متذكر شده اند صرف نادانی نیست بلكه مقصود هرنوع نظام غیر اسلامی و غیر توحیدی وهر گونه رفتار و اندیشه در مخالف
جهت اسلام را شامل می شود : به عبارت دیگر هر گونه حكومتی كه انسان را به عناد و سركشی و
طغیان دربرابر آنچه حق و عدل است سوق می دهد . (ر.ك: حكومت درقرآن ,ص14تا54 . )
لذا قرآن انواع حكومت های جاهلی را سه نوع معرفی می كند :
1.حكومت كافران : وَمَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِمَا اَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ .
وهر كس به احكامی كه خدا نازل كرده حكم نمی كنند, كافرند. (مائده/44. )
2.حكومت ظالمان :وَمَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِمَا اَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ .
وهركس به احكامی كه خدا نازل كرده حكم نكند, ستمگر است. (مائده/45.)
3.حكومت فاسقان :وَمَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِمَا اَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ .
وكسانی كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمی كند, فاسقند. (مائده/47. )
مشترك بین هر سه قسم حكومت, حكومت به غیرحكم خداست. از اینجا روشن می شود مسلمان بودن حاكم ، حكومت را اسلامی نمی كند بلكه باید محور عمل حكم الله باشد تا حكومت اسلامی شود.
حكومت الهی حكومتی است كه خدا محور باشد. در تمام شئونات جامعه حكم خدا و امر و نهی الهی حاكم باشد. حكمرانان آن از هوا و هوس دوری كنند كه خداوند همه را, رئیس ومرئوس را , به اطاعت خدا ورسول (ص) فراخوانده است. درآیه 32 آل عمران می فرماید :
قُلْ أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ …؛ بگو: » از خدا و فرستاده (او), اطاعت كنید. «
ودرآیه 59نساءمی فرماید :
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ…
ای كسانی كه ایمان آورده اید! اطاعت كنید خدا را؛ و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را.
اگر بخواهیم تأثیرات اجتماعی حكومت را در یك جمله بگوییم آن جمله این است كه » بدون حكومت اصلاً جامعه ای پدید نمی آید. «
» حكومت هر مملكتی به علت قدرتی كه در اختیار دارد ، می تواند در محیط تأثیر قابل ملاحظه ای بنماید. اگر هیئت حاكمه یك كشور مردم با فضیلت و درستی باشند و نیروی خود را در حمایت وتقویت درستی به كار برند, طبعاً مردم نیز از آنها پیروی نموده وبه راه و رسم فضیلت می گرایند.و بر عكس اكر گردانندگان چرخ های اجتماع مردمی ناپاك و آلوده باشند, از یك طرف خود بد می كنند و از طرف دیگر برای تثبیت وضع خود از بدی وبدان حمایت می نمایند . بدیهی است در چنین شرایطی محیط آلوده، و مردم با سرعت بسوی انحراف و سقوط اخلاقی پیش می روند . علی (ع) درباره تأثیر حكومت می فرماید :الناس بأمرائهم أشبه منهم بآبائهم. (بحار الأنوار ج17 ص129) « ( اسلام و جهان متمدن امروز, ص142ـ143.( محیط طبیعی واجتماعی) )
مردم به امیران و رهبرانشان شبیه ترند تا به پدرانشان .
نقش حكومت صالحان در اصلاح جامعه
ویژگی های حاكم صالح اسلامی :
جامعه ای در پرتو قرآن تشكیل می شود كه حاكم آ ن دارای ویژگی های حاكم قرآنی باشد والا حاكم غیر قرآنی نمی تواند جامعه را قرآنی و الهی كند. سؤال این است حاكم اسلامی باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ از نظر قرآن تعدادی از ویژگی ها ی حاكم اسلامی به این شرح است:
1.با ایمان باشد؛ ایمان همان اعتقاد قلبی به اسلام است. قرآن حكومت كافرین را بر مؤمنین رد می كند:
وَلَنْ یَجْعَلَ اللهُ لِلْكَافِرِینَ عَلَی مُؤْمِنِینَ سَبِیلاً؛وخداوند هرگز كافران را مؤمنان تسلطی نداده است.( نساء/141.)
2.عادل باشد:
واز جمله آن معاصی, خیانت و دروغ و گمراه كردن و گول زدن است. قرآن حرف شنوی از غیر عادل یعنی آنها كه مطیع هوای نفس هستند را نهی كرده است؛ یعنی آنها قابلیت حكمرانی ندارند:
وَلا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ كَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.( كهف/28.)
و از كسانی كه قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مكن؛ همانها كه از هوای نفس پیروی كردند, و كارهایشان افراطی است.
3.علم و آگاهی داشته باشد. مگر ممكن است كسی مجری احكام اسلام باشد, اما عالم به آن نباشد! حضرت امام خمینی در » حكومت اسلامی «آورده اند: » ما می دانیم كه حكومت اسلامی تجسیم عملی قانون اسلام است نه بر هوای نفس سوار شدن؛ پس جاهل به قوانین، اهلیت برای حكم در اسلام ندارد.«( مفاهیم القرآن ,ج2,ص256ـ257.) هنگام حركت به سوی تبوك حضرت رسول (ص) پرچم و علم بنی مالك را به عماره بن حزم داد ولی بعد از او گرفت و به زید بن ثابت داد. ابن حزم اعتراض كرد مگر از من خشمگین شدی كه علم را گرفتی ؟فرمود نه بلكه زید از تو عالم تر بود و قرآن را از تو بهتر می دانست لذا علم را به او دادم؛ بعد فرمود :هر كس كه قرآن را بهتر بداند و عالمتر باشد, مقدم است؛ اگر چه غلام سیاهی باشد.( اسلام وجهان متمدن امروز, ص144ـ145. )علم و آگاهی حاكم مورد تائید قرآن است از قول یوسف چنین نقل می كند:
قَالَ اجْعَلْنِی عَلَی خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ.( یوسف/55.)
(یوسف) گفت:» مرا سرپرست خزاین سرزمین (مصر) قرار ده, كه نگهدارنده و آگاهم. «
حضرت روی دو صفت تاكید دارد: امانت داری و علم
4.صبور و با سعه صدر باشد؛ حكومت بدون صبر ممكن نیست زیرا هدف های بلند با ضعف اراده و بی حوصله بودن دست یافتنی نیست. قرآن به پیغمبرش چنین خطاب می كند :
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَ مَنْ تَابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.( هود/112.)
پس همان گونه كه فرمان یافته ای, استقامت كن؛ و همچنین كسانی كه با تو به سوی خدا آمده اند (باید استقامت كنند)؛ و طغیان نكنید, كه خداوند آنچه را انجام می دهید می بیند.
5.مرد باشد:حضرت استاد سبحانی با استناد به آ یه 18 زخرف چنین می فرمایند: » زن از نظر قرآن انسان ظریفة الإحساس و لطیفة المشاعر است لذا مناسب زینت و حلی است نه كارهای سخت . زن در مناقشه و جدل منطق قوی ندارد به حسب طبیعت عاطفی و میل كننده به زینت وعیش است. « (مفاهیم القرآن ,ج2 ,ص251 .)
علامة طباطبایی نیز در ذیل همین آیه [أَوْ مَنْ یُنَشَّؤُا فِی الْحِلْیَةِ وَ هُوَ فِی الْخِصَامِ غَیْرُ مُبِینٍ ؛ آیا كسی كه در لا به لای زینتها پرورش می یابد و به هنگام جدال قادر به تبین مقصود خود نیست (فرزند خدا می خوانید)؟! ] می نویسد: » همانا خداوند این دو صفت را آورده زیرا زن طبیعتاً عاطفه قوی تر و دلسوزی بیشتر نسبت به مرد دارد و از حیث تعقل ضعیف تر از مرد است به خلاف مرد كه عاطفه ودلسوزی كمتر و تعقل بیشتر دارد واز واضح ترین مظاهر قوه عاطفه زنها علاقه زیاد زن به حلی وزیورآلات است و ضعیف بودن در بیان دلیل بر حقش است كه مبتنی بر قوه تعقل است. «( المیزان, ج 18, ص 91.)
به خوبی روشن است كه حكومت دارای كار ثقیل و سختی است نیاز به برنامه ریزی و قاطعیت و مدیریت حساب شده دارد وبا روحیه آنكه ضعف در احتجاج و محاج دارد نمی سازد.
6.همزیستی با مستضعفین:حاكم اسلامی خود را از مردم جدا نمی داند و با آنها خودمانی است. خداوند خطاب به پیغمبرش می فرماید:
با كسانی باش كه پرور دگار خود را صبح و عصر می خوانند, و تنها رضای او را می طلبند؛ و هرگز بخاطر زیورهای دنیا, چشمان خود را از آنها مگیر. (كهف/28. )
آثار حكومت صالحان
پس از مشخص شدن ویژگی های حاكم اسلامی به بررسی نقش او در اصلاح جامعه می پردازیم. اولین اثر از دعوت مردم به سوی خداست نه به سوی خود وهوای نفسش؛ یعنی خدا محوری را سر لوحه فعالیت خود قرار می دهد چنانكه خداوند به داوود خطاب می فرماید :
فَاحْكُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَبِعِ الْهَوَى. (ص/26.)
پس بین مردم به حق داوری كن,و از هوای نفس پیروی مكن.
حاكم صالح حق محور و خدا محور است و دنباله رو خواهشهای درونی خود نیست؛ خداوند در آیه دیگری می فرماید:
در میان آنها [= اهل كتاب], طبق آنچه خداوند نازل كرده, داوری كن و از هوسهای آنان پیروی مكن؛ واز آنها بر حذر باش, مبادا تو را از بعض احكامی كه خدا بر تو نازل كرده, منحرف سازند. (مائده/49.)
حضرت رسول به مقتضای این آیه و آیات دیگر دست به اصلاح امت عرب جاهلی زد و با عملیاتی كردن قرآن در بین آنها به طور معجزه آسا بدویت را به مدنیت تبدیل كرد .آنها كه بر سر بركه ای آب, خونها می ریختند به كسانی تبدیل شدند كه در نهایت نیاز انفاق می كردند. كارایی حاكم اسلامی مطیع قرآن و خدا چنین است. خداوند در مورد كارایی حكومت صالحان چنین می فرماید:
اَلَّذِینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ.( حج/41.)
همان كسانی كه هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم, نماز را بر پا می دارند, و زكات می دهند, و امر به معروف و نهی از منكر می كنند, و پایان همه كارها از آن خداست.
یعنی اگر به آنها قدرت و حكومت دهیم, چهار عمل مهم را در پی اصلاح جامعه انجام دهند: 1.اقامه نماز در جامعه یعنی بندگی خدا اصل اولی در فعالیت آنها است كه به خدا محوری تعبیر كردیم .
2. زكات می دهند .بر خلاف حكومت های جور كه ما یحتاج مردم را به یغما می برند, اینها در فكر فقرا و مستمندان هستند كه پرداخت زكات نمونه آن است .
3. دعوت به خوبی ها می كنندوراه درست را به مردم نشان می دهند و زمینه رشد ارزشها را در جامعه پدید می آورند.
4.نهی از منكر می كنند . یعنی جامعه را از رفتن به سوی گناه وانحطاط باز می دارند و زمینه فساد را در جامعه می خشكانند.
با این خصوصیات است كه خدا ، عبادت می شود.امنیت و آرامش بر جامعه حكم فرما می شود. حكومت مصلح بزرگ جهان حضرت بقیه الله (عج) نیز چنین است؛ قرآن از آن چنین یاد می كند:
وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِیْنَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لایُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ .
وخداوند به كسانی كه از شما كه ایمان آورده وكارهای شایسته انجام داده اند و وعده می دهد كه قطعاً آنان را حكمران روی زمین خواهد كرد, همان گونه كه به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین وآیینی كه برای آنان پسندیده, پا بر جا و ریشه دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت وآرامش مبدّل می كند, (آنچنان) كه تنها مرا می پرستند وچیزی را شریك من نخواهد ساخت. و كسانی كه پس از آن كافر شوند, آنها فاسقانند.( نور/55.)
خداوند وعده داده صالحین را بر زمین حاكم و امنیت و آرامش را به آنها عطا كند؛ پس امنیت و آرامش نتیجه حكومت صالحان است. مصداق برتر آیه هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) و حكومت جهانی صالحان است اما شامل حكومت دیگر صالحان در محدوده كمتر نیز می شود.
آیه فوق, نتیجه نهایی و طبیعی حكومت صالحان در جامعه را عبادت خدا و ترك شرك می داند یعنی عبادت بدون شرك اثر دیگر حاكمیت صالحان است .
» عبادت خالی از شرك و نفی هرگونه قانون غیرخدا و حاكمیت اهواء، جز از طریق تأسیس یك حكومت عدل امكان پذیر نیست. ممكن با استفاده از تعلیم و تربیت وتبلیغ مستمر گروهی را متوجه حق نمود ولی تعمیم این مساله در جامعه انسانی جز از طریق تأسیس حكومت صالحان با ایمان امكان پذیر نیست . به همین دلیل همت انبیا بزرگ همتشان تشكیل چنین حكومتی بوده، مخصوصاً پیامبر اسلام(ص) در نخستین فرصت ممكن یعنی به هنگام هجرت به مدینه اقدام به تشكیل نمونه ای از این
حكومت كرد. از اینجا نیز می توان نتیجه گرفت كه چنین حكومتی تمام تلاشها و كوششهایش از جنگ و صلح گرفته تا برنامه های آموزشی و فرهنگی و اقتصادی و نظامی، همه در مسیر بندگی خدا، بندگی خالی از هرگونه شرك است. «( تفسیرنمونه ,ج14،ص533.)
به امید حكومت جهانی صالحان كه خداوند وعده داده است:
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ.
در زبور بعد از ذكر (تورات) نوشتیم: » بندگان شایسته ام وارث (حكومت) زمین خواهند شد. « (انبیاء/105. )
اللهم انا نرغب إلیك فی دولة كریمة تعز بها الإسلام و أهله و تذل بها النفاق و أهله و نجعلنا فیها من الدعاة إلی طاعتك. مفاتیح الجنان (دعای افتتاح).

آثار مخرب حكومت فاسدان
حكومت بدان برسرنوشت مردم, در دنیا فساد و تباهی را رشد داده و باعث جنگها وخون ریزیها شده
است؛ افرادی كه با زور و ستم ،فریب و نیرنگ از جهالت و نادانی امتها استفاده كرده بر آنها حكومت كردند؛ تاریخ از این نمونه حكومتها پر است.
قرآن نیز متذكر فساد ناشی از این حكومتها می شود ودر تحلیلی از بلقیس چنین نقل می كند:
گفت : » پادشاهان هنگامی كه وارد منطقه آبادی شوند آن را به فساد وتباهی می كشند, و عزیزان آنجا را ذلیل می كنند؛ (آری) كار آنان همین گونه است. « (نمل/34. )
خداوند چه زیبا از قول بلقیس به معرفی این گونه حكومتها وفساد ناشی از آنها پرداخته است. خدا فساد را از صفات پادشاهان وحكومتهای غیر الهی معرفی می كند؛ هرچند در شعار, از آزادی و حقوق
بشر حرف بزنند اما خصلت آنها این است كه چون به جایی حمله كنند به جای نجات انسانها آنها را قتل عام می كنند و عزیزهای آن سرزمین را ذلیل وخوار می گردانند و حرمتها را هتك می كنند .
» سخنی كه خداوند از قول بلقیس ملكه سباء در این آیه نقل می كند تصویری از یكی از سنن تاریخ است كه در تمام حیات بشر حاكم است ، واگر غیر این بود خداوند آن را رد می كرد و از آن نمی گذشت كما این كه در این گونه موارد شأنش اقتضا می كند. «( مفاهیم القرآن, ج2,ص49.)
با توجه به این بیان معلوم می شود تشخیص بلقیس متكی به زمان خاص وحكومت خاص نبوده بلكه
كارشناسی حساب شده برای طول زمانهاست؛ در هر زمانی حكومتهای خودكامه و فاسد به دنبال خونریزی و هتك حرمت و ذلیل كردن انسان های سرشناس و با عزت هستند تا عنصر مقاومت در برابر آنها شكل نگیرد .این (فساد انگیزی) یكی از آثار حكومت فاسدان است.
دومین اثر حكومت فاسدان, تصاحب اموال مردم با حرص و طمع است. بدین سبب مردم همیشه در فقر به سر می برند. بعضی از حاكمان آن قدر در طمع پیش می روند كه امول مساكین را هم غصب می كنند. در جریان همراهی حضرت موسی (ع) با حضرت خضر (ع) درسوره كهف آمده چون حضرت خضر (ع) به كشتی آسیب می رساند, مورد اعتراض حضرت موسی(ع)قرار گرفت. حضرت خضر(ع) در جواب گفت: » اما آن كشتی مال گروهی از مستمندان بود كه با آن در دریا كار می كردند؛ خواستم آن را معیوب كنم؛ (چرا كه) پشت سرشان پادشاهی (ستمگر) بود كه هر كشتی (سالمی) را بزور می گرفت. «( كهف/79. )
از این دست حكومت ها كم نبوده ونیست. نمونه دیگری كه در قرآن از آن سخن گفته شده, حكومت فرعون است كه همه مصر را ملك خود می دانست وحتی مردم را نیز عبد و برده خود می شمرد.
فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت: » ای قوم من! آیا حكومت مصر از آن من نیست, و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟! آیا نمی بینید؟! « (زخرف/51. )
فَقَالُوا اَنُؤْمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثْلِنَا وَ قَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ.( مؤمنون/47.)
آنها گفتند:آیا ما به دو انسانی همانند خودمان ایمان بیاوریم,درحالی كه قوم آنها بردگان ما هستند؟!
از این دو آیه روشن می شود كه فرعون هم مصر را ملك خود می دانسته وهم مردم را بنده خود.
سومین اثر از حكومت فاسدان شكنجه كردن انسانهای پاك وچه بسا قتل آنها است.
زمانی كه ساحران حقانیت حضرت موسی (ع) بر ایشان آشكار شد, به موسی (ع) ایمان آوردند لذا مورد عتاب فرعون قرار گرفتند كه گفت :
لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَلَأُصَلَّبَنَّكُمْ أَجْمَعِینَ.( اعراف/124.)
سوگند می خورم كه دستها و پاهای شما را بطور مخالف [= دست راست با پای چپ, یا دست چپ و پای راست] قطع می كنم؛ سپس همگی را به دار می آویزم.!
این عذاب كردنها شیوه عمومی حكومت های باطل بوده است. آنها برای حفظ پست و مقام از هیچ جنایتی فرو گذار نبودند. قرآن نمونه دیگری را در سوره بروج آورده است كه عده ای زورگو انسانهایی كه به خدا ایمان آورده بودند, زنده زنده در آتش سوزاندند. خداوند چنین می فرماید :
قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ـ النَّارِ ذَاتُ الْوَقُودِ ـ إِذْ هُمْ عَلَیْهَا الُقُعُودٌ ـ وَهُمْ عَلَی مَایَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ ـ وَ مَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ یُؤْمِنُوا بِاللهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ .
مرگ برشكنجه گران داخل صاحب گودال (آتش), آتشی عظیم و شعله ور! هنگامی كه در كنار آن نشسته بودند, و آنچه را با مؤمنان انجام می دادند (با خونسردی و قساوت) تماشا می كردند. آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینكه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند. (بروج/4تا8 .)
چهارمین اثر اینكه در حكومت جاهلی, خوبان زندانی می شوند. عزیز مصر با اینكه از بی گناهی یوسف(ع)آگاه بود, او را زندانی كرد.
ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآیَاتِ لِیَسْجُنُنَّهُ حَتَّی حِینٍ.( یوسف/35. )
وبعد از آن كه نشانه ها (ی پاكی یوسف) را دیدند, تصمیم گرفتند او را تا مدّتی زندانی كنند.
آری در این حكومتها بیگناه زندانی و گناه كار آزاد می ماند تا رسوا نشوند .
پنجمین اثر سركوبی حركت های اصلاحی در جامعه است.
این مطلب در زندگی همه انبیا دیده می شود؛ ابراهیم را به آتش می اندازند؛ موسی را آواره می كنند؛ عیسی را به خیال خود به صلیب می كشند و حضرت محمد(ص) رادر شعب ابی طالب محاصره می كنند و حتی تصمیم به قتلش می گیرند .
به هر حال حكومت های خود كامه و غیر الهی از هیچ فسادی دوری نمی كنند؛ خواه آن حكومت ها به شكل قدیمی باشد یا به شكل كنونی و در لفافه دموكراسی و رای مردم.
علامه طباطبایی در مورد حكومت های شكل جدید می نویسد: » اینها همان حكومت استبدادی اند در
لباس جامعه مدنی ؛ بنابر آنچه از ظلمهای امت های قوی و اجحاف و زورگویی آنها بر امت های ضعیف می بینیم و بنابر آنچه در یاد وخاطر ما در تاریخ است. « (المیزان, ج4,ص127.)
آری چه بسا اینها تحت عنوان دموكراسی چون فریبندگی بیشتری دارد, جنایاتی مرتكب می شوند كه قبلی ها مرتكب نمی شدند.
با این همه تأثیرات حكومت های فاسد, برای اصلاح جامعه قدم اول این است كه حاكمان, اصلاح شوند؛ لذا خدا به موسی(ع) دستور می دهد به سراغ فرعون برود :
اِذْهَبْ إِلَی فِرْعَوْنَ اِنَّهُ طَغَی ـ فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَی أَنْ تَزَكَّی .( نازعات/17و18 .)
به سوی فرعون برو كه طغیان كرده است و به او بگو: » آیا می خواهی پاكیزه شوی؟! «
وگویا امام خمینی (ره) از همین جا درس گرفته بود كه می فرمود برای اصلاح جامعه اسلامی ایران شاه باید برود وگرنه اصلاحی صورت نمی گیرد و به سرنوشت مشروطه دچار می شود .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo