وبلاگ احمد علیزاده فلاح
یا امیرالمؤمنین حیدر
دوشنبه 17 مهر 1396 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
بعضی مدعی اند که بعضی دیوارها کوتاه بناشده برای همین بیشترین برخود با انها می شود ما هم چنین قائلیم دیواری آن قدر کوتاه که جاسوسان و دشمنان این ملت هم می توانند بدون یا الله گفتم وارد شوند ولی عزیزان غصه نخورند چون دیوار حاشا بلند است آنقدر بلند که کسی نمی تواند از آن بالا رود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 31 مرداد 1396 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
مسئولیت سنگین رهبری مسلمانان به ویژه شیعیان از کودکی به عهده او گذاشته شده بود آن هم در دوران یک حاکم زیرک و مستبد که به ترفندهایی متفاوت از حاکمان گذشته روی آورده بود دشمنی سخت با اهل بیت (ع) داشت ولی از پس پرده عداوت می کرد و در ظاهر اظهار ارادت داشت تا جایی که دخترش را نیز وارد این بازی کرده بود و به همسری این عزیز درآورده بود و این دشمن را در خانه حضرتش به عنوان دوست پرورش داد و همین دختر بود که بعد از پدر و حکمرانی برادرش امام شیعیان را در سن 25 سالگی به شهادت رساند . ولی تاریخ گواه است که با سن کم و دشمنی زیرکانه مأمون عباسی حضرتش توانست به بهترین نحو به وظایف امامت برسد و تهدیدهای مأمون را به فرصت بدل سازد همه شنیده اید یا خوانده اید که برای خرد کردن امام جلسه تشکیل داد بزرگان علم را جمع کرد و طرح مسئله کرد تا حضرت ناموفق جلوه کند اما جواد الائمه آنچنان از پس مسائل برآمد که همه انگشت به دهان ماندند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 امتحان قواعد فقه 1 تا پایان فصل پنجم قاعده اتلاف است .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
گویند که: روزی خواستند زین بر پشت اسبْ سیدمرتضی بگذارند. شیخ مفید فرمود که: من دیدم سگ بر روی زین بول کرده است. سید فرمود: اعتباری به این [سخن] نیست. زیرا قول یک نفر در نجاست قبول نمی شود. چون منازعه به طول انجامید، عریضه نوشتند و بر بالای ضریح حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام گذاشتند. صبح دیدند که بر پشت رقعه نوشته است: «الحق مع ولدی و الشّیخُ مُعتَمدی» و در بعضی از کتب معتبره به نظر رسید که شیخ در عالم رؤیا دید که حضرت فرمودند: «یا شیخی و معتمدی! الحق مع ولدی».
الان در انتخابات باز نزاع شیخ و سید است آیا جواب همان است؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 23 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
منتظر بودیم از مناظره های انتخاباتی چیزی دستگیرمان بشود کدام یک برتر است ولی با فرافکنی های همه طرف های مناظره گیج تر شدیم سرگردان و حیران یاد سابق افتادم که اسامی نامزدها را به هم پیوند می زدیم و می گفتیم به ایشان رأی می دهیم حالا هم می شود گفت به سید محمد جهانگیر خان روحانی رأی می دهیم ! به هر حال ما باید از بین این چند نفر یکی را انتخاب کنیم و چهارسال دنبالش بدویم و او را تحمل کنیم !
سرنوشت خود را بدو می سپاریم و او بستگی به انصافش دارد که با ما چه کند چه کسانی را به کار بگمارد ؟ چه برنامه ای را اجرا کند ؟ شاید انتظار برنامه ارائه دادن از طرف نامزدها الان یک مقدار ایده آلی باشد چون هر کدام در بخشی کار می کردند و برنامه درست بستگی به اطلاعات جامع دارد که چه بسا در دست نامزدی نباشد وعده بدهند و بعد موفق به انجام نشوند مثل اتفاقی که برای رئیس جمهور مستقر افتاد چون گفته اند آن کس که بیرون گود است فنش بسیار است بنده فکر می کنم بیشتر باید تفکر آقایان را مد نظر قرار داد و به تفکر رأی بدهیم نه به برنامه ها که خیلی کلی بیان شد آیا تفکر تفکر خدمت به محرومان است یا تفکر سرمایه داری که محرومان له شوند تا عده ای بالا روند و می شود  از گفتار و کردار گذشته آنها به پندار آنها پی برد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
دوازدهم اردیبهشت سالروز شهادت معلم شهید استاد مطهری روز معلم نام گرفت گرچه باید همیشه از کسانی که در علم آموزی به ما یاری رساندن یاد کنیم و لی امروز به طرز ویژه !
معلم هایی که داشتیم و از آنها هیچ خبر نداریم بعضی را اسم هایشان را فراموش کردیم ولی قیافه آنها در خاطرمان باقی است معلم های مدسه خودم را می گویم بیکس ، محمدی، میرجلیلی، سرمست، مرحوم وخشوزی، شهید لبویی، جعفری، حیدری، باغستانی، امین الرعایا، رهاوی، خادمیان ، کارگران، مهری، زارع و...
و اساتید بزرگوار حوزه مدرسه امام خمینی یزد: حجج اسلام سلطانی، شریفی، مرحوم میرحسینی، مظفری، صمدی، رجبی، علاقبند، محمدی، صالحی و...
و اساتید بزرگوار حوزه علمیه قم آیات و حجج اسلام:میرجلیلی ، مدرسی، خاتمی، بهرامی، صالحی افغانی، حسینی خراسانی، حسینی بوشهری، علیدوست، محقق داماد ، علوی بروجردی، فاضل گلپایگانی ، موحدی محب، علوی مهر، بهجت پور ، حیدری، فرجام فر، خزعلی، بهشتی ، سبحانی، فاضل لنکرانی ، وجدانی فخر، پایانی، سعیدی، فاکر میبدی، رفیعی، مدرسی، تبریزی و...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 19 فروردین 1396 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
آقای برهان شجاع بود و بدون در نظر گرفتن این که چه کسی بدش می آید و چه کسی خوشش ، آنچه به نظرش درست می رسید بیان می کرد و پافشاری می کرد و این صداقت پندار و رفتار در عملکرد بسیاری دیده نمی شود و چه بسیار افرادی که منافقانه عمل می کنند چیزی غیر آن که هستند به مردم نشان می دهند گرچه انسانها اگر هر آنچه هستند نشان دهند گاهی و یا بیشتر از گاهی مورد بی مهری قرار می گیرند امید است خدا ایشان را با پدر و برادر شهیدش محشور فرماید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 اسفند 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
مدتی است نرسیدم یادداشت بنویسم حال نزدیک عید است بد نیست یاد کنم از مشق های طولانی که معلم می داد تا طول ایام تعطیل بنویسیم ولی همان روز های اول عید نشده ان را که  شاید بیش از صد صفحه مشق بود می نوشتیم و خود را آزاد می کردیم ولی این تنها تکلیف نوروزی نبود دفترچه نوروزی می دادند گاهی در پاسخش می ماندیم مثلاً یک سال همه دفترچه را صحیح حل کرده بودم فقط یک سوال را پیدا نکرده بودم باتلاق گاو خونین در کجا قرار دارد تمام نقشه ایران که در خونه خاله بی بی جا نصب بود را دقیق باز رسی کردم پیدا نشد که نشد کسی دیگر هم جوابم نداد و...
ادامه دارد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 بهمن 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
دفتر ایام باز ورق می خورد ایامی که با آن خو گرفته ایم خوب و بد تلخ و شیرین ! دیروز رئیس نبودند جلسه برنامه ریزی برای دهه فجر بود بنده به نیابت از ایشان رفتم یک بار دیگر تمام خاطرات گذشته پیش چشمم گذر کرد از صدای بوق ماشین محمد ابولی که پشت سر هم بوق می زد و از قلعه نو می آمد هوا سرد بود و نفت نبود بچه بودیم و پدرمان داشت برای گرم کردن خونه هیزم جمع می کرد پدر جلو رفت که چی شده او گفت شاه فرار کرد ... تا تجمع در مهدی اباد مقابل پاسگاه بچه بودم درست نمی دانم قبل از آمدن امام بود یا بعد از آن! فقط یادم است تیر هوایی زدند تا آمدن آمام ما تلوزیون نداشتیم مادرم فکر کنم رفته بود خونه نجات و غلامحسین رجب تصویر امام را دیده بود و...
ادامه دارد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 دی 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح



خدا را شکر تا حالا نیاز به عینک پیدا نکردم گاهی هم که به سفارش بعضی عینک به چشم زدم دچار سر درد شدم اما این دفعه فرق می کرد ریاست جمهور کشور فرمودند عینک زده تا ببینید رکود نیست و همه جا پیشرفت است از باب وظیفه گوش به حرف کردم عینک زدم اما باز سرگیچه و سردرد !
چیزهایی با عینک به چشم آمد که قابل تصور نبود در بین مردم رکود بود اما در جانب از ما بهترون رشد فهمیدم نزدیک بینم خوبه چون مثل سابق رکود است اما امان از دور بین که ضعیف شده بود و رشد در جانب بعضی حضرات را نمی دید !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سال ها مبارزه سال ها تلاش سال ها دوستی سال ها رفاقت سال ها سیاست سال ها...
دیروز انقلاب یکی از ارکان خود را از دست داد ولیکن انقلاب روی پای خود ایستاده و زنده است تا به فرموده حضرت امام (ره) هاشمی برای همیشه تاریخ زنده بماند

نتیجه تصویری برای هاشمی زنده است




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 دی 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
دشمن نفوذ کرده بود درصدی از افکار عمومی را به دست گرفته بود و تلاش می کرد این را به اکثریت مبدل کند همه ترفندهایش را به کار بست از حرکات فیزیکی تا حملات روانی عده ای هم پیاده نظام دشمن شده بودند به گمان خود برگ برنده ای را در مقابل نظام رو کرده بودند اما از آن جا که مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین خدا باز حسینش را به میدان فرستاد تا یک بار دیگر حسین بیدارگری کند و ندای یاری از دین را سر دهد و چنین هم شد حرکت نابخردانه دشمنان در هتک حرمت عزای حسینی مردم را یک پارچه کرد و همه به نقشه های دشمن پی بردند و به حمایت از نظام برخواسته از اسلام و سید حسینی آن رهبر معظم اقلاب دفاع و مطابعت کردند .
درود برشرف این مردم درود بر همت بالای این امت !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1 دی 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
چند بار با هم بگوییم حلوا اصلاً به همه پیام بدهیم که یک صدا حلوا حلوا کنند آیا دهان شیرین می شود ؟ نه ! این را همه می دانند و باور دارند ولی یک ذره حلوا می تواند کام را شیرین کند می توانید امتحان کنید فقط مواظب باشید زیاد استفاده نکنید تا مبتلا به دیابت نشوید ولی بی خیال بیایید ما هم حلوا حلوا کنیم شعارش را می دهیم توجهات را جلب می کنیم مبتلی به دیابت و اضافه وزن و خطرات احتمالی نمی شویم!
اما اگر بپرسید چرا به یاد این مثل افتادم  براتون می نویسم ریاست محترم جمهوری منشور حقوق شهروندی را امضا فرمودند یک وقتی گمان نکنید دیگر همه جا گل و بلبل شده خدای نکرده برای خودتون مشکل پیش بیاورید نه آقا ! مسئولین همان های قبلی هستند و مجریان همانها ! شما با فرماندار فلان شهر در فلان استان در رابطه اید که برای رسیدن به مقاصدش از اعمال نفوذ در پرونده ها باکی ندارد و این را حقوق شهروندی خود می داند و با فلان عالم در ارتباط هستید که خود حقوق شهروندی می نویسد و تدریس می کند که شما در آن جایی ندارید توجه داشته باشید اینها حلوا حلوا گفتن است دهان را شیرین نمی کند چون اگر اجرایی شود کام بعضی از ما بهترون را تلخ می کند از موافقین دولت یا مخالفین ! و بعید می دانم دولت اراده برخورد با آنها را داشته باشد چون یکی از حقوق همه شهروندان اجرای قانون اساسی کشور است مگر در آنجا حق مسکن و شغل به همه تعلق نگرفته ولی در اجرا چی؟ مگر آمزش و پرورش رایگان نیست؟ پس چرا در سراسر کشور از مردم پول می گیرند و همه دولتها از کنار این موضوع گذر می کنند و مجلسیان هم هیچ گونه اعتراضی ندارند و... پس مواظب باشیم اینها تبلیغات است و بس!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 29 آبان 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
روی دوشش سنگینی می کرد کلافه شده بود اگر بر زمین می گذاشت حیوانات وحشی به آن حمله می کردند چه باید بکند با خود می گفت چرا این بار را به دوش خود انداختم مگر برادرم چه بدی در حق من کرده بود شاید حرف برادرم درست بود که او که مقصر نبوده خدا قربانی او را پذیرفت من هم می توانستم کاری کنم که خدا بپذیرد! نه نه خوب کاری کردم اگر او را نمی کشتم جانشینی پدر را تصاحب می کرد و...
روزها چنین گذشت تا این که کلاغ طبق رسم همیشگی که داشته های خود را زیر خاک پنهان می کند زمین را کند و چیزی را در خاک دفن کرد قابیل نیز دید بار را ازدوشش به زمین گذاشت قبری حفر کرد و برادر خود را دفن کرد و به خیال خود از حمل برادر راحت شد ولی گویا بار گناه بزرگی بر دوشش گذاشته شده است که هرگز بر زمین نمی تواند بگذارد و او شد رهبر همه کسانی که تلاش می کنند دیگری را زمین بزنند تا خود بزرگ به نظر برسند آری فقط روش ها فرق کرده قابیل نمی توانست داور را بخرد به قاضی رشوه دهد مسئولین را تعریف و تمجید کند و زیراب برادرش را بزند ولی قابیلیان امروز دستشان باز است مانند قابیل تنها یک گزینه ندارند گزینه روی میز دارند!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 آبان 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
اصلاً فکر نمی کرد که می خواهد سرش کلاه بگذارد قسم می خورد که من خیر تو را می خواهم مگر امکان دارد کسی دروغ بگوید یا بدتر قسم دروغ بخورد نه نه نه ! دیگر خودش را قانع کرده بود که طرف خیرخواهش است گوش به حرفش داد فقط یک دانه یک دانه از آن میوه چید به همسرش نیز تعارف کرد و دوتایی مانند دو مرغ عشق آن را خوردند ناگهان حس کردند دیگر مال آن جا نیستند دیگر گول خورده بودند چاره ای نبود گریه و زاری توبه و انابه توانست وضعیت معنوی آنها را بهبود بخشد و بخشیده شوند اما با تحولی که در آنها به وجود آمده بود نمی توانستند آن جا بمانند باید بروند تا سالیان طولانی اثر آن از بین برود شاید بتوانند باز گردند !
فرشته مهربان بر آنها وارد شد چرا چنین کردی مگر خدا تو را نهی نکرده بود آدم گفت : چرا نهی کرده بود ولی من باور نمی کردم مخلوقی از مخلوقات الهی بتواند دورغ بگوید و قسم دروغ بخورد!
آدم ساده الان از بهشت بر ما نظاره گر است می بیند چقدر ساده بوده که فکر می کرده مخلوق خدا نمی تواند دروغ بگوید انگشت به دهان مانده است از این همه دروغ و دغل از بین نسلش .
تازه تازه آن وقتی آدم بیشتر متحیر می ماند که شیطان که سجده نکرده بود دروغ گفت ولی الان بسیاری از سجده کنندگان دروغ می گویند سفارش دروغ می کنند مسیر عادی و قانونی پرونده ای را تغییر می دهند و...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 آبان 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
امان از بی کسی  از آن جهت که چون کسی شناس نداری حقت ضایع می شود امان از بی کسی که چون پارتی نداری حکم بر علیه داده می شود امان و امان  و امان !!!! نمی دانم چه جوری بعضی می خواهند جواب خدا را بدهند در آن دادگاهی که دیگر اعمال نفوذ امکان ندارد پولدار و فقیر یکسانند شاهدان دروغین نمی توانند عرض اندام کنند  راستی در آن دادگاه برنده کیست؟ در آن دادگاه سفارش کنندگان امروز چه جایگاهی دارند ؟ در آن دادگاه شهادت دهندگان امروز که از پست و مقامشان سوء استفاده کرده به نفع یکی موضع گیری می کنند کجایند؟
اینها درد دل عده ای است ای کاش می شد برایشان کاری کرد برای کسانی که جزء خدا کسی را ندارند نه بزرگی زنگ می زند سفارششان می کند و نه صاحب منصبی کارشان را پی گیری ؟ تازه بزرگ از دیگری حمایت و صاحب منصب نیز...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 مهر 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
انا لله و انا الیه راجعون خبر درگذشت عزیز طلبه فرزند  بزرگوار حجه الاسلام و المسلمین حبیبیان ناخودآگاه باری از غم را برایمان به ارمغان آورد امید است خداوند به پدر و مادر ایشان صبر عطا نموده و وی را با علی اکبر حسین(ع) محشور فرماید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 مهر 1395 :: نویسنده : احمد علیزاده فلاح
زن آهی کشید و اشک هایش را پاک می کرد بد جوری متأثر شده بود فکر نمی کردم این قدر بین آنها رابطه عاطفی باشد وقتی تعجب مرا دید گفت بگذار برایت جریانی را تعریف کنم سال چهارم هجری بود خوابیده بودم خوابی عجیب دیدم از تأویلش درمانده بودم منتظر بودم زودتر صبح شود نزد رسول خدا(ص) بروم و حضرت برایم تأویل کند دلهره و اضطراب داشتم یعنی چه ؟ این چه مفهومی دارد؟ باید بسیار بد باشد آخه خواب دیده بودم تکه ای از بدن حضرت رسول  کنده شد و در دامن من افتاد !
خدمت حضرت رسیدم خوابم را گفتم حضرت تبسم فرمودند گفتند خواب خوبی دیدی اگر رؤیای صادقه باشد به زودی از دخترم فاطمه پسری متولد می شود و او را به تو می دهم که شیرش دهی!
خیالم راحت شد این سومین افتخاری بود که خداوند به من عنایت می کرد اولین آن عروس عبدالمطلب شدن دومین آن بزرگ کردن جعفر بن ابوطالب که عباس شوهرم او را به خانه ما آورد و بعدآ در جنگ موته شهید شد و پیامبر او را جعفر طیار نامید و این سومی دایه شدن نوه حضرت محمد(ص).
چند روزی گذشت و حضرت حسین (ع) متولد شد و افتخار شیردهی او را به من دادند .
حالا من حق دارم این گونه گریان باشم یا نه؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 31 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :