دوشنبه 8 تیر 1394  08:11 ق.ظ

یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَیُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَهُوَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿٦﴾ آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَأَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ ﴿٧﴾
شب را در روز و روز را در شب داخل می کند و او به راز دلها داناست. به خدا و پیامبرش ایمان آورید و از آنچه شما را در آن جانشین قرار داد انفاق کنید پس کسانی از شما که ایمان آورند و انفاق کنند برایشان پاداشی بزرگ است.
نکته ها:
1. آیه شش به کوتاهی و بلندی شب و روز دلالت دارد که نمونه ای از تدبیر الهی است.
2. در آیه چهار خدا را عالم به اعمال و کردار معرفی کرد اینجا عالم به افکار و نیات می داند خدا حتی نیات را خبر دارد.
3. از شش آیه می توان اصول حکومت و مدیریت را استفاده کرد: الف:علم     ب:قدرت    ج:عزت و حکمت       د: احاطه    ح: ارجاع امور
4. آیه هفت خطاب به مؤمنان است شما که ادعای ایمان دارید ایمان بیاورید به خدا و رسول او و انفاق کنید یعنی برای اثبات ادعای خود انفاق کنید انفاق لازمه ایمان است تنها اهل نماز و روزه بودن کافی نیست باید به فکر مستمندان هم بود بعضی ادعای ایمان دارند اما واجبات مالی را مثل زکات و خمس را نمی پردازند و حال آن که ایمان به خدا و رسول ایمان به تمام دستورات و عمل بدان است.
5. انفاق کنید از آنچه خدا شما را جانشین در استفاده قرار داد در جانشینی انسان بر زمین دو نظر است 1. جانشینی خدا در زمین که انسان خلیفة الله است همه هستی ملک خداست و در اختیار شما مؤمنین خدا امر می کند از ملکش مقداری را به مستمندان بدهید 2. جانشینی از گذشتگان اموالی که دست شماست قبلاً دست آنها بوده به شما رسیده اشاره به این که برای شما هم نمی ماند پس انفاق کنید.
6. از این مال عاریه ای انفاق کنید تا برای شما ماندگار شود انفاق کنید خداوند اجر بزرگی برای انفاق کنندگان می دهد.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 8 تیر 1394
نظرات()   
   
یکشنبه 7 تیر 1394  08:19 ق.ظ

هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الأرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَینَ مَا کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿٤﴾ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿٥﴾
او کسی است که آسمانها  و زمین زا در شش روز (دوران) آفرید سپس بر تخت قدرت استیلا یافت. آنچه در زمین وارد می شود و آنچه از زمین خارج می شود و آنچه از آسمان فرو می آید و آنچه در آن بالا می رود، را می داند و هرکجا باشید او باشماست و خدا به آنچه انجامه می دهید بیناست . فرمانروایی آسمان ها و زمین برای اوست و تمام برنامه ها به خدا باز می گردد.
نکات:
1. منظور از خلقت آسمانها و زمین در شش روز علی الظاهر شش دوره باشد چون قبل از خلقت آسمانها و زمین روز به معنای اصطلاحی وجود نداشته است گرچه می توان گفت شش روز است چون قرآن گزارش می دهد از گذشته و با توجه به فهم بشر سخن گفته است.
2. استواء بر عرش به معنای تخت قدرت است و این بدان معنا نیست که تختی وجود دارد و او بر آن قرار گرفت آنگونه که اهل تجسیم گمان کرده اند . این اصطلاح مانند این است که فلانی بر تخت قدرت نشست یعنی قدرت را به دست گرفت
3. او به جزئیات عالم هم علم دارد هر آنچه در زمین وارد می شود از بذر و قطرات باران و اجساد ووو می داند کما اینکه هرچه از زمین خارج می شود از گیاهان و آبها و مواد معدنی و نفتی و حشر را می داند آنچه از آسمان نازل می شود از دستورات الهی و فرشتگان وباران و برف و ... را می داند و آنچه به آسمان بالا می رود از دعا و نیایش اهل تقوا و اعمال بندگان و بخار آب و... را می داند
4. همه در محضر خداییم هو معکم این ما کنتم  فردی خدمت معصوم(ع) رسید و عرضه داشت نمی توانم گناه نکنم حضرت فرمود برو جایی گناه کن که خدا نباشد فرد توجه که کرد دید همه جا او است دست از گناه کشید حضرت امام(ره) می فرمود عالم محضر خداست در محضر خدا گناه نکنید
5. آیه توجه می دهد خدا هر کاری انجام دهید را بیناست و از دید او دور نیست اگر جایی دوربین نصب باشد افراد مواظب هستند تخلف نکنند حالا دوربین الهی دائماً در حال رصد است
6. او حکمران و فرمانروا آسمانها و زمین است همه به سوی او در حرکتند همه عملها و برنامه ها به او بازگشت می کند .
آری هم شاهد است و هم حاکم و همه در پیشگاه او حاضر و حکمش نافذ است  مولای متقیان (ع)دمی فرماید:

 إتَّقُوا مَعَاصِی اللّهِ فِی الْخَلَواتِ فَإنَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاكِم؛دوری و اجتناب كنید از معصیت‌های إلهی، حتّی در پنهانی، پس به درستی كه شاهد خودش حاکم (دادگاه) است.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 7 تیر 1394
نظرات()   
   
شنبه 6 تیر 1394  08:13 ق.ظ

لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ یُحْیِی وَیُمِیتُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿٢﴾ هُوَ الأوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿٣﴾
حکومت آسمان ها و زمین برای اوست ، زنده می کند و می میراند و او بر هر چیزی تواناست. اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چیزی آگاه است.
فرمانروای حقیقی هستی خداست و حکومت انسان بر زمین امر اعتباری است نباید مغرور شد اوست احیاء و اماته که در آیه آمده شامل هر احیائی و اماته ای می شود مثل ایجاد ملائکه ، احیاء جنین ، احیاء حیوانات و گیاهان و همچنین مرگ هر چیزی و انسان و... همه در ید قدرت اوست احیاء واماته دیگران نفوذ با واسطه اوست وگرنه اگر اجازه او نباشد کارد تیز گردن اسماعیل را نمی برد بله هر آن چه بشر بدان رسیده و یا در طبیعت بوده با اذن او اثر می گذارد و به خودی خود علت تامه نیست گرچه بعضی علت ناقصه را چون هویداست اشتباهاً علت تامه پنداشته اند نمرود از ابراهیم(ع) پرسید خدای تو کیست؟ ابراهیم گفت : همان که زنده می کند و می میراند  نمرود دو زندانی را طلبید یکی را آزاد و دیگری را کشت گفت من هم زنده می کنم و می میرانم . ابراهیم (ع) در مقابل نمرود مثال آشکار زد خدای من خورشید را از مغرب می آورد تو از مغرب بیاور اهل کفردیگر مبهوت شدند الغرض ما گاهی چون علت ناقصه ملموسمان است از علت تامه غفلت می کنیم .
او به هر چیزی تواناست  چون او محیط بر هر چیزی است و احاطه فرع اطلاق قدرت است اول و اخر و ظاهر و باطن فرع اسم محیط است و احاطه را می رساند در این چهار صفت قید زمان و مکان وجود ندارد  او سر آغاز جهان و سر انجام آن است او ظاهر است در پدیده هایش نظام هستی نشانه قدرت اوست و باطن است ذات پاک او از همه مخفی است .
به قول بعضی او با دلیل و برهان خرد پسند ظاهر است و بدان جهت که دانای نهان هاست و از همه چیز آگاه است باطن
بنابرین او محیط بر هستی است لذا او علیم است همه چیز در محضر او حاضر است و او به همه هستی علم حضوری دارد لحظه ای آنی چیزی از او مخفی نمی ماند .


  • آخرین ویرایش:شنبه 6 تیر 1394
نظرات()   
   
چهارشنبه 3 تیر 1394  08:21 ق.ظ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿١﴾
هرچه در آسمانها و زمین است تسبیح خدا می کند و او مقتدر و حکیم است
ما حرف موصول و عام است شامل عقلا و غیر عقلا می شود هر چه در آسمان ها و زمین است تسبیح گوی خداست و این تسبیح گویی شامل جمادات نباتات و... می شود که تصورش برای امثال ما بسیار سخت است که اینها چگونه تسبیح خدا می گویند اینها که جان ندارند و شعوری وجود ندارد چگونه تسبیح می گویند بعضی از بزرگان گفته اند مراد از تسبیح آنها این است که وجودشان دلالت بر ذات بی عیب خدا می کند و این همان تسبیح است بعضی گفته اند تسبیح آنها همان انجام وظیفه در جهان تکوینند که هر کدام کار و فعلی که بر عهدشان است انجام می دهند و این همان تسبیح است .
اما امثال علامه طباطبایی تسبیح را حقیقی می دانند نه مجازی زبان قال است نه زبان حال لذا در قرآن سوره اسرا آیه 44 می فرماید:وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ ؛
آیه دلالت دارد که همه چیز تسبیح خدا می کند ولی ما انسانها نمی فهمیم اگر مراد مجاز بود که مردم می فهمیدند مولوی در تبیین تسبیح موجودات به مثالی متوسل می شود و این گونه سخن آغاز می کند :یک حکایت بشنو از تاریخ گوی                        تا بری زین راز سرپوشیده بو
مار گیری به منطقه کوهستانی رفت تا مار بگیرد اژدهایی را مرده دید آن را بهر احتیاط بسته و با خود به بغداد آورد آفتاب بغداد که به اژدها رسید اژدها که نمرده بود و او خیال کرده بود مرده است به جنب و جوش در آمد و به مردم تماشا چی حمله ور شد بله موجودات در تصور ما مرده و جمادند وگرنه پیام جمادات به ما این است:     ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم           با شما نا محرمان ما خامشیم
آری همه تسبیح گویند اگر گوش شنوایی باشد از بعضی بزرگان سیر و سلوک نقل شده است که صدای تسبیح را می شنیدند  زیباست حکایتی که سعدی دارد:

یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته شوریده ای که دران سفر همراه ما بود نعره ای برآورد و راه بیابان گرفت و یک نفس آرام نیافت چون روز شد گفتمش آن چه حالت بود گفت بلبلان را دیدم که بنالش در آمده بودند از درخت و کبکان از کوه و غوکان در آب و بهایم از بیشه. اندیشه کردم که مروّت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته.

دوش مرغی به صبح می‌نالید

عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش

یکی از دوستان مخلص را

مگر آواز من رسید به گوش

گفت باور نداشتم که ترا

بانگ مرغی چنین کند مدهوش

گفتم این شرط آدمیت نیست

مرغ تسبیح گوی و ما خاموش


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 3 تیر 1394
نظرات()   
   
سه شنبه 2 تیر 1394  09:04 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم
سوره حدید بیست و نه آیه دارد و در مدینه نازل شده است بنابرین جزء سور مدنی به حساب می آید
غرض سوره
علامه طباطبایی غرض از سوره حدید را ترغیب مؤمنین به انفاق در راه خدا می دانند و به آیات در مورد انفاق در سوره استناد می کنند گرچه مفاهیم دیگری نیز در آیات این سوره مطرح است که در ادامه بدان می پردازیم وچون غرض انفاق است و چه بسا افرادی به اشتباه بیفتند که نکند خدا نیاز دارد سوره با سبح شروع می شود که تنزیه خداوند است.
فضیلت سوره
سوره حدید یکی از سوره های مسبحات است که پیامبر گرامی اسلام(ص) قبل از خواب تلاوت می فرمودند و می گفتند در آن آیه ای است که از هزار آیه بهتر است و امام باقر(ع) می فرمایند هر کس سور مسبحات را قبل از خواب بخواند نمی میرد تا امام زمان (عج) را درک کند یا اگر مرد در جوار رسول گرامی (ص) خواهد بود .
براء بن عازب می گوید به علی(ع) عرض کردم ای امیر مؤمنان تو را به خدا و رسولش می خوانم که بهترین چیزی که پیامبر (ص) ویژه تو کرد و جبرئیل مخصوص او ساخت و خداوند جبرئیل را به آن فرستاد در اختیار من قرار دهی.
حضرت فرمود: هنگامی که می خواهی خدا را به نام اعظمش بخوانی از آغاز سوره حدید تا شش ایه تا علیم بذات الصدور را بخوان و سپس چهار آیه آخر سوره حشر را بعد دو دستت را بلند کن و بگو : ای خداوندی که چنین هستی تو را به حق  این اسماء می خوانم که بر محمد(ص) درود فرستی و فلان حاجت مرا برآوری سپس آن چه می خواهی بگو . سوگند به خداوندی که معبودی جز او نیست به حاجتت خواهی رسید ان شاء الله.
در حدیث دیگری امام سجاد(ع) می فرماید: خداوند می دانست که در آخر الزمان گروهی ژرف اندیش خواهند آمد ، لذا سوره توحید و آیاتی ازسوره حدید را نازل کرد و هر کس غیر این صفات را برای خدا بپذیرد هلاک می شود.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 2 تیر 1394
نظرات()   
   
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394  08:41 ق.ظ

فکر می کرد خیلی کارها می تواند بکند حسابی شلوغ کرده بود گرد و خاکی به راه انداخته بود نمی شود گفت این همه شور و اشتیاق تصنعی است ! نه نه! او فکر می کرد هشتا را شانزده تا می کند اما از آن روز مدتی گذشت شعار ها و داد و بیداد ها دیگر نتیجه ای ندارد باید دست به کار شد اما دست تنها ! مگر نشنیدی دست تنها صدا ندارد آری بزرگترین مشکل همین جاست که دست تنها صدا ندارد و او با داد و فریادهایش کسی را باقی نگذاشته بود که با او همراه شود شاید هم آنها می خواهند این هیاهوها به خاموشی منتهی شود !
هر روز خورشید طلوع می کند و تا مرد حماسی ما می خواهد کاری بکند غروب کرده است روزها از دست می رود نتیجه ای حاصل نمی شود فقط و فقط او تنها و تنها تر می شود گرچه قال و قیلهایش را باور نداشتم ولی همیشه موفقیتش را می خواستم ولی گویا تقدیر چیز دیگری را رقم زده است !


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394
نظرات()   
   
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394  08:27 ق.ظ

علم بر زمین افتاده بود علمدار شهید گشته بود دشمن دیگر سرمست از پیروزی همه جا را به آتش کشید مطمئن مطمئن دگر هرگز این علم از زمین برداشته نخواهد شد اما در کمال ناباوری دشمن و حتی دوستان شیر زنی وظیفه علمداری را به عهده گرفت مجلس عبید الله را بر هم پیچید باید او را ساکت کرد اما چگونه ؟ تنها یک راه برای سکوت او وجود داشت ! فکر نکنید کشتن تنها راه بود خیر او از مرگ نمی ترسید و شهادتش صدای مظلومیتش را رساتر می کرد بله تنها یک راه بود ! به نیزه دار دستور دادند مقابل زینب بایست ! همه تعجب کردند چرا سخن او عوض شد دیگر خطبه آتشینش فروکش کرد تا نگاه ها به بلندای نیزه افتاد ...


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 14 اردیبهشت 1394
نظرات()   
   
شنبه 15 فروردین 1394  08:15 ق.ظ

مشکلی که قرن ها است دامن کشورهای اسلامی و از جمله کشور ما را گرفته است روزمرگی است مشکل امروزمان را حل کنیم آینده به عهده آیندگان. همتمان کم شده است تحمل مشکلات برای رسیدن به اینده بهتر سختمان است ولی ادعا تا دلت بخواه داریم!
رهبر عزیزمان راه برون رفت از مشکلات را تکیه بر توان داخلی می داند اما ما راهی برای به دست آوردن کالای خارجی !
آری نازپرورده شدیم و نازپروده پیشرفت نخواهد کرد شاید شما خواننده محترم بگویی ول کن ا شیخ!  یا صدایت از جای گرمی در میاد و ...
یا مردم ما مقاوم ایستاده اند که راست هم می گویی مردم مقاوم ایستاده اند اما آنها که تأثیر گذارند به اندازه مردم مقاوم نیستند به هر حال هر ملتی پیشرفت کرده با تلاش و کوشش بوده است با برنامه و پشتکار بوده است آیا چنین هستیم ؟ اگر هستیم که نعم المطلوب وگرنه باید فکر نان کرد که خربزه آب است!


  • آخرین ویرایش:شنبه 15 فروردین 1394
نظرات()   
   
چهارشنبه 12 فروردین 1394  07:55 ق.ظ

درمثل امروزی مردم بزرگ ایران به نظر امام رأی قاطع دادند و نظرات دیگر را طرد کردند جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر
مردم به نظر امام اعتماد کامل داشتند و این اعتماد منشأ موفقیت امام در تأسیس نظام جمهوری اسلامی شد


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 12 فروردین 1394
نظرات()   
   

سال 93 روزهای پایانی خود را سپری می کند اتفاقات فراوانی از لحاظ سیاسی اقتصادی اجتماعی فرهنگی ورزشی و... در این سال روی داد اما آنچه برای استان ما اهمیت فراوانی داشت دریافت دو پیام آن هم در حوزه فرهنگی از مقام معظم رهبری است یکی پیام به مناسبت مراسم عزاداری هیئت باغ گندم یزد و دیگری که در همین روزهای پایانی روی داد پیام به خانواده شهیدی که خانه خود را برای کتابخانه اهدا کرده بودند
آری این نشان از جایگاه استان فرهنگی و دارالعباده و دارالعلم نزد ایشان دارد یزد از قدیم به دار العباده شهرت داشت و عزاداری بر ابی عبدالله(ع) نشان از آن دارد و در سفر مقام معظم رهبری به یزد به لقب دار العلم نیز مفتخر شد که تأسیس کتابخانه گواهی بر این جایگاه دارد.


  • آخرین ویرایش:شنبه 23 اسفند 1393
نظرات()   
   
شنبه 2 اسفند 1393  09:38 ق.ظ

قدیم تر ها او را می شناختم با افکارش کمابیش آشنا بودم مدتی بس طولانی خبری از ایشان نداشتم تا این که امروز صبح که به سر کار می رفتم رادیو یزد را گوش می دادم که اعلام کرد آقای دکتر احمد پهلوانیان رئیس صدا و سیمای مرکز یزد شده اند شک و یقین گرچه با هم جمع نمی شوند و محال است اما نا خود آگاه شک و یقین با هم برایم پیدا شد که آیا ایشان همان احمد پهلوانیان هستند خبر را دنبال کردم و یقین حاصل شد لذا انتصاب ایشان را بدین سمت تبریک عرض کرده امید موفقیت ایشان را از خدای متعال خواستارم


  • آخرین ویرایش:شنبه 2 اسفند 1393
نظرات()   
   
دوشنبه 27 بهمن 1393  08:24 ق.ظ

همه برای پیشرفت هورا می کشند از ساخت و ساز خوششان می آید وقت قیچی  کردن ربان صلوات می فرستند و بعضی کف می زنند و بعضی وقت ها صدای کف و صلوات در هم می پیچد ! چه لحظات خوشی برای مسئولین پدید می آورد با افتخار از پروژه مربوطه سخن می گویند و  چون اطرافیان هورا های بلند اهدا کرده اند وعده پروژه های بعدی نیز می دهند ! و باز همه هورا می کشند در شهر و روستا مورد استقبال و بدرقه گرم قرار می گیرند و لقب های زیبای سردار عمران وآبادانی و... به مقام مربوطه داده می شود .
یادتون هست یک زمانی تلوزیون سریالی به نام آیینه پخش می کرد قسمتی پخش می شد که گزارش یک زندگی شیرین بود و قسمتی از تلخی همان زندگی .
الان در بعضی مناطق کشور قسمت شیرینی ساخت سد و ... به پایان رسیده چون آب به دریاچه ارومیه به واسطه سد و... نرسیده خشک می شود دیگر هورایی در کار نیست یا آب به تالابها نرسیده خشک شده ریزگرد پدید آمده و مردم عزیز خوزستان ووو را آزار می دهد قطعا برای مسئولین هورایی نخواهد بود یادمان باشد اینها اثر هوراهای خودمان است !


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 27 بهمن 1393
نظرات()   
   
سه شنبه 21 بهمن 1393  09:08 ق.ظ

دهه فجر دهه خاطرات ملت بزرگ ایران دهه همت و ایثار ، دهه فجر ما را به خاطرات سال های قبل فرا می خواند هنوز از سرود های انقلابی به شوق می آییم و با زمزمه آن خیلی از خاطرات پیش چشممان اشکار می شود خاطرات جشن های سال هایی که مدرسه می رفتیم گویا همین امروز بود در هر مدرسه ای جشن برقرار می شد همه را دعوت می کردند گروه های سرود دانش آموزی سرود های انقلابی می خواندند و گروه های نمایش معلمین و دانش آموزی نمایش اجرا می کردند نمایش ها درس آموز و همراه با طنز بود رهاوی معلم زبان نقش معلم شهیدرا بازی می کرد و عباس امین الرعایا برادری که سالها به خارج رفته بود و حالا با فرهنگ فرنگ بازگشته و جز آزار پدر و مادر کاری ندارد  و جناب آقای لبویی نقش شهید نه رفت جبهه و شهید شد
گاهی هم جریان تارخی به نمایش در می آمد رشیدی عبیدالله می شد و دستور می داد میثم تمار را دار زنند و ...
آری آن زمان گذشت و خاطره ها باقی ماند شاید یکی از وظایف ما در قبال انقلاب ایجاد خاطره های زیبا برای کودکان باشد و خاطره می تواند نقطه عطف و پیوند بین نسل ها باشد


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 21 بهمن 1393
نظرات()   
   
دوشنبه 13 بهمن 1393  09:28 ق.ظ

خبری روی آنتن ها رفت دو کلمه خبر بیشتر نبود ولی دنیایی را تحت تأثیر قرار داد امام آمد


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 13 بهمن 1393
نظرات()   
   
دوشنبه 6 بهمن 1393  09:39 ق.ظ

دو لشکر در مقابل هم صف آرایی کردند کمان داران و تیر اندازان هر دوطرف آماده نبرد شدند شمشیر زنان اسب سوار و پیاده به طرف هم یورش بردند گرد و غبار همه جا را فرا گرفته بود آتش جنگ گرم و گرم تر می شد شایعات هم هر دو لشکر را آزار می داد لشکر دشمن در نبردی موفقتر عمل کرد تنها چشمه آب را تصرف کرده بود  و اجازه آب نوشیدن نمی داد مذاکره و رایزنی برای دریافت آب فایده نبخشید دشمن حربه خوبی برای شکست دادن پیدا کرده بود آب ! تحریم حیاتی ترین نیاز هر موجود زنده ! فکر می کرد با حربه تحریم می تواند به مقصود خود نائل گردد !
فرمانده که لشکر را آسیب پذیر دید به سربازان نهیبی زد نعره حیدری کار ساز افتاد شجاعت سربازان دو چندان شد همتی پدید آمد با یک تلاش توانستند دشمنان را از آب دور سازند حال لشکر دشمن تشنه است و دست رسی به آب ندارد سربازها خواستند که مقابله به مثل کنند به آنها آب ندهند ولی فرمانده آنها را از این رفتار زشت نهی کرد بدون هیچ مذاکره و رایزنی ! فرمانده خیلی به آداب اسلامی انسانی پایبند بود تحریم آب ! هرگز ! هرگز!
جنگ ادامه یافت کم کم نشانه های شکست در لشکر دشمن پدیدار شد دشمن که در میدان نبرد کم آورده بود  و می رفت که با شکستش تحولی تاریخی پدید آید روش مبارزه خود را تغییر داد به جنگ روانی روی آورد دستور داد قرآن ها را بر سر نیزه کنند و اعلام کنند ما پیرو این قرآنیم چرا با هم بجنگیم بیایید با هم مذاکره کنیم .
نقشه کار ساز شد سربازان دور فرمانده حلقه زدند که باید مذاکره کنید هر چه فرمانده تحلیل منطقی ارائه می داد شنونده ای نداشت لاجرم علی رغم میل باطنی دستور دار سردار لشکر دست از نبرد بکشد و آماده مذاکره شود سردار پیام داد تا شکست دشمن راهی نمانده اجازه بدهید برای همیشه فتنه را خاتمه دهم اما پیام رسان خبر آورد که فرمانده گفته اگر می خواهی مرا زنده ببینی دست از جنگ بکشد !
سردار لشکر خیلی ناراحت اما چاره ای نیست به چادر فرماندهی رسید دید نقشه دشمن اثر کرده است فرمانده مجبور است تن به مذاکره دهد و نتیجه را بپذیرد !
حال چه کسی برای مذاکره برود نظر فرمانده سردار یا دانشمند آگاه بود ولی سربازها ایشان را صالح نمی دانستند و فقط یک گزینه را تأیید می کردند ابوموسی اشعری!
لاجرم علی علیه السلام او را معرفی کرد تیم مذاکره کننده وارد شور شدند عمرعاص از طرف معاویه و ابوموسی از طرف علی جلسه به طول انجامید وعده وعیدهایی رد و بدل شد هر دو قرار گذاشتند علی و معاویه را خلع کنند هر دو پشت تریبون رفتند به هم تعارف می کردند شما مسن تری اول شما نظرت را اعلام کن همه چشم به پایان مذاکرات دوخته بودند ابوموسی دستش را بالا اورد انگشتری را از دست راست خود در آورد و گفت من به نمایندگی از طرف کوفه علی را از حکومت خلع می کنم عمر عاص هم خطبه ای خواند و انگشتری را به دست چپ کرد و گفت من هم به نمایندگی از شامیان معاویه را بر می گزینم !
غوغایی به پا شد آنها که تا دیروز علی را مجبور به مذاکره می کردند امروز اعتراض به نتیجه داشتند و به علی فشار می آوردند که باید توبه کنی و با معاویه وارد نبرد شوی ولی حضرت حاضر نمی شد و...


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 6 بهمن 1393
نظرات()   
   

امتحان تفسیر موضوعی
کتاب تفسیر موضوعی آیت الله مکارم شیرازی
حذفیات دو بخش آخر


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 11 خرداد 1394
نظرات()   
   
پنجشنبه 4 دی 1393  09:21 ق.ظ

ما که گفتیم نمی خواهیم برگردیم می خواهیم مانند بی بی قبرمان معلوم نباشه ! شما اصرار کردید ! حالا چرا با هم دعوا می کنید ما حاضریم برگردیم شهرتان برای خودتان ما که نزدیکی منار نمی خواستیم ما انجا به آقایمان نزدیک تر بودیم همان جا که سازمان های جهانی نقشه تغییرش را داشتند ما انجا ایستادیم تا منارهای شما را از ریشه در نیاورند و ماندگار بماند اگر ما نرفته بودیم به شما می گفتیم نه از تاک نشان بود نه از تاک نشان! حالا منت  سازمان های جهانی را بر سر ما می گذارید و...
همین جور یک ریز می گفتند فرصت نمی دادند کسی حرفی بزند از چهرهشان معلوم بود خیلی بدشان آمده اگر دوستان مانعشان نمی شدند رفته بودند آه چه آبرو ریزیی می شد همه می گفتند شنیده بودیم فلانی ها طاقت مهمان ندارند حالا با چشم دیدیم داشتیم انگشت نمای خلایق می شدیم بعضی از دوستان دو تایشان را کنار کشیدند با آنها صحبت کردند از اول هم معلوم بود این دو تا خیلی تو دارند کمتر حرف می زدند مظلوم تر به نظر می رسیدند قرار شد این دو بمانند همه می دانستند که اینها جونشان به هم وصل است اگر یکی بماند همه خواهند ماند و همین جور هم شد و...


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 4 دی 1393
نظرات()   
   
جمعه 28 آذر 1393  09:32 ق.ظ

چه زیبا ، چه با صفا و چه به جا دیشب در جلسه ای که دانشگاه علمی کاربردی به مناسبت وحدت حوزه و دانشگاه ترتیب داده بود شرکت کردم دعوت خاص نداشتم و چون به موضوع علاقه مند بودم همان دعوت عمومی را لبیک گفته حاضر شدم .
سخنرانان جلسه یاد بزرگی موثر در فرهنگ و مذهب این شهر را زنده نگه داشتند جای خیلی از دوستان خالی بود تا با مرحوم ملا اسدالله آشنا تر شوند .
بنده به سهم خود از جناب مهندس قنبری مدیریت دانشگاه علمی کاربردی و همکارانشان و دانشجویان آن دانشگاه کمال تشکر را دارم سعیتان مشکور عزت مستدام.


  • آخرین ویرایش:جمعه 28 آذر 1393
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :28  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...