تبلیغات
وبلاگ احمد علیزاده فلاح

یا امیرالمؤمنین حیدر

دفتر ایام

تاریخ:چهارشنبه 6 بهمن 1395-08:13 ق.ظ

دفتر ایام باز ورق می خورد ایامی که با آن خو گرفته ایم خوب و بد تلخ و شیرین ! دیروز رئیس نبودند جلسه برنامه ریزی برای دهه فجر بود بنده به نیابت از ایشان رفتم یک بار دیگر تمام خاطرات گذشته پیش چشمم گذر کرد از صدای بوق ماشین محمد ابولی که پشت سر هم بوق می زد و از قلعه نو می آمد هوا سرد بود و نفت نبود بچه بودیم و پدرمان داشت برای گرم کردن خونه هیزم جمع می کرد پدر جلو رفت که چی شده او گفت شاه فرار کرد ... تا تجمع در مهدی اباد مقابل پاسگاه بچه بودم درست نمی دانم قبل از آمدن امام بود یا بعد از آن! فقط یادم است تیر هوایی زدند تا آمدن آمام ما تلوزیون نداشتیم مادرم رفته بود خونه نجات و غلامحسین رجب تصویر امام را دیده بود و...
ادامه دارد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عینک!

تاریخ:چهارشنبه 29 دی 1395-09:30 ق.ظ




خدا را شکر تا حالا نیاز به عینک پیدا نکردم گاهی هم که به سفارش بعضی عینک به چشم زدم دچار سر درد شدم اما این دفعه فرق می کرد ریاست جمهور کشور فرمودند عینک زده تا ببینید رکود نیست و همه جا پیشرفت است از باب وظیفه گوش به حرف کردم عینک زدم اما باز سرگیچه و سردرد !
چیزهایی با عینک به چشم آمد که قابل تصور نبود در بین مردم رکود بود اما در جانب از ما بهترون رشد فهمیدم نزدیک بینم خوبه چون مثل سابق رکود است اما امان از دور بین که ضعیف شده بود و رشد در جانب بعضی حضرات را نمی دید !



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هاشمی زنده است چون نهضت زنده است

تاریخ:دوشنبه 20 دی 1395-08:39 ق.ظ

سال ها مبارزه سال ها تلاش سال ها دوستی سال ها رفاقت سال ها سیاست سال ها...
دیروز انقلاب یکی از ارکان خود را از دست داد ولیکن انقلاب روی پای خود ایستاده و زنده است تا به فرموده حضرت امام (ره) هاشمی برای همیشه تاریخ زنده بماند

نتیجه تصویری برای هاشمی زنده است



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مردم آمدند!

تاریخ:پنجشنبه 9 دی 1395-08:43 ق.ظ

دشمن نفوذ کرده بود درصدی از افکار عمومی را به دست گرفته بود و تلاش می کرد این را به اکثریت مبدل کند همه ترفندهایش را به کار بست از حرکات فیزیکی تا حملات روانی عده ای هم پیاده نظام دشمن شده بودند به گمان خود برگ برنده ای را در مقابل نظام رو کرده بودند اما از آن جا که مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین خدا باز حسینش را به میدان فرستاد تا یک بار دیگر حسین بیدارگری کند و ندای یاری از دین را سر دهد و چنین هم شد حرکت نابخردانه دشمنان در هتک حرمت عزای حسینی مردم را یک پارچه کرد و همه به نقشه های دشمن پی بردند و به حمایت از نظام برخواسته از اسلام و سید حسینی آن رهبر معظم اقلاب دفاع و مطابعت کردند .
درود برشرف این مردم درود بر همت بالای این امت !




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

با حلوا حلوا ...

تاریخ:چهارشنبه 1 دی 1395-08:45 ق.ظ

چند بار با هم بگوییم حلوا اصلاً به همه پیام بدهیم که یک صدا حلوا حلوا کنند آیا دهان شیرین می شود ؟ نه ! این را همه می دانند و باور دارند ولی یک ذره حلوا می تواند کام را شیرین کند می توانید امتحان کنید فقط مواظب باشید زیاد استفاده نکنید تا مبتلا به دیابت نشوید ولی بی خیال بیایید ما هم حلوا حلوا کنیم شعارش را می دهیم توجهات را جلب می کنیم مبتلی به دیابت و اضافه وزن و خطرات احتمالی نمی شویم!

اما اگر بپرسید چرا به یاد این مثل افتادم  براتون می نویسم ریاست محترم جمهوری منشور حقوق شهروندی را امضا فرمودند یک وقتی گمان نکنید دیگر همه جا گل و بلبل شده خدای نکرده برای خودتون مشکل پیش بیاورید نه آقا ! مسئولین همان های قبلی هستند و مجریان همانها ! شما با فرماندار فلان شهر در فلان استان در رابطه اید که برای رسیدن به مقاصدش از اعمال نفوذ در پرونده ها باکی ندارد و این را حقوق شهروندی خود می داند و با فلان عالم در ارتباط هستید که خود حقوق شهروندی می نویسد و تدریس می کند که شما در آن جایی ندارید توجه داشته باشید اینها حلوا حلوا گفتن است دهان را شیرین نمی کند چون اگر اجرایی شود کام بعضی از ما بهترون را تلخ می کند از موافقین دولت یا مخالفین ! و بعید می دانم دولت اراده برخورد با آنها را داشته باشد چون یکی از حقوق همه شهروندان اجرای قانون اساسی کشور است مگر در آنجا حق مسکن و شغل به همه تعلق نگرفته ولی در اجرا چی؟ مگر آمزش و پرورش رایگان نیست؟ پس چرا در سراسر کشور از مردم پول می گیرند و همه دولتها از کنار این موضوع گذر می کنند و مجلسیان هم هیچ گونه اعتراضی ندارند و... پس مواظب باشیم اینها تبلیغات است و بس!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بار سنگین

تاریخ:شنبه 29 آبان 1395-08:24 ق.ظ

روی دوشش سنگینی می کرد کلافه شده بود اگر بر زمین می گذاشت حیوانات وحشی به آن حمله می کردند چه باید بکند با خود می گفت چرا این بار را به دوش خود انداختم مگر برادرم چه بدی در حق من کرده بود شاید حرف برادرم درست بود که او که مقصر نبوده خدا قربانی او را پذیرفت من هم می توانستم کاری کنم که خدا بپذیرد! نه نه خوب کاری کردم اگر او را نمی کشتم جانشینی پدر را تصاحب می کرد و...
روزها چنین گذشت تا این که کلاغ طبق رسم همیشگی که داشته های خود را زیر خاک پنهان می کند زمین را کند و چیزی را در خاک دفن کرد قابیل نیز دید بار را ازدوشش به زمین گذاشت قبری حفر کرد و برادر خود را دفن کرد و به خیال خود از حمل برادر راحت شد ولی گویا بار گناه بزرگی بر دوشش گذاشته شده است که هرگز بر زمین نمی تواند بگذارد و او شد رهبر همه کسانی که تلاش می کنند دیگری را زمین بزنند تا خود بزرگ به نظر برسند آری فقط روش ها فرق کرده قابیل نمی توانست داور را بخرد به قاضی رشوه دهد مسئولین را تعریف و تمجید کند و زیراب برادرش را بزند ولی قابیلیان امروز دستشان باز است مانند قابیل تنها یک گزینه ندارند گزینه روی میز دارند!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آدم ساده

تاریخ:پنجشنبه 27 آبان 1395-08:46 ق.ظ

اصلاً فکر نمی کرد که می خواهد سرش کلاه بگذارد قسم می خورد که من خیر تو را می خواهم مگر امکان دارد کسی دروغ بگوید یا بدتر قسم دروغ بخورد نه نه نه ! دیگر خودش را قانع کرده بود که طرف خیرخواهش است گوش به حرفش داد فقط یک دانه یک دانه از آن میوه چید به همسرش نیز تعارف کرد و دوتایی مانند دو مرغ عشق آن را خوردند ناگهان حس کردند دیگر مال آن جا نیستند دیگر گول خورده بودند چاره ای نبود گریه و زاری توبه و انابه توانست وضعیت معنوی آنها را بهبود بخشد و بخشیده شوند اما با تحولی که در آنها به وجود آمده بود نمی توانستند آن جا بمانند باید بروند تا سالیان طولانی اثر آن از بین برود شاید بتوانند باز گردند !
فرشته مهربان بر آنها وارد شد چرا چنین کردی مگر خدا تو را نهی نکرده بود آدم گفت : چرا نهی کرده بود ولی من باور نمی کردم مخلوقی از مخلوقات الهی بتواند دورغ بگوید و قسم دروغ بخورد!
آدم ساده الان از بهشت بر ما نظاره گر است می بیند چقدر ساده بوده که فکر می کرده مخلوق خدا نمی تواند دروغ بگوید انگشت به دهان مانده است از این همه دروغ و دغل از بین نسلش .
تازه تازه آن وقتی آدم بیشتر متحیر می ماند که شیطان که سجده نکرده بود دروغ گفت ولی الان بسیاری از سجده کنندگان دروغ می گویند سفارش دروغ می کنند مسیر عادی و قانونی پرونده ای را تغییر می دهند و...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امان از بی کسی

تاریخ:چهارشنبه 26 آبان 1395-02:16 ب.ظ

امان از بی کسی  از آن جهت که چون کسی شناس نداری حقت ضایع می شود امان از بی کسی که چون پارتی نداری حکم بر علیه داده می شود امان و امان  و امان !!!! نمی دانم چه جوری بعضی می خواهند جواب خدا را بدهند در آن دادگاهی که دیگر اعمال نفوذ امکان ندارد پولدار و فقیر یکسانند شاهدان دروغین نمی توانند عرض اندام کنند  راستی در آن دادگاه برنده کیست؟ در آن دادگاه سفارش کنندگان امروز چه جایگاهی دارند ؟ در آن دادگاه شهادت دهندگان امروز که از پست و مقامشان سوء استفاده کرده به نفع یکی موضع گیری می کنند کجایند؟
اینها درد دل عده ای است ای کاش می شد برایشان کاری کرد برای کسانی که جزء خدا کسی را ندارند نه بزرگی زنگ می زند سفارششان می کند و نه صاحب منصبی کارشان را پی گیری ؟ تازه بزرگ از دیگری حمایت و صاحب منصب نیز...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عرض تسلیت

تاریخ:یکشنبه 18 مهر 1395-12:58 ب.ظ

انا لله و انا الیه راجعون خبر درگذشت عزیز طلبه فرزند  بزرگوار حجه الاسلام و المسلمین حبیبیان ناخودآگاه باری از غم را برایمان به ارمغان آورد امید است خداوند به پدر و مادر ایشان صبر عطا نموده و وی را با علی اکبر حسین(ع) محشور فرماید.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زن سوگ دار

تاریخ:سه شنبه 13 مهر 1395-09:24 ق.ظ

زن آهی کشید و اشک هایش را پاک می کرد بد جوری متأثر شده بود فکر نمی کردم این قدر بین آنها رابطه عاطفی باشد وقتی تعجب مرا دید گفت بگذار برایت جریانی را تعریف کنم سال چهارم هجری بود خوابیده بودم خوابی عجیب دیدم از تأویلش درمانده بودم منتظر بودم زودتر صبح شود نزد رسول خدا(ص) بروم و حضرت برایم تأویل کند دلهره و اضطراب داشتم یعنی چه ؟ این چه مفهومی دارد؟ باید بسیار بد باشد آخه خواب دیده بودم تکه ای از بدن حضرت رسول  کنده شد و در دامن من افتاد !
خدمت حضرت رسیدم خوابم را گفتم حضرت تبسم فرمودند گفتند خواب خوبی دیدی اگر رؤیای صادقه باشد به زودی از دخترم فاطمه پسری متولد می شود و او را به تو می دهم که شیرش دهی!
خیالم راحت شد این سومین افتخاری بود که خداوند به من عنایت می کرد اولین آن عروس عبدالمطلب شدن دومین آن بزرگ کردن جعفر بن ابوطالب که عباس شوهرم او را به خانه ما آورد و بعدآ در جنگ موته شهید شد و پیامبر او را جعفر طیار نامید و این سومی دایه شدن نوه حضرت محمد(ص).
چند روزی گذشت و حضرت حسین (ع) متولد شد و افتخار شیردهی او را به من دادند .
حالا من حق دارم این گونه گریان باشم یا نه؟



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دستش را نذر ابوالفضل کرد!

تاریخ:شنبه 10 مهر 1395-08:44 ق.ظ

روز پنج شنبه گذشته هشتم مهر ماه اتفاق خوبی در شهر بافق افتاد مسئولین استان به همراه مسئولین شهرستان با برنامه ریزی و گروه بندی از همه خانواده شهدای بافق دیدار کردند بنده نیز توفیق  داشتم در یکی از این گروه ها باشم و توفیق زیارت خانواده چهار شهید نصیبم شود .
مادر شهیدی (که فرزندانش را با یتیمی بزرگ کرده بود و تنها پسرش را به جبهه فرستاده بود ) که نابینا شده بود از خاطرات پسرش برایمان گفت عبدالحسین جوان فعالی بود کلید پایگاه را به او سپرده بودند او برای یاری انقلاب سر از پا نمی شناخت خواب و بیداریش برای خدمت به انقلاب بود هوا گرم بود و پشت بام می خوابیدیم یک مرتبه صدایی بلند به گوشم رسید گمان کردم کسی این وقت شب آجر یا آهن خالی می کند یک مرتبه دیدم عبدالحسین کف حیاط به رو افتاده همسایه هم به کمک آمد او را از جا بلند کرد دستش را تکان نمی داد دندان هایش هم که به دستگیره درب چاه حیاط خورده بود روی درب چاه سفید می زد صحنه وحشت ناکی بود گویا خواب دیده بود باید برود درب پایگاه را باز کند با همان حالت خواب بلند شده بود تصور نمی کرد پشت بام است و به جای پله مستقیم حرکت کرده بود !
او را به درمانگاه رساندیم و بعد به یزد بردیم چندین نوبت عمل روی دستش  انجام شد فایده نداشت گفتند فردا بیاورد باید دست را قطع کنیم سیاه کرده و خطر دارد شب تا صبح من دعا کردم و او هم گفته بود خدایا اگر بناست دستم قطع شود دوست دارم جبهه به یاد حضرت ابوالفضل (ع) قطع شود !
صبح او را به اتاق عمل بردند اما یک مرتبه دیدم با دکتر بیرون آمدند گفتند اثری از سیاهی نیست دستش خوب می شود ! شفا گرفته بود.
عجیب این که وقتی شهید شد و جنازه را آوردند همان دست از همان جا قطع شده بود!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هیاهو

تاریخ:شنبه 6 شهریور 1395-09:35 ق.ظ

به گفته بزرگ تر ها و حتی کوچک تر ها مشکل اصلی کشور مشکل اقتصادی است و به گفته موافقان و مخالفان دولت، دولت در این قسمت موفقیت آن چنانی نداشته است .
حال با یک هیاهو بناست مسئله اصلی به مسئله دست چندمی بدل شود راست و چپ و میانه باید نقش خود را ایفا کنند دانسته یا ندانسته جوساز یا جو گرفته !
آن یکی بر اجرای کنسرت اصرار می ورزد و دیگری بر لغو آن !
اصلاً  هر دو طرف آتشی عمل می کنند نمی شود با آنها حرف زد آقایان خانم ها مشکل این بود؟ بر بلندای مناره های حرم رضوی اکثر ایام کنسرت اجرا می شود و زوار به تماشا می نشینند شاید شما بگویید این کنسرت نیست ولی با معنایی که دهخدا و معین و عمید از کنسرت که کلمه ای فرانسوی است ارائه دادند می خواند !
برداشتی عوامانه می کنم نمی شود گفت کنسرت  به طور مطلق حرام است و نمی شود گفت همه آنها مجاز است پس باید افراد صاحب فنی باشند که تشخیص دهند .
ببخشید بنده را نرسد که در مورد حلیت یا حرمت ، اجرا یا لغو کنسرت نظر دهم اما این قدر می توانم بگویم موافق و مخالف داخل یک نقشه قرار گرفتند و هر دو یک هدف را دنبال می کنند و آن دور کردن اذهان از مشکل اصلی رکود  اقتصادی و فیش های آنچنانی و ...
شاید باید به پیوند اصول گراها مخصوصاً  از نوع تندش با اصلاح طلب ها از نوع تندش تبریک گفت ولی حاصل این پیوند کودکی رنجور که چند روزی است غذا به او نرسیده، دست های نا توانش نه قدرت دارد در پای کنسرت آنها کف بزند و نه در پای مجالس دیگری به سینه!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

و آنها آمدند

تاریخ:سه شنبه 26 مرداد 1395-07:20 ق.ظ

چگونه ممکن است انسان های غیور را در بند کشید آیا با تنبیه روحی و جسمی و محدودیت ها در خصوص نیاز های اولیه می توان بر غرور ملی و مذهبی آنها فائق آمد ؟ خود دیدیم که نه! افسانه های کهن ایرانی به واقعیت تبدیل شد دیگر رشادت مردان ایرانی و حتی شیرزنان در بند ایرانی افسانه نیست! یک دهه همه دنیا آن را مشاهده کردند و دیدند دیگر دنیا داستانهای افسانه ای کهن ما را نیز باور کرده است و واقعیت می داند !
آن پایداری در جنگ هشت ساله و استقامت آزادگان در زندان های صدام زبان عالم را به بزرگی ایران و ایرانی باز کرد حال بی بی سی و امثال آن که در تمام آن سال ها صدام را حمایت کردند می خواهند با یک فایل صوتی از یکی از مبغوضین امام(ره) چهره امام و یارانش را مشوش کند که باید گفت ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری و زحمت ما می داری
سالروز ورود افتخار آفرینان به میهن اسلامی مبارک باد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ریاست لقمه چرب یا گلوگیر

تاریخ:چهارشنبه 6 مرداد 1395-07:03 ق.ظ

ریاست واژه ای که به کام خیلی ها شیرین جلوه می کند ریاست را انواع و اقسامی است در دنیا و مملکت ما ایران .
 آری آنقدر انواع و اقسام آن زیاد است که تصور می رود به تعداد همه و در خور شأن افراد مختلف و حداقل به تعداد متقاضیان موجود است گرچه آدمیان برای بهره مندی از رتبه بالاتری از ریاست با هم رقابت می کنند کسی که آن را دارد سخت مقاومت می کند که از آن پایین نیاید و آن که ندارد به هر دری می زند بدان دست یابد .
بله انسان های فرهیخته سخت از آن فراری بودند و گاهی بر حسب ضرورت و وظیفه آن را پذیرا بودند و زود به زود نیز احساس وظیفه نمی کردند و اغلب دیگران بودند که به ایشان اصرار پذیرش ریاست می کردند چون آنها می دانند در پس پرده این شیرین کامی چه تلخی ها وجود دارد که در اخبار رسیده است که از پیامبران حضرت سلیمان بن داوود  به خاطر داشتن سلطنت و ریاست آخرین پیامبری است که وارد بهشت می شود .
آری آنها می دانند که ریاست نه لقمه چرب که هم سفره شدن با بینوایان است یا باید همچو علی(ع) نان جوین خورد تا با پایین ترین افراد جامعه هم نوا شد یا...
از بزرگی خواندم که فرموده بود: تا سه حالت در کسی جمع نشود لایق ریاست نیست: با مردم به حماقت و نادانی رفتار نکند ، از نادانی آنها صرف نظر کند، به مال آنها چشم ندوزد، بلکه مال خویش را در اختیارشان گذارد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشگل گشا

تاریخ:چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395-07:17 ق.ظ

نامش به انسان نیرو می بخشد و توان آدمی را می افزاید یاری رسان هر کسی که از او درخواست داشته باشد از بچگی چنین پرورشمان دادند که بدون ذکر او بلند نشویم .
یادم هست همسایه ای داشتیم معمولاً هر شب جمعه نخودچی و کشمش می داد و می گفتند نخود مشکل گشا !  کتابچه ای بود کوچک به اسم مشکل گشا مخلوطی از شعر و نثر ، در خانه ما هم بود و گاهی پدر و مادرمان می گفتند داستان آن را بخوانیم و بعد نخود و کشمش ها را پخش کنیم !  این را باور داشتند و حاجت می گرفتند

Image result for ‫کتاب مشکل گشا‬‎




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آوردن آب به یزد از راهی که در مسیر هیچ استانی نباشد تا اولین باشد!

تاریخ:چهارشنبه 19 اسفند 1394-08:16 ق.ظ

1.داستان از دکتر شریعتی :

در مزینان فردی ظاهرا ذی‌صلاح به نام قوچعلی، روزی به عموی من که خیلی به خروس علاقه داشت می‌گوید در بهمن آباد، جوجه خروس های خوب و چاق را دانه‌ای 5 تومان می‌فروشند. عموی من با ناباوری می‌گوید چطور چنین چیزی امکان دارد، در مزینان جوجه خروس 10 تومان است. قوچعلی پاسخ می‌دهد شما پولش را بدهید، من آن را تهیه می‌کنم. عموی من پنجاه تومان می‌دهد و قوچعلی یک ساعته ده خروس چاق و چله به او تحویل می‌دهد و عمو خوشحال از این حادثه که پنجاه تومان نفع کرده و خروس ارزان خریده است!
از این ماجرا دو، سه ماهی می‌گذرد تا اینکه دایی حسین از آبادی بهمن آباد برای دیدن عموی من به مزینان آمد. این خویش ضمن صحبت می‌گوید راستی والده بچه‌ها چند ماه قبل مرغی را خواباند و نذر کرد از این تخم مرغ ها هر چه خروس درآمد به شما هدیه کند و از شانس شما 10 عدد آن خروس درآمد و چندی قبل که قوچعلی به بهمن آباد آمد، آنها را به قوچعلی داده تا به شما بدهد. در این اثنا، ناگهان قوچعلی سرزده و بی‌خبر وارد می‌شود و می‌بیند صاحب خروس ها در کنار آقا نشسته است. با هوشیاری استعماری خود، بلافاصله با حالت آشفتگی و با لحن مسلسل‌وار بریده بریده و هیجانی فریاد می‌زند: آقا، آقا، در صحرا سر آب کُشت و کُشتار شده. توی قلعه محشری است، بازار به هم ریخته، کَلْبِ حسن و کَلْبِ تقی پسر حاج غلام را غارت کرده‌اند. خانه مشهدی علی را آتش زدند، مزینان زیر و رو شده، یالّا آقا، بلند شوید. توی بازار  قیامت است، چه نشسته‌اید.
عموی من می‌گفت ما با همان لباس زیر، وحشت‌زده بیرون رفتیم و خودمان را به بازار رساندیم. دیدیم در بازار دو، سه نفری نشسته‌اند و توی دِه پرنده پر نمی‌زند. سرمان را برگرداندیم تا بپرسیم چه شده، دیدیم قوچعلی نیست، غیبش زده. از دِه رفت و تا یک ماه بازنگشت.
2. داستان سفر ریاست جمهوری به یزد
تعریف از افراد مشکوک، وعده آب از خلیج فارس و دریای عمان آن هم اولین استان و حال آن که کرمان زودتر آغاز شده و در مسیر است و ... گویا داستان این گونه است که ریاست محترم جمهور از جمعیت یزدی ها به وجد آمدند و مثلاً  چیزهایی فرمودند که مورد علاقه آنها باشد
تطابق دو داستان به عهده شما



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تصمیم مشکل!

تاریخ:یکشنبه 2 اسفند 1394-08:37 ق.ظ

دیروز وقتی لیست نامزدهای انتخابات را نگاه می کردم واقعاً گیج شدم با خودم گفتم اگر کسی بخواهد به دور از احساسات همشهری گرایی اصلح را انتخاب کند چه قدر مشکل است؟ ! چه قدر مشکل است که انسان بتواند بگوید فلانی اصلح است مگر کسی تمام زندگی نامه های 28 نامزد را مطالعه می کند که اصلح را مشخص  کند معمولاً افراد روی آشنایی که با چند نامزد دارند تصمیم می گیرند حال این مشکل برای شهرهای بزرگ که تعدد نامزد ها بیشتر و افراد منتخب زیادتر به مراتب سخت تر است حضرت آیت الله العظمی خامنه ای برای آنها پیشنهاد استفاده از لیست را دادند تا مردم از سر در گمی بیرون بیایند چون واقعاً شناخت آن همه آدم و انتخاب مثلاً  سی نفر در تهران کار شاق بلکه محال است! ولی در شهرستان ها که شناخت نسبی وجود دارد گرچه انتخاب اصلح مشکل است ولی محال نیست به هر حال اگر موفق نمی شویم زندگی نامه همه را بررسی کنیم و نظر صائبی را داشته باشیم ولی به حد توان لازم است اصلح را بشناسیم و خود را مدیون نکنیم
ضمناً بر خود لازم می دانم از تمام کسانی که انصراف می دهند تشکر کنم چون کار ما را آسان می کنند مانند سید عزیزمان رضی که لطف کردند و بر خود پیروز شدند تصمیم گرفتند و کنار رفتند آری کنار رفتن بسی سخت تر از به میدان آمدن است به سید تبریک می گویم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آرزوی دست یافتنی یا نیافتنی!

تاریخ:پنجشنبه 1 بهمن 1394-09:24 ق.ظ

یعنی می شود ! می شود ما هم!  اصلاً با این اوضاع و احوال امکان ندارد ! نه دارد! و حرف هایی از این دست است  که دیرزمانی است مردم شهری از بزرگ ترین حوزه انتخابیه  کشور را به خود مشغول کرده است هر زمان که ناامیدی سراغشان می آید باز بارقه ای از امید نیز وجود دارد نه دوره از مجلس شورای اسلامی گذشته است یعنی سی و شش سال و در تمام این سال ها مردم شهرستان بافق این آرزو را داشته اند که حداقل یک دوره هم شده فردی از شهر آنها بر روی صندلی های سرخ سابق و سبز کنونی بنشیند شاید بگویید شخصیت شناخته شده ای ندارند و یا ... ولی همه می دانیم در این نه دوره بعضی افراد از همین حوزه انتخابیه وارد مجلس شده اند که برتری آن چنانی از نامزد بافق نداشته اند ....
ادامه دارد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :30
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo