یا امیرالمؤمنین حیدر

الکی خوش

تاریخ:دوشنبه 9 شهریور 1394-08:27 ق.ظ

این روز ها در پوست خود نمی گنجید همه فامیل را دعوت کرده بود جشن گرفته بود کتش را روی دستش انداخته بود و مثل اربابهای قدیم راه می رفتم نمی دانستم چه اتفاقی افتاده از این رو به ان رو شده این که تا دیروز آه نداشت که با ناله سودا کند چرا دارد این رفتار را انجام می دهد؟ فکرم به جایی قد نمی داد اصلاً گیج شده بودم دل را یک دله کردم جلو رفتم سلام کردم جوابی ... حالا چه عرض کنم داد گفتم چه شده است ؟ شاد و خوشحالی ؟ ولخرجی می کنی ووو
گفت ببین بعد از عمری ما هم پول دار شدیم گفتم!  چگونه؟ نمی دونم چگونه !  ولی همین دیشب وزیر محترم کار، تعاون و رفاه اجتماعی من را هم جزء پولدارها معرفی کرد!
واقعاً  دیگر نمی فهمیدم آقای یکلاقبا !وزیر !  پولداری! 
گفت مگر اخبار گوش نمی کنی؟ گفتم: کم و بیش  گفت: نشنیدی دیگر مثل اخبارگوها متن زیر را خواند: وی درباره حذف یارانه ثروتمندان تصریح‌کرد: در حال شناسایی افراد هستیم و این کار با اطمینان بالایی صورت می‌گیرد.
ربیعی در پایان خاطرنشان کرد: به زودی و در یک برنامه تلویزیونی آخرین جزییات درباره حذف یارانه‌ پردرآمدها را اعلام خواهم کرد.
گفتم : خب چه ربطی به تو داره؟ گفت: آخه یارانه من را هم قطع کردند فهمیدم من هم جزء پول دارها شدم !



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نمونه سوال اصول دو

تاریخ:شنبه 31 مرداد 1394-08:54 ق.ظ

قابل توجه دانشجویان امتحان به صورت تستی برگزار می شود

1.        اصل در علم اصول به چه معانی آمده است؟ مثال بزنید:

2.        اصل عملی موضوعی و اصل عملی حکمی به چه معناست؟

3.        موضوع اصول عملیه چیست؟

4.        شرط اجرای اصول عملیه چیست؟

5.        قاعده البینة علی المدعی و الیمین علی من انکر مبتنی بر کدام اصل است؟

6.        اصل عدم با اصل برائت چه فرقی دارد؟

7.        اصل حظر با اصل احتیاط چه فرقی دارد؟

8.        حکم ظاهری و واقعی و واقعی ثانوی را تعریف نمایید :

9.        به چه حکمی حکم اضطراری می گویند؟

10.      دستور پلیس به عبور از چراغ قرمز جزء کدام دسته از احکام است؟

11.      مجرای اصل برائت چیست؟

12.     هرگاه درباره لیوان پر از مشروب تردید کنیم الکلی است تا حرام باشد یا غیر الکلی  تا حلال باشد شبهه از کدام نوع است؟

13.     شبهه در اصطلاح نظم عمومی در حقوق خصوصی چه نوع شبهه ای است؟

14.     شبهه تردید در روزنامه ای که کثیر الانتشار است یا نه ؟ چه نوع شبهه ای است؟

15.     آیه " ماکنا معذبین حتی نبعث رسولاً جزء دلائل حجیت کدام اصل است؟

16.     کل شیئ مطلق حتی یرد فیه نهی جزء ادله حجیت کدام اصل است؟

17.     چرا اثبات اجماع در مورد حجیت اصل برائت مشکل است؟

18.     مهمترین دلیل حجیت اصل برائت چیست؟

19.     شرط مهم اجرای اصل برائت چیست؟

20.     در چه صورت برائت اصلی عقلی است؟

21.     کدام حکم را به دستور والدین تشبیه کرده اند؟

22.     مقلد در کجا می تواند اصل برائت جاری کند؟

23.     مجرای اصل تخییر چیست؟

24.     تخییر بین افراد واجب تخییری  بر چه اساسی جاری است؟

25.     نظر مشهور محققان اصول در جایی که دو دلیل با هم متعارض باشند و مرجحی برای انتخاب یکی نباشد چیست؟

26.     تخییر بین نجات دو غریق از کدام نوع تخییر است؟

27.     تخییر بین محذورین را بیان نمایید:

28.     در صورتیکه علم اجمالی به وجود حکمی الزامی داریم اما نوع الزام را که فعل است یا ترک نمی دانیم چه اصلی جاری است؟

29.     مجرای اصل احتیاط چیست؟

30.     موارد وجوب احتیاط کدام است؟

31.     شبهه در مثال دزدی بودن یکی از صدها قطعه فرش موجود در شهری از کدام نوع است؟

32.     شبهه محصوره و غیر محصوره را تعریف نمایید؟

33.     سه نظریه بر مورد مدت حمل چیست و کدام یک قوی تر و کدام دارای مرجح است؟ چرا؟

34.     عناصر استصحاب را بنویسید؟

35.     هرگاه کسی می دانسته وضو نداشته ولی غافل از آن حال نماز خوانده باشد پس از فراغ از نماز شک کند که با وضو نماز خوانده یا بی وضو تکلیف چیست ؟ چرا؟

36.     مبنای حجیت استصحاب به نظر علمای متأخر چیست؟

37.     پیدایش اصل استصحاب از ابتکارات کدام مذهب است؟

38.     استصحاب اعسار جزء کدام قسم از استصحاب است؟

39.     استصحاب وجود غایب مفقود الاثر جزء کدام قسم از استصحاب است؟

40.     طلاقی واقع شده ولی تردید داریم که طلاق واجد شرایط است یا نه، شک از کدام نوع است؟

41.     نبود کدام رکن استصحاب موجب شک ساری می شود؟

42.     منظور از تعارض واقعی و تعارض ظاهری چیست؟

43.     فرق تعارض با تزاحم  چیست؟

44.     اجتهاد مطلق به چه معناست؟

45.     تجزی در اجتهاد را تعریف کنید:

46.     علومی که جزء مقدمات اجتهادند کدامند؟

47.     این کلام" که حکم الله همان است که به نظر مجتهد می رسد از کیست و چه نام دارد؟

48.     نظریه تخطئه از کیست و به چه معناست؟

49.     مهمترین دلیل جواز تقلید از میت چیست؟

50.      آیا با وجود اعلم و افضل تقلید از غیر او جائز است؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امتحان درس روخوانی

تاریخ:سه شنبه 27 مرداد 1394-09:29 ق.ظ

درس روخوانی 8نمره کتبی دارد که از 4 درس پیش رو می باشد (سوالات تشریحی) و 12 نمره شفاهی که با روخوانی قرآن حاصل می شود


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آموزش روخوانی قرآن درس 4(از سایت حرفهای قرآنی)

تاریخ:سه شنبه 27 مرداد 1394-09:23 ق.ظ

سکــون

حرفی که هیچگونه حرکتی نداشته باشد ساکن می نامند.

برای نشان دادن حرف ساکن از علامتی به این شکل (ساکن) استفاده می شود.

این شکل (ساکن) از اول کلمه خفیف گرفته شده و نشانگر خفیف و سبک تلفّظ شدن حرف ساکن در مقابل حرف متحرّک ( یا مشدّد ) می باشد ، به خاطر کثرت کاربرد و اختصار ، نقطه و دنباله آن را حذف کرده اند

(ساکن 2) .

در بعضی از قرآن ها برای نشان دادن حرف ساکن از راس المیم (ــــْـــ) استفاده میکنند ، این شکل از اوّل کلمه مُسکّن گرفته شده (ساکن 3).

حرف ساکن چون فاقد حرف است ابتدای به آن محال و یا بسیار مشکل می باشد لذا به کمک حرف متحرّک ما قبل خود و به یک بخش خوانده می شود ، مانند :

اَنْ – مِنْ – قُمْ – هَلْ – خُذْ

یادسپاری : حرف دارای علامت سکون را ( ساکن ) می گویند .

تمرین : کلمات ذیل یک بار به صورت تفکیک و بار دیگر به صورت ترکیب نوشته شده آنها را بخش بخش بخوانید:

تمرین

نکته : واو و یاء ساکن ماقبل مفتوح را باید به نرمی ادا کرد و اضافه بر آن باید دقّت نمود تا فتحه ماقبل واو ، متمایل به صدای (اُ) و فتحه ماقبل یاء ، متمایل به صدای ( اِ )  نشود ، مانند :

یَوْمَ – کَیْفَ – لَوْ – دَیْنَ – لَیْلِهِ – سَوْفَ – غَیْرَ

 

تشـــــدید

اگر حرفی پشت سر هم تکرار شود ( اولی ساکن و دومی متحرک ) تلفظ آن سنگین خواهد بود ، چرا که می بایست زبان  دوبار به مخرج یک حرف برخورد کند ، مانند :

رَبْ، بَ    –     ثُمْ ، مَ     –      اِلـْ ، لاٰ

برای رفع سنگینی ، اوّلی را در دومی ادغام میکنند ،  در نتیجه زبان یک بار ولی محکم و با شدت به مخرج آن حرف برخورد و جدا میشود ( در هنگام برخورد با حالت سکون ،  و در هنگام جدا شدن با همان حرکتی که آن حرف دارا می باشد ) .

برای نشان دادن حرف مشدّد از علامتی با این شکل ( ــــّـــ ) استفاده میکنند .

این علامت ازشین کوچک (شـ ) ابتدای کلمه (شِدَّ) گرفته شده و دلالت بر شدید و محکم ادا شدن حرف در هنگام تلفظ میکند ، نقطه ها و دنباله آن حذف و دندانه آن را باقی گذاشته اند  تشدید.

این علامت همیشه بالای حرف قرار می گیرد و یکی از حرکات سه گانه نیز ضمیمه آن میشود ، مانند :

حَقُّ  –  صَلِّ  –  مَدَّ  –  اِنّاٰ –  رَبّی

تمرین :  کلمات ذیل یک بار به صورت تفکیک و بار دیگر به صورت ترکیب نوشته شده آنها را بخش بخش بخوانید:

تمرین

مـــد

هرگاه بعد از حروف مدّی ، حرف ساکن یا مشدد و یا همزه قرار گیرد ، حروف مدّی را باید پیش از حالت طبیعی و مدّ و کشش داد ، در بعضی از قرآن ها در چنین مواردی برای راهنمایی قاری ، علامتی به شکل ( ــــٓـــ ) روی حروف مدی قرار داده اند .

این علامت از کلمه ( مدّ ) گرفته شده ، قسمت زیرین میم و طرف بالای دال را برای اختصار حذف کرده اند

(مد) ،مانند:

ضٰآلّینَ – سُوٓءِ – لِقٰآءَ – کٓــهــیــعٓــصٓ

 

تنوین

تنوین نون ساکن زائدی است که به آخر بعضی از اسمها اضافه میشود ، برای این که نون زائده با نون اصلی کلمه اشتباه نشود آن را در کتابت نمی نویسند و در عوض شکل حرکت حرف آخر را تکرار میکنند (ـــًــــٍـــٌــ) .

این تکرار شکل نشانگر تلفّظ نون ساکنی است که در کتابت نوشته نشده ولی خوانده میشود ، مانند :

کِتٰابٌ – مٰاءً – رَاضِیَهً – جِهٰادٍ

یادسپاری : بعضی از کلماتی که به تنوین فتحه ختم شده بعد از آنها الفی آورده اند ، مانند : (کِتٰابًا) و این بدان جهت است که در هنگام وقف باید به صورت الف مدّی خوانده شود . (کِتٰابٰا)

در سه مورد زیر الف آورده نشده :

۱ – کلماتی که به تاء گرد ختم شده باشد ، مانند : (رَحْمَهً – حَیاهً) چرا که در هنگام وقف ، تاء تبدیل به هاء ساکن میشود ، (رَحْمَهْ – حَیٰاهْ) .

۲ – کلماتی که الف مدّی آن به صورت یاء نوشته شده باشد ، مانند : (هُدًی – ضُحًی) ، با علّت آن در درس آینده آشنا خواهید شد .

۳ – بعضی از کلماتی که به همزه ختم شده باشند ، مانند : (مَاءً – سَمٰاءً) علّت آن را در بحث های آینده توضیح خواهیم داد .

تمرین :  آیات ذیل را به صورت بخش بخش و شمرده بخوانید :

تمرین

درس چهارم هم به پایان رسید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آموزش روخوانی قرآن درس 3(از سایت حرفهای قرآنی)

تاریخ:سه شنبه 27 مرداد 1394-09:22 ق.ظ

الف مــدّی

هر گاه بعد از حرف مفتوح ، الفی قرار گیرد  (ــَــ ا) این الف باعث دو برابر مدّ و کششِ صدای فتحه می شود و لذا به آن ( الف مدّی ) میگویند.

در قرآن های با رسم الخط فارسی ، فتحه قبل از الفِ مدّی را به صورت ایستاه علامت گذاری کرده اند (ــٰــ ا) تا نشانگر تلفظ فتحه با صدای کشیده باشد .

صدای الف مدّی نزد تمامی حروف یکسان نمی باشد ، بعد از هشت حرف(خ – ص – ض – ط – ظ – غ –ق-ر) به صورت درشت و غلیظ ( شبیه صدای ( آ ) در فارسی ) و بعد از بیست حرفِ دیگر به صورت نازک و رقیق ادا میشود . این بدان علت است که الف مدّی از نظر حالت ، همیشه تابع حرفِ ماقبل می باشد ، حروفی که نازک و رقیق تلفّظ میگردند ، الف مدّی بعد از آن نیز نازک و رقیق ادا می شود و حروفیی که درشت و غلیظ تلفّظ میگردند ، الف مدّی بعد از آنها نیز درشت و غلیظ ادا می شود . مانند :

الف مدی

تمرین : کلمات ذیل یک بار به صورت تفکیک و بار دیگر به صورت ترکیب نوشته شده ، آنها را بخش بخش بخوانید.

الف مدی

نکته : در کتابت اوّلیّه ، الف مدّی بعضی از کلمات را به جهاتی نمی نوشتند ، بعد ها که قرآن را برای صحّت تلاوت علامت گذاری کردند ، در چنین مواردی بعضی با اضافه کردن یک الف کوچک در کنار فتحه ( ــَـــٰـ ) و بعضی دیگر با ایستاده نوشتن فتحه (ــــٰـــ) لزوم تلفظ الف مدّی را روشن ساختند ، در قرآن با رسم الخط فارسی از روش دوم (ــــٰـــ)  استفاده می شود ، مانند :

هٰذٰا – ذٰلِکَ – سَمٰوٰاتِ – اٰبٰاءُ – قِیٰمَهِ

 

 

یاء مــدّی

هر گاه بعد از حرف مکسور ، حرف یاء قرار گیرد  (ــــِــ ی) این یاء باعث دو برابر مدّ و کشش صدای کسره می شود و لذا به آن ( یاء مدّی ) می گویند .

در قرآن با رسم الخط فارسی ، کسره قبل از یاء مدّی را به صورت ایستا علامت کرده اند (ــــٖـــ ی) تا نشانگر تلفظ کسره با صدای کشیده باشد .

صدای یاء مدّی نزد تمامی حروف یکسان و همانند صدای ( ایـ ) در فارسی اما با کشش بیشتر می باشد ، مانند :

یاء مدی

تمرین : کلمات ذیل یک بار به صورت تفکیک و بار دیگر به صورت ترکیب نوشته شده ، آنها را بخش بخش بخوانید.

یاء مدی

واو مــدّی

هر گاه بعد از حروف مضموم ، حرف واو قرار گیرد ( ــُــ و ) این واو باعث دو برابر مدّ و کششِ ضمّه می شود و لذا به آن ( واو مدّی ) می گویند .

شکل واو مدّی در قرآن ها با رسم الخط فارسی با عربی هیچگونه تفاوتی با هم ندارند .

صدای واو مدّی نزد تمامی حروف یکسان و همانند صدای ( اُو ) در فارسی امّا با کشش بیشتر می باشد، مانند:

واو مدی

تمرین : کلمات ذیل یک بار به صورت تفکیک و بار دیگر به صورت ترکیب نوشته شده ، آنها را بخش بخش بخوانید.

واو مدی

درس سوم هم به پایان رسید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آموزش روخوانی قرآن درس 2(از سایت حرفهای قرآنی)

تاریخ:سه شنبه 27 مرداد 1394-09:20 ق.ظ

فتحه

به این علامت (ـــــَــ) در فارسی زبر و در عربی ((فَتْحَه)) میگویند .

فتحه از کلمه (فَتْحْ) گرفته شده و در اصل (فَتْحَهٌ) بوده یعنی یک بار گشودن ، در هنگام وقف بر آخر آن ، ( طبق قواعد وقف ) تاء (ـه) تبدیل به هاء ساکن (ـهْ) میشود.

صدای فتحه متمایل به صدای « حرف الف » میباشد لذا برای نشان دادن شکل آن از حرف الف کمک گرفته اند و برای اینکه با الف اصلی کلمه اشتباه نشود به شکل الف کوچک و خوابیده روی حرف قرار داده اند :فتحه

علت نامگذاری آن به فتحه این است که در هنگام تلفظِ حرفی که دارای این حرف است ، لبها حالت گشودن به خود میگیرند ، مانند :

اَ       بَ       تَ       ثَ       جَ       حَ       خَ

دَ       ذَ         رَ         زَ      سَ     شَ    صَ

ضَ     طَ        ظَ         عَ       غَ       فَ      قَ

کَ      لَ       مَ         نَ       هَـ       وَ        یَ

نکته : حرف دارای فتحه را « مفتوح » مینامند .

تمرین : کلمات ذیل یک بار به صورت تفکیک و بار دیگر به صورت ترکیب نوشته شده ،آنها را بخش بخش بخوانید.

تمرین فتحه

کســره

به این علامت ( ــــِـــ )  در فارسی زیر و در عربی « کَسْرَه » میگویند .

کسره از کلمه ای « کَسْرْ » گرفته شده و در اصل « کَسْرَهٌ» بوده یعنی یک بار شکسته شدن ، در هنگام وقف بر آخر آن ، ( طبق قواعد وقف )  تاء (ه) تبدیل به هاء ساکن ( هْ ) میشود .

صدای کسره متمایل به صدای  « حرف یاء » می باشد لذا برای نشان دادن آن از حرف یاء کمک گرفته اند و  برای اینکه با یاء اصلی کلمه اشتباه نشود به شکل یاء کوچک و بدون نقطه در زیر حرف قرار داده اند کسره

شکل کسره نخست دارای دندانه بود بعدها به خاطر کثرت کاربرد و اختصار ، دندانه آن را نیز حذف کردند(ــِـ).

علت نامگذاری آن به کسره این است که در هنگام تلفظِ حروفی که دارای این علامت است ، لبها حالت شکستن به خود می گیرد .

نکته :  صدای کسره عربی با صدای ( اِ ) فارسی کمی تفاوت دارد ، در عربی کسره متمایل به ( یاء ) میباشد ، شبیه صدای ( ایـ ) اما با کشش کمتر ، چنین صدایی در بعضی از کلمات فارسی نیز وجود دارد ، مانند :

خِیابان ، نِیاز ، منتهی در فارسی هرگاه بعد از صدای( اِ ) حرف ( یاء ) قرار بگیرد صدای ( اِ )  متمایل به ( یاء ) می شود ولی در عربی همیشه کسره متمایل به ( یاء ) تلفظ می شود ، مانند :

اِ       بِ       تِ       ثِ       جِ       حِ       خِ

  دِ       ذِ         رِ         زِ      سِ     شِ    صِ

 ضِ     طِ        ظِ         عِ       غِ       فِ      قِ

 کِ      لِ       مِ         نِ       هِـ       وِ        یِ

نکته : حرف دارای کسره را ( مکسور ) می نامند .

تمرین : کلمات ذیل یک بار به صورت تفکیک و بار دیگر به صورت ترکیب نوشته شده ،آنها را بخش بخش بخوانید.

تمرین کسره

ضمـه

به این علامت (ــــُـ) در فارسی پیش و در عربی ( ضَمَّه ) میگویند .

ضمه از کلمه ( ضَمّ ) گرفته شده و در اصل ( ضَمَّهٌ ) بوده یعنی یک بار به هم پیوستن ، در هنگام وقف بر آخر آن ، ( طبق قواعد وقف ) تاء ( ـه ) تبدیل به هاء ساکن ( ـهْ ) میشود .

صدای ضمه متمایل به صدای ( حرف واو ) میباشد لذا برای نشان دادن آن از حرف واو کمک گرفته اند و برای اینکه با واو اصلی کلمه اشتباه نشود به شکل واو کوچک و روی حرف قرار داده اند

ضمه .

علت نامگذاری آن به ضمه این است که در هنگاه تلفظِ حروفی که دارای این علامت است ، لبها به هم  پیوسته و غنچه می شوند .

نکته : صدای ضمه عربی با صدای ( اُ ) فارسی کمی تفاوت دارد ، در عربی صدای ضمه متمایل به ( واو ) می باشد ، شبیه صدای ( او ) اما با کشش کمتر ، چنین صدایی در بعضی از کلمات فارسی نیز وجود دارد مانند:

بُلوک ، خُروس ، هُلو ،  منتهی در فارسی هرگاه بعد از صدای ( اُ ) حرفی با صدای ( او ) قرار بگیرد ، صدای ( اُ )  متمایل به ( واو ) می شود ولی در عربی همیشه صدای ضمه متمایل به ( واو ) می شود ، مانند :

   اُ       بُ       تُ       ثُ       جُ       حُ       خُ

    دُ       ذُ         رُ         زُ      سُ     شُ    صُ

   ضُ     طُ        ظُ         عُ       غُ       فُ      قُ

   کُ      لُ       مُ         نُ       هُـ       وُ        یُ

نکته : حرف دارای ضمه را « مضموم » می نامند.

تمرین : کلمات ذیل یک بار به صورت تفکیک و بار دیگر به صورت ترکیب نوشته شده ،آنها را بخش بخش بخوانید.

تمرین ضمه




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آموزش روخوانی قرآن درس 1(از سایت حرفهای قرآنی)

تاریخ:سه شنبه 27 مرداد 1394-09:17 ق.ظ

به نام خدا

پیامبر اکرم (ص) میفرماید : هیچ زن و مرد مومنی نیست ، چه آزاده و چه برده مگر اینکه خداوند بر او حقّ واجبی دارد که باید ( به اندازه توانش ) قرآن بیاموزد . ( مستدرک الوسائل ، ج۱ ، ص۲۸۷)

تصمیم گرفتیم با کمک خدا آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن کریم را در هشت جلسه برای شما قرار بدیم که این جلسه اول هست با موضوع های (حروف عربی و اسامی آنها – حروف مقّطعه قرآن – علامت های قرآن ) که با نام خدا آغاز میکنیم.

البته در پایان هر درس فایل pdf مطلب قرار داده میشود که هم از گرافیک و هم از خوانایی بالایی برخوردار هست که مشکی برای یادگیری نداشته باشید .

….

حروف عربی و اسامی آنها

برای آموختن هر زبانی نخست باید با حروف و الفبای آن زبان آشنا شد ، و ما که میخواهیم خواندن قرآن را یاد بگیریم ابتدا باید با حروف و الفبای عرب آشنا شویم .

الفبای عرب از نظر تعداد ، چهار حرف (پ ، چ ، ژ ، گ) کمتر از الفبای فارسی می باشد و از نظر شکل به استثنای دو حرف ، بقیه اشکال آن هیچگونه تفاوتی با حروف فارسی ندارد ، یکی شکل (ـه ، ه) برای حرف (ت) که در آخر بعضی از کلمات قرار می گیرد و دیگری شکل کاف بزرگ (ک) که همانند لام بزرگ (ل) نوشته می شود و برای اینکه با حرف لام اشتباه نشود ، یک کاف کوچک در درون آن قرار میدهند ، و از نظر اسم به استثنای دوازده حرف ، اسامی بقیه حروف با فارسی یکسان میباشد .

اکنون با اسامی حروف عربی آشنا میشویم :

شماره

حروف

اسم عربی

اسم فارسی

شماره

حروف

اسم عربی

اسم فارسی

۱

ا – ء

الف–همزه

الف

۱۵

ض

ضاد

ضاد

۲

ب

باء

بِ

۱۶

ط

طاء

طا

۳

ت

تاء

تِ

۱۷

ظ

ظاء

ظا

۴

ث

ثاء

ثِ

۱۸

ع

عین

عین

۵

ج

جیم

جیم

۱۹

غ

غین

غین

۶

ح

حاء

ح ِ

۲۰

ف

فاء

فِ

۷

خ

خاء

خ ِ

۲۱

ق

قاف

قاف

۸

د

دال

دال

۲۲

ک

کاف

کاف

۹

ذ

ذال

ذال

۲۳

ل

لام

لام

۱۰

ر

راء

ر ِ

۲۴

م

میم

میم

۱۱

ز

زاء

ز ِ

۲۵

ن

نون

نون

۱۲

س

سین

سین

۲۶

و

واو

واو

۱۳

ش

شین

شین

۲۷

ه

هاء

ه ِ

۱۴

ص

صاد

صاد

۲۸

ی

یاء

ی ِ

تذکر :  اسامی حروفی که به همزه ختم میشوند برای سهولت ،همزه آنها را تلفظ نمیکنیم ، مانند حرف (ب) که در کتابت (باء) مینویسند ولی در تلفظ بدون همزه (با) میخوانند.

حروف مقطّعه قرآن

اکنون که با اسامی حروف عربی آشنا شدید به راحتی میتوانید حروف مقطعه قرآن را نیز بخوانید .

از مجموع ۱۱۴ سوره قرآن ، ۲۹ سوره آن با کلماتی آغاز میشوند که باید به صورت قطعه قطعه خوانده شوند ( هر حرفی با اسم عربی آن ) و لذا به آنها « حروف مقطّعه میگویند » ، مانند :

یس               که خوانده میشود                  یا – سین

نکته : اسامی حروفی که به همزه ختم میشوند در حروف مقطعه نیز همزه آنها تلفظ نمی شود .

اکنون با حرف مقطعه قرآن ، بدون ذکر موارد تکراری آنها آشنا می شویم :

ق – ص – ن – یس – حم – طه – الر – الم – طسم – المر – المص – حم عسق – کهیعص

 

نکته : هر حرفی اضافه بر شکل و اسم ، صدایی (مخرجی) نیز دارد ، بیشتر صداهای حروف در عربی با فارسی یکسانند ، تنها ده حرف است که صدای آنها مختصر تفاوتی با فارسی دارند و عبارتند از :

 

(( ث ، ح ، ذ ، ص ، ض ، ط ، ظ ، ع ، غ ، و ))

که ان شاءالله در بخش آموزش تجوید سایت حرف های قرآنی ، یک پست با این موضوع قرار میدهیم . (چون مربوط به روخوانی و روانخوانی نمیشه )

علامتهای قرآنی

در هر زبانی برای تلفظ صحیح کلمات از علامت های خاصی استفاده میشود تا مصوت ( صدای ) هر حرفی کاملا مشخص باشد ، در فارسی و عربی نیز چنین است ، در فارسی برای دانش آموزان مبتدی ، کلمات را علامت گذاری میکنند ولی بعد از آشنایی با تلفظ صحیح و معانی کلمات ، آن ها را بدون علامت مینویسند ، به طور نمونه کلمه «کرم» به چهار صورت « کَرَم ، کِرِم ، کُرُم ، کِرم » خوانده می شود که از معنای جمله میتوان تلفظ صحیح آن را تشخیص داد .

در زبان عربی هم چنین است ، قرآن ابتدا علامتی نداشت و عربها با توجه به معنای آیه ، آن را به صورت صحیح قرائت میکردند ، با گسترش اسلام و مسلمانان شدن اقوام غیر عرب ، لازم دیده شد که با علامت گذاری قرآن ، قرائت صحیح مشخص شود و این کار توسط شاگردان حضرت علی (ع)  انجام پذیرفت و سپس توسط شیعیان آن حضرت تکیمل گردید.

علامتهای قرآن عبارتند از :

حرکات ( فتحه ، کسره ، ضمه ) حروف مدی (الف مدّی ، یاء مدّی ، واو مدّی ) سکون ، تشدید  ، مدّو تنوین

   ( ــَــِــُـ   اٰ  ـــٖــ ی  ـــُــ و   ـــْــــٓــــّـــــًــٍــٌــ )

بیشتر علامتهای فوق در زبان فارسی هم می باشند ولی صدای بعضی از آنها در عربی با فارسی کمی تفاوت دارند که ان شاء الله در درس های آینده با آنها بیشتر آشنا خواهیم شد .

نکته : در فارسی به حرکات ، صداهای کوتاه و به حروف مدّی صداهای کشیده میگویند .

پایان درس ۱




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نمونه سوال کارگاه تفسیر سوره حدید واحد بافق

تاریخ:سه شنبه 23 تیر 1394-10:53 ق.ظ

1-                1-«وکلا وعد الله حسنی»

الف: و خداوند هر دو را وعده نیکو داده                                                           ب: و خداوند همه را وعده نیکو داده

ج: و خداوند هریک وعده نیکو داده                                                                 د: و همه را خداوند وعده داده

2-                 2-«فضرب بینهم بسور  »

الف: پس میان آنان دیواری زده می شود                                                      ب: پس دیوار میان آنها افتاد

ج: پس میان آنها دیواری زد                                                                         د: دیواری میان آنه باقی ماند

3-کدام معنا برای « تربصتم » صحیح است؟

الف: خود را به فتنه افکندید                ب: در انتظار بودید                 ج: شک کردید                           د: آرزوها شما را فریفت

4-واژه « الامد» به چه معناست؟

الف: دلهای سخت                           ب: زمان طولانی                             ج: نرم و فروتن                             د: بسیار

5- واژه « لهو » به چه معناست؟

الف: سرگرمی                                     ب: بازی                                     ج: زینت طلبی                              د: فخر فروشی

6- « قبل ان نبرها » را ترجمه کنید.

الف: پیش از آنکه آن را پدید آوریم                                                       ب: پیش از آنکه آن را پدید آورید

ج: پیش از آنکه آفرینش صورت گیرد                                                    د: قبول آفرینش کرد

7- « مختال » به چه معناست؟

الف: فخر فروشی                   ب: متکبر                       ج: خیالپرداز                     د: منافق

8-« باس شدید » به چه معناست؟

الف: نیرویی شدید            ب: اشکال بزرگی                 ج: اشکال محکمی                  د: نیروی بلا منازعه

9- « قفینا » کدام معنا صحیح است ؟

الف: پی در پی آوردیم              ب: از قفا و پشت آوردیم                  ج: متوقف کردیم                د: محو کردیم

10- « کفلین » به چه معناست ؟

الف: دو بهره                      ب: دو رحمت                    ج: دو مشقت                        د: دو کفالت

11-کدامین سوره ها با حمد الهی شروع می شود ؟

الف: حمد ، انعام ، سبا ، فاطر           ب: اسراء ، نحل ، حدید ، حشر       ج: حمد ، صف ، جمعه ، تغابن           د: حمد ، اسراء ، نحل ، حشر

12-کدام قدرت ارزش دارد؟

الف: که اعمال آن حکیمانه باشد                ب: که عامل آن حکیم باشد          ج: که از روی علم باشد                 د: که از طرف خدا باشد

13- بهترین و قویترین وسیله تربیت چیست؟

الف: ایمان به علم و حضور خداوند        ب: تنبیه و تشویق به جا         ج: محبت و مهر ورزی                 د: قرآن و آیات الهی

14-سرچشمه هستی چیست؟

الف: خدا                                 ب: آب                                  ج: خاک                             د: ب و ج

15- برای اثبات ادعای ایمان چه باید کرد.

الف: باید انفاق کرد                      ب: باید نماز خواند                            ج: باید ایمان آورد                       د: باید دعا کرد

16- دلیل زکات چیست؟

الف: تشکر از خداوند                    ب: تزکیه و تطهیر قلوب                    ج: پاکی                    د: اثبات ایمان

17-بهترین نشانه رافت و رحمت الهی کدام است ؟

الف: هدایت بندگان                   ب: وفور نعمت                    ج: فرستادن انبیاء                        د: نزول کتب الهی

18- کدام یک شرط قبول اعمال است ؟

الف: اخلاص                          ب: توجه                              ج: توکل                       د: خشوع

19- با توجه به اینکه قرض در قرآن با کلمه حسن آمده کدام مورد قابل استفاده است؟

الف: فوری پرداخت شود                   ب: بی منت باشد                     ج: قبل از سوال سائل باشد                   د: هر سه

20-قرض دادن نشانه کدام صفت نیکو است ؟

الف: کرامت                   ب: مرحمت                 ج: رضایت                        د: مغفرت

21-در قیامت مجرمان از کدامیک استمداد نمی جویند؟

الف: مومنان                         ب : خدا                      ج: فرشتگان                        د: شیطان

22- چه چیز زمینه ساز خشوع قلب است ؟

الف: ذکر خداوند و تلاوت آیات قرآنی             ب: اقامه نماز                    ج: انفاق                  د: دعا

23-سنگ دلی زمینه ساز کام یک است؟

الف: کفر                 ب: نفاق                     ج: فسق                            د: دروغ

24-بخشش و آمرزش از شئون کدام صفت خداوند است ؟

الف: ربوبیت                        ب: غفاریت                  ج: خالقیت                                  د: الوهیت

25- بلاء برای مومن ............است

الف: ادب                             ب: امتحان                              ج: درجه                            د: تنبیه

26-امام علی اشتیاق و انس خود را به شهادت از چه چیز بیشتر می داند ؟

الف: انس کودک به سینه مادر            ب: گردنبند به گردن نوعروسان            ج: انس مادر به کودک                        د: انس خدا به بنده

27- ریشه بخل چیست؟

الف: حفظ برتری و فخر فروشی               ب: مال دوستی                      ج: دنیا طلبی                           د: بی ایمانی

28-بنا برسوره حدید  فلسفه نبوت کدام یک است ؟

الف: دعوت به خدا                ب: ایجاد عدالت                      ج: آموزش حکمت                 د: تربیت افراد

29-معیار اصلی برای انتخاب پیامبر یا امام چیست؟

الف: اهلیت                        ب: وراثت                   ج: عدالت                                     د: اعلمیت  

 30-کدام صحابی پیامبر (ص) رهبانیت پیشه کرد که مورد نهی پیامبر (ص) قرار گرفت ؟

الف: فرزند عثمان بن مظعون             ب: عثمان بن مظعون                      ج: عاصم بن زیاد                 د: علاء بن زیاد

1-   سه اصل لازم در تعلیم و تربیت را نام برده و توضیح دهید.

2-   با توجه به آیه 20 سوره حدید مراحل زندگی انسان را تعریف کنید.

 

 

 

 

 

موفق و موید باشید

 

 

 

 

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوره حدید(پایانی)

تاریخ:سه شنبه 23 تیر 1394-08:49 ق.ظ

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ ﴿٢٥﴾ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِیمَ وَجَعَلْنَا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْکِتَابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿٢٦﴾ ثُمَّ قَفَّیْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّیْنَا بِعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ وَآتَیْنَاهُ الإنْجِیلَ وَجَعَلْنَا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِیَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَیْهِمْ إِلا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَایَتِهَا فَآتَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿٢٧﴾

به راستى [ما] پیامبران خود را با دلایل آشكار روانه كردیم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهایى است پدید آوردیم تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان او و پیامبرانش را یارى مى ‏كند آرى خدا نیرومند شكست ناپذیر است«25»

و در حقیقت نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندان آن دو نبوت و كتاب را قرار دادیم از آنها [برخى] راه‏یاب [شد]ند و[لى] بسیارى از آنان بدكار بودند«26»       

آنگاه به دنبال آنان پیامبران خود را پى‏درپى آوردیم و عیسى پسر مریم را در پى [آنان] آوردیم و به او انجیل عطا كردیم و در دلهاى كسانى كه از او پیروى كردند رافت و رحمت نهادیم و [اما] ترك دنیایى كه از پیش خود درآوردند ما آن را بر ایشان مقرر نكردیم مگر براى آنكه كسب خشنودى خدا كنند با این حال آن را چنانكه حق رعایت آن بود منظور نداشتند پس پاداش كسانى از ایشان را كه ایمان آورده بودند بدانها دادیم و[لى] بسیارى از آنان دستخوش انحرافند«27»

نکته ها:

1. خداوند پیامبران را با بینات(معجزات و دلایل روشن عقلی) و کتاب و میزان(وسیله سنجش قوانین شریعت) فرستاد تا مردم را به عدالت دعوت کنند.

2. هدف از ارسال رسل این بوده که مردم خود مجری عدالت و قسط شوند و خود بدین کمال دست یابند و لیکن هرچند جامعه و افراد آن فرهیخته شوند باز همه در پی عدالت نیستند لذا لازم است ضمانت اجرای نیز داشته باشد بنابرین از انزال حدید یعنی خلقت آهن برای برخورد با این گونه افراد سخن می گوید که مولی علی(ع) انزال حدید را به سلاح و غیر سلاح تعبیر می کنند .

3. در آیه از فوائد دیگر آهن نیز سخن گفته است و در سوره سبأ/10و11 از آهن برای زره بافی و در سوره کهف/96 از استفاده آن در صنعت سد سازی آمده است.

4. کتاب برای پنج پیغمبر نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد(ص) نازل شد.

5. پیامبران بعد از نوح و ابراهیم همه از نسل این دو پیامبر الهی هستند .

6. همه ذریه پیامبران لاجرم هدایت یافته نیستند چه بسا افرادی چون پسر نوح باشند
7. خداوند پیامبران متعددی را فرستاد و از آن جمله حضرت عیسی بود که پیروانش چند ویژگی خوب داشتند:1.رأفت 2. رحمت  که خداوند به آنها عطا کرده

و 3. رهبانیت که خود برای خود برگزیده بودند که برای خدا و مقابله با مستکبران و حفظ ایمان خود گوشه گیری را اختیار می کردند گرچه بعد ها آن هدف گذاری اولیه را رعایت نکرده و رهبانیت باطلی را رقم زدند که در اسلام به طور کلی مورد نهی قرار گرفت.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَیَجْعَلْ لَکُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿٢٨﴾ لِئَلا یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَلا یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ﴿٢٩﴾

اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید از خدا پروا دارید و به پیامبر او بگروید تا از رحمت‏ خویش شما را دو بهره عطا كند و براى شما نورى قرار دهد كه به [بركت] آن راه سپرید و بر شما ببخشاید و خدا آمرزنده مهربان است«28»      

تا اهل كتاب بدانند كه به هیچ وجه فزون‏بخشى خدا در [حیطه] قدرت آنان نیست و فضل [و عنایت تنها] در دست‏خداست به هر كس بخواهد آن را عطا مى‏ كند و خدا داراى كرم بسیار است«29»
نکته ها:
1. مخاطب آیه می تواند مسیحیان آیه قبل باشد که به اسلام گرویدند مانند مسیحیان حبشه که با هدایت گری جعفر بن ابی طالب ایمان آوردند و به کمک مسلمین برخاستند و می تواند مراد مؤمنانی باشد که ایمانی عمیق توأم با عمل دارند باشد
2. به این مؤمنان سه موهبت داده می شود:الف: دو سهم و نصیب از رحمت الهی ب:نور و روشنایی در دنیا و آخرت که در دنیا همان نور قرآن و بصیرت است و در آخرت نور ایمان ج: غفران و آمرزش گناهان
3. بین تقوا و روشن بینی رابطه است انسان متقی اهل بصیرت است آن که آلوده به گناه است بصیرت هم ندارد آیات 29 انفال و 282 بقره بر این مطلب دلالت دارد.
4.این عنایت به مؤمن در مقابل ادعای اهل کتاب است که خود را اهل فضل می دانستند و دیگران را بی بهره و حال آنکه فض و عنایت از آن حداست به هر که بخواهد می دهد و فضل او بزرگ است
پس از خدا درخواست می کنیم با فضلش با ما رفتار کند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوره حدید13

تاریخ:دوشنبه 22 تیر 1394-08:31 ق.ظ

مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الأرْضِ وَلا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ ﴿٢٢﴾ لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ﴿٢٣﴾ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ ﴿٢٤﴾

هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد مگر آنكه پیش از آنكه آن را پدید آوریم در كتابى است این [كار] بر خدا آسان است«22»    

تا بر آنچه از دست‏ شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب] آنچه به شما داده است‏ شادمانى نكنید و خدا هیچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد«23»     

همانان كه بخل مى ‏ورزند و مردم را به بخل ورزیدن وامى‏ دارند و هر كه روى گرداند قطعا خدا بى ‏نیاز ستوده است«24»

نکته ها:
1. مصائبی که در زمین رخ می دهد مانند:زلزله ، سیل، طوفان و آفات مختلف و مصائبی که در نفوس انسان ها واقع می شود مانند مرگ و میر ها و انواع حوادث دردناکی که دامان انسان را می گیرد همه آنها از قبل مقدر شده است
2. مصائب دو دسته است 1. مصائبی که مجازات و کفاره گناهان اوست از ظلم ها و بیدادگری ها و خیانت ها و انحراف ها و ندانم کاری ها سرچشمه می گیرد که در سوره شوری آمده است ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم 2. مصائبی که ما هیچ گونه نقشی در آنها نداریم یک امر حتمی است که در آیه 22 مورد بحث قرار گرفته است
3. می توان دیگران را توصیه کرد فلان عمل ها را انجام ندهید موجب فلان مصیبت است اما قضاوت در مورد مصیبت های وارده بر افراد یا اقوام به جز مواردی که در قرآن و یا روایت صحیح آمده کار سخت بلکه در بسیاری از موارد اتهام است ما از کجا بدین یقین رسیدیم که مثلا زلزله فلان شهر به خاطر گناهان آنها بوده است شاید امتحانی الهی بوده و مقدری گریز نا پدید
4. در متون تاریخی آمده که یزید به اهل بیت امام حسین (ع) که در اسارت بودند گفت: مصیبتی که بر شما وارد شد به خاطر عملکرد خود شما بود و آیه 30سوره شوری را خواند امام سجاد(ع) پاسخ داد: این آیه درباره ما نازل نشده و سپس آیه 22 حدید را قرائت کردند.
5. فلسفه تقدیر مصائب در لوح محفوظ بدین جهت است که به آنچه از دست می رود انسان غمگین نشود آن را مقدر بداند که باید اتفاق می افتاد و به آن چه به دست می آورد شادمان نشود و دلبسته بدان نشود و به فخر فروشی نپردازد
6. حضرت علی(ع) زهد را بین دو کلمه از قرآن معرفی می کند لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لاتفرحوا بما اتاکم رضایت به آنچه خدا می خواهد:
یکی درد و یکی درمان پسندد                  یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران            پسندم آنچه را جانان پسندد
اگر انسان چنین شد فخر فروشی و تکبر نمی کند و بخل نمی ورزد
7. خود پسند فخر فروش کیست؟ آیه 24 معرفی می کند که بخیل و توصیه کننده به بخل خودپسند و فخر فروش است که خدا او را دوست ندارد.
 در روایت است بدترین بخل ، بخل در پرداخت واجبات مالی چون خمس و زکات است . بعضی که خود اهل پرداخت این واجبات نیستند با روحیه ای تکبر گونه و فخر فروشانه و از روی روشن فکری و... می گویند تنها یک آیه آمده مهم نبوده و یا چون خود برتربین شده تمام روایات اهل بیت(ع) را نادیده گرفته و خود به ترجمه و تفسیر می پردازد تا بخل خود را توجیه کند و دیگران را نیز به این نوع از بخل توصیه می کند.
8. همچنان که خدا بخیل را محبوب خود نمی داند در روایت توصیه شده با آدم بخیل مشورت نکنید و بالاتر نگاه به بخیل انسان را سنگدل  می کند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوره حدید12

تاریخ:یکشنبه 21 تیر 1394-08:00 ق.ظ

اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الأمْوَالِ وَالأوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَفِی الآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلا مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿٢٠﴾ سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالأرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ﴿٢١﴾
دانید كه زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یكدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است [مثل آنها] چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بینى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنیا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز كالاى فریبنده نیست«20»       

[براى رسیدن] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنایش چون پهناى آسمان و زمین است [و] براى كسانى آماده شده كه به خدا و پیامبرانش ایمان آورده ‏اند بر یكدیگر سبقت جویید این فضل خداست كه به هر كس بخواهد آن را مى ‏دهد و خداوند را فزون‏بخشى بزرگ است«21»    

نکته ها:
1. آیه 19 سخن از صدقه و قرض الحسنه بود آیه20 موانع و عوامل باز دارنده را بیان می کند.( بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی و فزونی طلبی مال و فرزند.
2. لعب به بازی نظام داری که دو طرف بازی به نظام آن آشنا هستند و اطفال به منظور غرض خیالی انجام می دهند . لهو به هر عمل سرگرم کننده ای که انسان را از کاری مهم و حیاتی و وظیفه ای واجب باز بدارد گویند.
3. شیخ بهایی این پنج خصلت را بر مراحل حیات مترتب می کند 1. دوره کودکی حریص در بازی 2. دوره بلوغ لهو وسرگرمی 3. کمال بلوغ آرایش داشتن لباس فاخر و مرکب برتر و... 4. دوره کهولت فکر فخر فروشی به حسب و نسب 5. دوره سالخوردگی بیشتر کردن مال و اولاد
بعضی نیز این پنج دوره را پنج هشت سال دانسته اند هشت سال اول بازی هشت سال دوم سرگرمی هشت سال سوم دنبال آراستگی و زینت وهشت سال چهارم دنبال فخر فروشی به حسب و نسب و هشت سال پنجم دنبال جمع مال و فرزند این چهل سال از عمر مفید انسان بعد از آن با هر کدام از این خصلت ها بیشتر خو گرفته می گذرد و این نشان از غفلت انسان از کارهای مهم مانند انفاق است .
4. در ادامه خداوند حیات انسان و زودگذری آن را تشبیه می کند که بارانی می بارد گیاهان سبز می شوند به سرعت رشد می کنند که کشاورزان(واژه کفار در اینجا به معنای کشاورزان است چون بذر را در زمین پنهان می کنند) تعجب می کنند اما رفته رفته زرد می شود خشک می شود شکننده می شود این مثال زندگی دنیاست تا می آیی از دوران جوانی بهره مند شوی بیماری بزرگسالی و کهولت سراغت می آید به چه دل بسته ای ای انسان!
5. زندگی دنیا پایان می پذیرد و انسان یا به سوی مغرفت و رضوان الهی رهسپار است و یا عذاب و زندگی دنیا فریبی بیش نیست
6. حال که دنیا فریبی بیش نیست در مسابقه مغفرت و بهشت شرکت کنید که شرکت برای عموم آزاد است مورد مسابقه مغفرت و معنویات است برگزار کننده خداست جوایز آن از قبل تعیین شده زمان و مکان خاصی ندارد جایزه اش بهشت است که عرض آن به اندازه عرض آسمان و زمین است طولش را خدا می داند جایزه بر اساس فضل الهی است که در جایزه محدودیتی ندارد.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوره حدید11

تاریخ:شنبه 20 تیر 1394-08:13 ق.ظ

اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿١٧﴾ إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ ﴿١٨﴾ وَالَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِینَ کَفَرُوا وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ ﴿١٩﴾

بدانید كه خدا زمین را پس از مرگش زنده مى‏ گرداند به راستى آیات [خود] را براى شما روشن گردانیده‏ ایم باشد كه بیندیشید«17»

در حقیقت مردان و زنان صدقه‏ دهنده و [آنان كه] به خدا وامى نیكو داده‏ اند ایشان را [پاداش] دو چندان گردد و اجرى نیكو خواهند داشت«18» 

و كسانى كه به خدا و پیامبران وى ایمان آورده‏ اند آنان همان راستینانند و پیش پروردگارشان گواه خواهند بود [و] ایشان راست اجر و نورشان و كسانى كه كفر ورزیده و آیات ما را تكذیب كرده‏ اند آنان همدمان آتشند«19»  
نکته ها:
1. آیه 16 برای خاشع و فروتن شدن و زدودن زنگار و قساوت دعوت به ذکر خدا و کلام خدا کرد در آیه 17 سخن از زنده کردن زمین مرده توسط خداوند می کند گویا بیان می دارد همچنان که خدا زمین مرده را زنده می کند آنها که دچار مرگ معنوی اند را نیز با ذکرش و کلامش زنده می کند
2. در حدیث آمده مراد از حیات زمین بعد از مرگ حیات زمین با قیام حضرت مهدی (عج) است
3.باز در آیه 18 تأکید دارد وام دادن و قرض الحسنه وام به خداست و هم افزایش را در پی دارد و هم اجر کریم را.
4. آیه 19 کسانی که ایمان به خدا و پیامبران دارند را با صدیقین و شهدا همرتبه دانسته است و بالاتر خود صدیقین و شهدا دانسته است شخصی خدمت امام صادق (ع) رسید و از حضرت خواست که دعا کن خداوند شهادت را روزی من کند امام(ع) فرمودند: مؤمن شهید است و این آیه را تلاوت کردند
5. مؤمن هم صدیق است و هم شهید و هم دارای اجز و مزد است و هم نور که در این دنیا بصیرت است و در آن دنیا چراغ راه است
6. در مقابل مؤمن کافر است آنها که به خدا ایمان نیاوردند و آیات خدا را تکذیب کردند اینان اصحاب آتش دوزخند



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوره حدید 10

تاریخ:سه شنبه 16 تیر 1394-08:20 ق.ظ

أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الأمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿١٦﴾
آیا براى كسانى كه ایمان آورده ‏اند هنگام آن نرسیده كه دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتى كه نازل شده نرم [و فروتن] گردد و مانند كسانى نباشند كه از پیش بدانها كتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا كشید و دلهایشان سخت گردید و بسیارى از آنها فاسق بودند«16» 
نکته ها:
1. گاهی قلبها زنگار گرفته و قسی می شود و دیگر پذیرای حق نیست که باید با ذکرخدا و کتاب خدا آن را خاشع کردمخصوصاً حال که در زمان غیبت به سر می بریم زمینه برای دور شدن از دستورات الهی بیشتر فراهم است مانند اهل کتاب که زمان طولانی بر آنها گذشت و مبتلی به قساوت قلب شدند در روایت است دوران غیبت حضرت مهدی(عج) به قدری طولانی می شود که گروه گروه مردم دین خود را از دست می دهند پس باید گفت:  
اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا و غیبة ولینا و کثرة عدونا و قلت عددنا و شدة الفتن بنا
پروردگارا شکایتمان را نزد تو می‌آوریم از نبود پیامبرمان و غیبت ولیمان و زیادی دشمنانمان و کمی تعدادمان و شدت فتنه‌ها بر ما
2. راه درمان قساوت قلب یاد خدا و تلاوت کلام الله است گاهی افراد با یک تلنگر از راه خطا بر می گردند مانند فضیل که داستانش معروف است و اینجا از تفسیر نمونه نقل می کنم :
در طـول تـاریـخ افـراد بسیار آلوده اى را مى بینیم كه با شنیدن این آیه چنان تكان خـوردنـد كـه در یك لحظه با تمام گناهان خود وداع گفتند، و حتى بعضا در صف زاهدان و عـابـدان قـرار گـرفـتـنـد، از جـمـله سـرگـذشـت مـعـروف فضیل بن عیاض است .
(فضیل ) كه در كتب رجال به عنوان یكى از راویان موثق از امام صادق (علیه السلام ) و از زهـاد مـعـروف مـعـرفـى شـده و در پایان عمر در جوار كعبه مى زیست و همانجا در روز عـاشـورا بـدرود حـیـات گـفـت در آغـاز كـار راهـزن خـطرناكى بود كه همه مردم از او وحشت داشتند.
از نـزدیـكـى یـك آبـادى مـی گـذشت دختركى را دید و نسبت به او علاقه مند شد عشق سوزان دخـتـرك فـضیل را وادار كرد كه شب هنگام از دیوار خانه او بالا رود و تصمیم داشت به هر قیمتى كه شده به وصال او نائل گردد، در این هنگام بود كه در یكى از خانه هاى اطراف شـخـص بـیـدار دلى مشغول تلاوت قرآن بود و به همین آیه رسیده بود: الم یاءن للذین آمـنـوا ان تـخـشـع قـلوبـهـم لذكـر الله ... ایـن آیـه هـمـچـون تـیـرى بـر قـلب آلوده فـضـیـل نـشـست ، درد و سوزى در درون دل احساس كرد، تكان عجیبى خورد، اندكى در فكر رفت این كیست كه سخن مى گوید؟ و به چه كسى این پیام را مى دهد؟ به من مى گوید: اى فـضـیـل ! (آیـا وقـت آن نـرسـیده است كه بیدار شوى ، از این راه خطا برگردى ، از این آلودگـى خـود را بـشـوئى ، و دسـت بـه دامـن تـوبـه زنـى ؟! نـاگـهـان صـداى فـضـیـل بـلنـد شـد و پیوسته مى گفت : بلى و الله قد آن ، بلى و الله قد آن !: به خدا سوگند وقت آن رسیده است ، به خدا سوگند وقت آن رسیده است )!
او تـصـمـیـم نـهـائى خودش را گرفته بود، و با یك جهش برق آسا از صف اشقیا بیرون پـریـد، و در صفوف سعدا جاى گرفت ، به عقب برگشت و از دیوار بام فرود آمد، و به خـرابـه اى وارد شـد كـه جمعى از كاروانیان آنجا بودند، و براى حركت به سوى مقصدى با یكدیگر مشورت مى كردند، مى گفتند فضیل و دار و دسته او در راهند، اگر برویم راه را بـر مـا مـى بـنـدنـد و ثـروت مـا را بـه غـارت خـواهـنـد بـرد! فضیل تكانى خورد و خود را سخت ملامت كرد، و گفت چه بَد مردى هستم ! این چه شقاوت است كـه بـه مـن رو آورده ؟ در دل شـب به قصد گناه از خانه بیرون آمده ام ، و قومى مسلمان از بیم من به كنج این خرابه گریخته اند!
روى بـه سـوى آسـمـان كـرد و بـا دلى توبه كار این سخنان را بر زبان جارى ساخت : اللهم انى تبت الیك و جعلت توبتى الیك جوار بیتك الحرام !: (خداوندا من به سوى تو بازگشتم ، و توبه خود را این قرار مى دهم كه پیوسته در جوار خانه تو باشم ، خدایا از بـدكـارى خـود در رنجم ، و از ناكسى در فغانم ، درد مرا درمان كن ، اى درمان كننده همه دردها! و اى پاك و منزه از همه عیبها! اى بى نیاز از خدمت من ! و اى بى نقصان از خیانت من ! مرا به رحمتت ببخشاى ، و مرا كه اسیر بند هواى خویشم از این بند رهائى بخش )!
خـداونـد دعـاى او را مـسـتجاب كرد، و به او عنایتها فرمود، و از آنجا بازگشت و به سوى (مكه ) آمد، سالها در آنجا مجاور بود و از جمله اولیا گشت !
3. شب های قدر است به خداوند لبیک بگوییم و اعلام کنیم آری وقت آن رسیده است



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوره حدید 9

تاریخ:یکشنبه 14 تیر 1394-08:46 ق.ظ

یَوْمَ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ ﴿١٣﴾ یُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قَالُوا بَلَى وَلَکِنَّکُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَکُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْکُمُ الأمَانِیُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ ﴿١٤﴾ فَالْیَوْمَ لا یُؤْخَذُ مِنْکُمْ فِدْیَةٌ وَلا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مَأْوَاکُمُ النَّارُ هِیَ مَوْلاکُمْ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿١٥﴾

آن روز مردان و زنان منافق به كسانى كه ایمان آورده ‏اند مى ‏گویند ما را مهلت دهید تا از نورتان [اندكى] برگیریم گفته مى‏ شود بازپس برگردید و نورى درخواست كنید آنگاه میان آنها دیوارى زده مى ‏شود كه آن را دروازه‏اى است باطنش رحمت است و ظاهرش روى به عذاب دارد«13»     
[دو رویان] آنان را ندا درمى‏ دهند آیا ما با شما نبودیم مى‏ گویند چرا ولى شما خودتان را در بلا افكندید و امروز و فردا كردید و تردید آوردید و آرزوها شما را غره كرد تا فرمان خدا آمد و [شیطان] مغروركننده شما را در باره خدا بفریفت«14»

پس امروز نه از شما و نه از كسانى كه كافر شده‏اند عوضى پذیرفته نمى ‏شود جایگاهتان آتش است آن سزاوار شماست و چه بد سرانجامى است«15»
 نکته ها:
1. در آیه 12 گذشت که مؤمنان دارای نور هستند و به سوی جنت رهسپارند در آیه 13 منافقان مرد و زن که از نور برخوردار نیستند از مؤمنان درخواست می کنند درنگ کنند تا از پرتو نور مؤمنان بهره مند شوند و از نور آنها اقتباس کنند قطعه ای برگیرند به آنها گفته می شود به عقب برگردید و نور تهیه کنید که این ممکن نیست در آیه ای داریم که درخواست برگشت به دنیا دارند تا کار نیک کنند و با مخالفت روبرو می شوند
2. بین مؤمنین و منافقین دیواری زده می شود که دارای دری است که به طرف مؤمنان رحمت است و به طرف منافقان عذاب
3. منافقان مؤمنان را ندا می دهند مگر ما با شما نبودیم (منافق در دنیا مانند مؤمنین مسجد رفته نماز خوانده و ... ) مؤمنین میب گویند چرا با ما بودید اما شما 1.خودر را فریب دادید 2.منتظر حادثه بد برای اسلام و مسلمین بودید 3. شک و تردید داشتید 4. آرزوهای دور و دراز داشتید 5. شیطان شما را فریب داده بود
در یک جمله رفیق دزد و همراه قافله بودید ظاهراً با ما بودید و واقعاً با کفار
4. در آخرت هیچ چیز نمی تواند بلا گردان منافق و کافر شود کار دنیا را با پول حل می کنند ولی آنجا خیر




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوره حدید 8

تاریخ:شنبه 13 تیر 1394-09:01 ق.ظ

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ ﴿١١﴾
کیست آن که به خدا قرض دهد قرضی نیکو تا خداوند آن را برای او مضاعف کند و برای او پاداشی گرانمایه است.
نکته ها:
1. قرض به معنای بریدن و جدا کردن بخشی از مال است . مالی که آدمی به دیگری می دهد به شرط آن که مثل آن را پس بدهد.
2. آیه در پی ترغیب به انفاق و وام دادن به دیگران است آن را نیکو دانسته و وعده مضاعف شدن می دهد یعنی قرض دادن به معنای از دست دادن مال نیست بلکه سرمایه گذاری است که چند برابر باز می گردد علاوه بر آن اجر گرانمایه نیز دارد آری سرمایه گذاری با سود مادی و معنوی است که خداوند ضمانت کرده است .
3. این قرض دادن را قرض به خدا خوانده است نه بنده خدا تا عظمت کار مشخص شود .
یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَى نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿١٢﴾
روزی که مردان و زنان با ایمان را می بینی که نورشان از پیش روی و جانب راستشان به سرعت پیش می رود. مژده باد شما را در امروز به باغ هایی که از زیر آن نهرها جاری است در آنجا جاودانه اید این است آن رستگاری و کامیابی بزرگ
نکته ها:
1. آیه نهم گذشت خداوند به وسیله  نزول آیات بینات بر پیامبر (ص) بندگان را از ظلمت و تاریکی به نور می آورد  و این نور روز قیامت همراه مؤمنان است
2. مخاطب آیه پیامبر(ص) است روزی که تو پیامبر(ص) مؤمنین را می بینی که چنین حالتی دارند
3. نور مؤمنان همان تجسم اعمال و عقائدشان است  ایمان همان نور هدایت و کفر تارکی مطلق است
4. دو نور از جلو و طرف راست مؤمن به سرعت در حرکت است که نشان می دهد مؤمنان از شوق جنت به سرعت به سوی بهشت می روند
5. به مؤمنان بشارت باغی بهشتی با نهر های جاری و جاودانگی بودن می دهند و این رستگاری بزرگی است.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوره حدید 7

تاریخ:پنجشنبه 11 تیر 1394-10:56 ق.ظ

وَمَا لَکُمْ أَلا تُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ لا یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَکُلا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿١٠﴾
شما را چه شده که در راه خدا انفاق نمی کنید؟ در حالی که میراث آسمان ها و زمین برای اوست. کسانی از شما که قبل از فتح انفاق و جهاد کردند یکسان نیستند . آنان از جهت درجه از کسانی که پس از آن انفاق و جهاد کرد برترند و خداوند، هر دو را وعده نیکو داده و خداوند به آچه انجام می دهید آگاه است.
نکات:
1. آیه توبیخ سختی است از بخیل ها که چرا انفاق نمی کنند در آیه هفت فرمود انفاق کنید از آنچه خدا شما را جانشین قرار داده است اینجا از ناپایداری مال برای افراد سخن می گوید انفاق کنید که هر چه دارید می گذارید و می روید و میراث آسمان ها و زمین از آن خداوند است.
2. میراث مالک شدن مالی است که از میت به بازماندگان منتقل می شود و جزء خدا کسی باقی نمی ماند کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام پس او میراث بر آسمان ها و زمین است آری ای انسان تو که ماندگار نیستی و همه را به امان خدا جا خواهی گذاشت چرا انفاق نمی کنی تا در آن دنیا از آن بهره مند شوی.
3. اافرادی قبل از قوت اسلام انفاق کرده اند و در نبرد شرکت کرده اند با آنها که بعد از قدرت اسلام به انفاق و جهاد اقدام کرده اند یکسان نیستند آنها که قبل از فتح مکه سال هشتم هجری یا حدیبیه سال ششم به یاری اسلام و مسلمین شتافته اند مانند حضرت خدیجه (س) که همه اموالش را در سال های غربت اسلام اهدا کرد و حضرت علی(ع) که جانفشانی کرد قطعاً با آنها که بعد از نیرومندی اسلام به یاری اسلام به انفاق و جهاد پرداخته اند یکسان نیستند بلکه برتری درجه دارند  آری به هر دو گروه خداوند وعده نیکو داده و هردو مورد لطف پروردگارند.
4. خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است هم می داند هر کسی چه کرده و انگیزه اش از آن چیست؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوره حدید 6

تاریخ:چهارشنبه 10 تیر 1394-08:15 ق.ظ

وَمَا لَکُمْ لا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّکُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِیثَاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿٨﴾ هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِکُمْ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ ﴿٩﴾
و شما را چه شده که به خدا ایمان ندارید ؟ در حالی که پیامبر شما را  اینکه به پروردگارتان ایمان آورید دعوت می کند و به راستی خداوند از شما پیمان گرفته است، اگر باور دارید. او کسی است که بر بنده خود آیات روشن و روشنگر نازل  می کند تا شما را از تاریکی به نور در آورد و همانا خداوند نسبت به شما رأفت و رحمت بسیار دارد.
نکته:
1.خطاب آیه 8 به مؤمنین است شما که ایمان دارید چرا کاری می کنید که گویا ایمان ندارید؟  چرا لوازم ایمان مثلاً انفاق را به جا نمی آورید . ایمان ادعایی و زبانی بدون تأثیر بر رفتار و اعمال ایمان نیست. لذا آیه مؤمنین را دعوت به ایمان می کند
2. ایمان واقعی و دارای اثر از شما پیمان گرفته شده است حال یا در عالم ذر یا از طریق عقل و فطرت و یا توسط پیامبران نه ایمان ادعایی.
3. در ایه 9  هدف از ارسال رسل و انزال کتب را لطف به بندگان معرفی می کند پیامبر با آیات بینات آمده تا انسان از تاریکی ها به نور در اید و این لطف و مهربانی از خداوند رئوف و رحیم است .
4.منظور از ایات بینات که خداوند بر پیامبرش نازل کرده است یا قرآن است و یا دلیل آشکار و حجت های روشن کننده است از جمله معجزات و برهان.
5.در ایه از دو صفت خدا نام برده شده رئوف و رحیم که بعضی آن دو را مترادف و هم معنی دانسته اند و بعضی رئوف را اشاره به لطف خاصش به بندگان مطیع دانسته اند  و رحیم اشاره به رحمت او در مورد گنه کاران
چه زیبا سعدی در دیباچه گلستان نوشته است:

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی خواران به خطای منکر نبرد

ای کریمی که از خزانه غیب

گبر و ترسا وظیفه خور داری

دوستان را کجا کنی محروم

تو که با دشمنان نظر داری

و در ادامه سعدی از پیامبر (ص) از مهربانی و لطف خدا چنین سخن نقل می کند:

هر گاه که یکی از بندگان گنه کار پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به درگاه خداوند برآرد ایزد تعالی در او نظر نکند بازش بخواند دگر باره اعراض کند بازش به تضرّع و زاری بخواند حق سبحانه و تعالی فرماید

یا ملائکتی قَد استَحْیَیتُ مِن عبدی و لَیس لَهُ غیری فَقد غَفَرت لَهُ

دعوتش را اجابت کردم و حاجتش بر آوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده همی شرم دارم.

کرم بین و لطف خداوندگار

گنه بنده کرده است و او شرمسار




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوره حدید 5

تاریخ:دوشنبه 8 تیر 1394-08:11 ق.ظ

یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَیُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَهُوَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿٦﴾ آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَأَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ ﴿٧﴾
شب را در روز و روز را در شب داخل می کند و او به راز دلها داناست. به خدا و پیامبرش ایمان آورید و از آنچه شما را در آن جانشین قرار داد انفاق کنید پس کسانی از شما که ایمان آورند و انفاق کنند برایشان پاداشی بزرگ است.
نکته ها:
1. آیه شش به کوتاهی و بلندی شب و روز دلالت دارد که نمونه ای از تدبیر الهی است.
2. در آیه چهار خدا را عالم به اعمال و کردار معرفی کرد اینجا عالم به افکار و نیات می داند خدا حتی نیات را خبر دارد.
3. از شش آیه می توان اصول حکومت و مدیریت را استفاده کرد: الف:علم     ب:قدرت    ج:عزت و حکمت       د: احاطه    ح: ارجاع امور
4. آیه هفت خطاب به مؤمنان است شما که ادعای ایمان دارید ایمان بیاورید به خدا و رسول او و انفاق کنید یعنی برای اثبات ادعای خود انفاق کنید انفاق لازمه ایمان است تنها اهل نماز و روزه بودن کافی نیست باید به فکر مستمندان هم بود بعضی ادعای ایمان دارند اما واجبات مالی را مثل زکات و خمس را نمی پردازند و حال آن که ایمان به خدا و رسول ایمان به تمام دستورات و عمل بدان است.
5. انفاق کنید از آنچه خدا شما را جانشین در استفاده قرار داد در جانشینی انسان بر زمین دو نظر است 1. جانشینی خدا در زمین که انسان خلیفة الله است همه هستی ملک خداست و در اختیار شما مؤمنین خدا امر می کند از ملکش مقداری را به مستمندان بدهید 2. جانشینی از گذشتگان اموالی که دست شماست قبلاً دست آنها بوده به شما رسیده اشاره به این که برای شما هم نمی ماند پس انفاق کنید.
6. از این مال عاریه ای انفاق کنید تا برای شما ماندگار شود انفاق کنید خداوند اجر بزرگی برای انفاق کنندگان می دهد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :29
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo