یکشنبه 2 آذر 1393  08:27 ق.ظ

دنیا چشمانشان را پر نکرده بود باطنی پاک و باصفا داشتند و ظاهری بی ریا و ساده داری بصیرتی ژرف و عقلی کامل بودند تو گویی صفات خطبه متقین در آنها جلوه گر بود در عین حال سترگ و مصمم و نفوذ ناپذیر همچون پاره های آهن وقتی فرمان امامشان را می شنیدند سر از پا نمی شناختند خطر می کردند نه اساساً خطر و ترس در پیشگاهشان معنا نداشت!
دعای کمیل و توسلشان ترک نمی شد و صدای الهی و ربی من لی غیرک از سراپرده وجودشان به گوش می رسید بدین خاطر بود که عاشق و شیدا بودند اگر جسمشان در میان مردم بود ولی روحشان در عالم دیگری سیر می کرد باور نداری یک چشم نگاهشان کن !  آری هر کدام را مایلی در ذهن خود یاد کن مثلاً همین ایشان که اکنون در مقابل تو ایستاده لبخند ملیحی بر لب دارد به تو نگاه می کند خرسند است که ذهنت را پذیرای او کردی اگر کمی صبر کنی دوستانش را هم با خود می آورد ! ماشاء الله چه جمعیتی شدند خوش به حال امام که اینها را داشته است اینها زنده اند و هر وقت ما قصدشان کنیم آنها را طلب کنیم از آنها یاری بخواهیم بی دریغ به کمکمان می آیند !
هفته بسیج مبارک باد


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 2 آذر 1393
نظرات()   
   

  ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم


وَجَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْیًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِیلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ (٩٠)آلآنَ وَقَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ (٩١)فَالْیَوْمَ نُنَجِّیكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آیَةً وَإِنَّ كَثِیرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ (٩٢) سوره یونس

« و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم. فرعون و سپاهیان وی بیدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتی که داشت غرق میشد گفت: ایمان آوردم به اینکه خدائی غیر از خدائیکه بنی اسرائیل (فرزندان یعقوب) به او ایمان اوردند وجود ندارد و همیشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حالیکه تا پیش از این از سپردن بنی اسرائیل سرباز زدی و همیشه نیز مفسد بودی. امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند»


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 29 آبان 1393
نظرات()   
   
چهارشنبه 14 آبان 1393  09:07 ق.ظ

روز سختی را پشت سر گذارده بودند و شب را نیز با دلهره و ترس به صبح رسانده بودند حال همه باید حرکت کنند آواز رحیل همه جا پیچید بزرگتر ها کمک کردند کوچک تر ها سوار شوند وقتی سوار شدند تازه مصیبت آغاز شد چون حالا دیگر بر بلندای شتران همه چیز را خوب می دیدند اتفاقات دیروز در پیش چشمانشان آشکار می شد هم بدن های بر زمین مانده پیدا بود و هم سرهای بر نیزه !
یک نفر باید با این کودکان سخنان بگوید اما چه کسی توان سخن دارد دژخیمان با او چه خواهند کرد چاره ای نیست وگرنه بچه ها قالب تهی می کنند هر کدام از بزرگ تر ها می خواستند نقش آفرینی کنند که یکی زودتر شروع به سخن کرد قرآنی قرائت کرد باور نکردند گویا مانند آب بر زمین پژمرده بود عجیب حماسه آفرید روحیه ایجاد کرد شجاعت را بین زنان و کودکان دوچندان کرد همه دنبال می گشتند کیست؟ چه زیبا قرآن می خواند ! غیر از زین العابدین که مردی نمانده تا چنین قرائتی داشته باشد او هم که بیمار است!
لحظه ای همه مات و مبهوت مانده بودند اما انگشت ابهام همه یکی را نشان می داد صاحب صدا خوب جای بالایی را پیدا کرده است و قرآن می خواند !
آری از بلندای نی صدا به گوش می رسد ...


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 14 آبان 1393
نظرات()   
   
شنبه 10 آبان 1393  01:02 ب.ظ

وقتی مدرسه رفتیم به ما آموختند بابا آب داد اما من بابایی می شناسم که آب ندارد که به بچه ها بدهد هر چه کودک شش ماه اش هنوز نمی تواند آبِ آبِ هم بگوید ولی گریه هایش بند قلب پدر را نشانه رفته است پدر می داند تشنه است شرمنده ِ شرمنده آب ندارد به او بدهد همین چند لحظه پیش بود که عباس را دنبال آب فرستاد اما او هرگز برنگشت چاره ای نیست باید کاری بکند کودک  کودک را بغل می زند سریع سراغ کوفیان می رود درست است آنها دشمن هستند ولی شاید مردانگی داشته باشند کسی بچه را بگیرد آب بدهد یا ...
اما نه ! غیرتی در وجودشان نیست طفل را نشانه گرفتند هنوز حرفهای پدر تمام نشده بود که جسم بی جان کودک روی دستان پدر قرار گرفت .آری بابا آب نداشت 
کتب درسی


  • آخرین ویرایش:شنبه 10 آبان 1393
نظرات()   
   
سه شنبه 6 آبان 1393  09:22 ق.ظ

گناه امام حسین(ع) چه بود که باید کشته می شد به تعبیر قرآن بای ذنب قتلت ؟ اگر سراسر زندگی حضرت را مورد مداقه قرار بدهیم قطعا هیچ گناهی از او نخواهیم یافت .
شاید بزرگترین گناه او این بود که می گفت گناه نکنید . موجودات به ظاهر انسان از این کلام او عصبانی شدند حال یا کار خود را گناه نمی دانستند یا می خواستند وانمود کنند که کار ما گناه نیست !
هیاهوها راه انداختند اربده ها کشیدند و در آخر ...
سعی کردند منادی گناه نکنید را خاموش کنند ولی حلقوم بریده هم باز ندا می داد مردم به به ترک معاصی دعوت می کرد شنیده اید که موقعی که یحیای پیامبر را که گفت گناه نکنید سر بریدند خون جوشید و جوشید و از جوشش بند نیامد تا تمام مسببین و ساکتین به درک واصل شدند !
اما عجیب است ندای حسین هنوز هم بلند است و با این که مختار مسببین را به قتل رسانید ندا خاموش نشد گویا هنوز از نسل آنها باقی هستند فرزندان فکری مانند : صهیونیسم و داعش و ...
هنوز هم صدای هل من ناصر ینصرنی او به گوش می رسد کیست که بدو پاسخ دهد حبیبها و مسلمها و زهیر و بریر ها ووو


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 6 آبان 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 4 آبان 1393  09:32 ق.ظ

برای تشخیص و تمییز دو  چیز معیار و محکی نیاز است چه بسا با برخورد اولیه نتوان بین جنس اصلی و بدلی تمییز حاصل کرد و مشکل تر بین دو جنسی که می خواهیم بفهمیم عیار کدام بیشتر است می گویند طلا سازی ها سنگ محکی دارند که عیار طلا را مشخص می کند .
قطعا برای تشخیص و تمییز هر چیزی مناطی نهاده شده است مثلا معیارهای شیعه یا مؤمن و...
یکی از جاهایی که تشخیص مشکل است و نیاز به سنگ محک دارد انتخابات است همه خوب شعار می دهند و حتی شعار خوب می دهند اما مهم این توانایی است که می تواند به آن اهداف رسید یا نه؟
یکی است محک های توانایی این روزها در مجلس دارد رقم می خورد اضافه شدن نماینده ای به نماینده استان .
در شهرستان های حوزه انتخابیه هرچند نماینده محترم سخنرانی بفرمایند و از حق مردم دفاع کنند توانایی ایشان با تغییر مناسب در حوزه انتخابیه مشخص می شود اگر ایشان بتواند نمایندگان را مجاب کند که یک نماینده به حوزه انتخابیه ای که همه اذعان به بزرگی آن دارند اضافه کنند نشان از توان بالای ایشان دارد و جای تقدیر ویژه از طرف مردم . این سنگ محکی است برای تمام شعارهای اعلامی ایشان


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 4 آبان 1393
نظرات()   
   
چهارشنبه 30 مهر 1393  12:36 ب.ظ

به هر حال تمام رنگ ها با گذر زمان تغییر می کند آفتاب روزگار رنگ ها را عوض می کند چپی را راستی راستی را چپی ، دو آتیشه های اول انقلاب را لیبرال و ...
بعضی ها هم که دائما رنگ عوض می کنند هیچ کس نتوانسته رنگش را بشناسد اما بعضی هیچ چیز ننتوانسته رنگش را عوض کند از اول رنگ خدایی داشته و بر آن مصر بودند یکی از آنها آیت الله مهدوی کنی بود با آن که در متن سیاست بود ولی تندروی و کند روی از او دیده نشد روحش شاد و راهش پر رهرو باد


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 30 مهر 1393
نظرات()   
   
پنجشنبه 24 مهر 1393  09:32 ق.ظ

ایران جوان بمان نام کتابی است از آقای محسن عباسی ولدی ایشان به صورت زیبایی به جریان کنترل جمعیت از آغاز تا تهدید پرداخته است مطالعه آن ارزشمند است چون حساب دو دو تا چهار تا دست آدم می دهد گرچه همه ما از دعای مادر بزرگمان خوشمان می آمد که می گفت الهی پیر شی ! اما حالا که کم کم داریم پا به سن می گذاریم می فهمیم پیری است و هزار تا عیب !
به هر حال جامعه هم طبق نظر بسیاری از اندیشمندان دارای حیات است اگر پیر شد هزار تا عیب پیدا می کند !


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 24 مهر 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 30 شهریور 1393  07:50 ق.ظ

در تاریخ انقلاب شهریور جایگاه ویژه ای دارد حتی روز آخرش هم بدون خاطره نماند بزرگترین اتفاق مهم در این کشور که هشت سال خاطره به دنبال دارد و چند هزار رستم و سهراب نه بهتر بگویم چند هزار عاشق ، عاشق تر از فرهاد و مجنون . همان ها که تا سخنان امام بر فضای جماران طنین انداز می شد سر از پا نمی شناختند و روی به سوی معشوقشان در حرکت بودند هیچ کس و هیچ چیز نمی توانست مانع حرکت آنها شود .
آری اگر نویسندگان و شاعران زبر دست داستان آنها را بنویسند قرن ها بلکه هزاره ها انسان های آینده آن را خواهند خواند و غبطه خواهند خورد که ای کاش در زمان این شیفتگان بودند و آنها را از نزدیک می دیدند شاید آن وقت تلاش بیشتری صورت گیرد تا بتوان نوای شهدا را که در فضا پخش است را دریافت کنند و بشنوند که وقتی در زمین افتاده بود و صدای خِر خِر از او بگوش می رسید ناگهان صدایش صاف می شود گویا چیزی می بیند که سالیان سال به دنبال او بوده است و می گوید السلام علیک یا اباعبدالله


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 30 شهریور 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 23 شهریور 1393  07:24 ق.ظ

واعظ شهیری که احترامش واجب و در توانمندی خطابه اش جای هیچ تردید نیست یادش رفته بود که ذکر مصیبت نمک مجلس است و نمک را به اندازه باید مصرف کرد و گرنه دچار فشار خون و مانند آن می شویم در منبر خود مصیبتی خواند که نه تنها مردم تا به حال نشنیده بودند بسیار سوز ناک بود و فاش گویی بود قدیما رسم چنین بود که مصیبت ها فاش خوانده نمی شد مداح و منبری سخن را به فهم مخاطب می سپرد یا قسمت انتهایی را ترجمه نمی کرد و...
آری گذشتگان ما هم بعضی این روایات را دیده بودند یا به این تحلیل رسیده بودند ولی حرمت داری می کردند ولی اکنون...


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 23 شهریور 1393
نظرات()   
   
سه شنبه 18 شهریور 1393  08:44 ق.ظ

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست

به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

جمال صورت و معنی ز امن صحت توست

که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی

رهش به سرو سهی قامت بلند مباد

در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد

مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد

هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند

بر آتش تو بجز جان او سپند مباد

شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی

که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 18 شهریور 1393
نظرات()   
   
شنبه 15 شهریور 1393  06:57 ق.ظ

همه به یک طرف زل زده بودند مات و مبهوت مانده بودند هر چقدر  در مقابل چشمشان دست تکان می دادی نمی دیدند! قلم و کاغذ در دست گرفته بودند نمی دانم در آن شهر کوچک این همه انسان باسواد کجا بودند ؟ صدایی همه جا به گوش می رسید گویا کسی سخن می گفت همه می نوشتند  سخنرانی خیلی کوتاه بود که گفته اند کم گوی و گزیده گوی چون در .
دقایقی بیشتر طول نکشید اگر از کاتب ها می پرسیدی این خطیب توانا که بود و چه می گفت که همه شیفته او شده بودند همه دیگر متن سخن را حفظ شده بودند کلمة لااله الا الله حصنی و من دخل فی حصنی امن من عذابی بشرطها و شروطها و انا من شروطها او از پدرانش نقل کرد که خداوند فرموده است کلمه لااله الا الله دژ محکم من است و هرکس در آن وارد شود از عذاب من در امان خواهد ماند سپس سخنران جمله ای را اضافه کرد که این امان بودن شرطی دارد و آن شرط من هستم.
نگاه ها همچنان او را نظاره می کردند و او به راه خود ادامه می داد کم کم ...
جمعیت حسرت زده به امید ملاقاتی دیگر به خانه های خود باز می گشتند!


  • آخرین ویرایش:شنبه 15 شهریور 1393
نظرات()   
   
چهارشنبه 12 شهریور 1393  01:41 ب.ظ

چند روزی نبودم رفته بودم مشهد جاتون خالی خیلی با حال بود جمعیت تا دلتون بخواه بود وقت نماز عظمت شیعه نمایش داده می شد نماز جماعت های با شکوه ! آدم نمی تواند از آن فضا دل بکند . ان شاء الله قسمت شما هم بشه . وقت دعا و مناجات ناخود آگاه افراد مختلف به ذهن می آیند گاهی گمان می کنی فردی که رد شد فلانی است  ! به هر حال به یادش می افتی و دعایش می کنی!


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 12 شهریور 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 2 شهریور 1393  07:45 ق.ظ

تأثیر حاكمیت صالحان بر جامعه
از مؤثرترین عوامل تأثیرگذار بر هر جامعه, حاكمیت آن است. این عامل می تواند جامعه ای خدا محور و بر اساس عدالت و احسان, امن و مستقل به وجود آورد. با حاكمیت اسلامی بهتر می شود از روشهای مطرح در اصلاح جامعه بهره گیری كرد؛ لذا در این نوشته تأثیرات اجتماعی حكومت وآثار حكومت خوبان و بدان مورد بررسی قرار گرفته است.
تأثیرات اجتماعی حكومت
انواع حكومت در قرآن و تأثیرات اجتماعی آن:
با بررسی حكومت های مطرح در قرآن ـ امثال حكومت فرعون ، نمرود ، اصحاب اخدود ـ كه از آنها به بدی یاد می شود و حكومت موسی وهارون ،داود ،سلیمان ، طالوت ـ بدین نتیجه می رسیم كه دو
نوع حكومت داریم؛ آیه 50 مائده نیز بر آن دلالت دارد.
أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُكْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ .
آیا آنها حكم جاهلیت را (از تو) می خواهند؟! و چه كسی بهتر از خدا, برای قومی كه اهل یقین هستند, حكم می كند؟!
بر اساس آیه دو نوع قانون داریم: 1.قانون جاهلی 2.قانون الهی؛ كه مناسب با این دو قانون، دو نوع حكومت وجود دارد؛ حكومت الهی وحكومت جاهلی.
حكومت جاهلی همان گونه كه استاد بهشتی در كتاب »حكومت در قرآن « متذكر شده اند صرف نادانی نیست بلكه مقصود هرنوع نظام غیر اسلامی و غیر توحیدی وهر گونه رفتار و اندیشه در مخالف
جهت اسلام را شامل می شود : به عبارت دیگر هر گونه حكومتی كه انسان را به عناد و سركشی و
طغیان دربرابر آنچه حق و عدل است سوق می دهد . (ر.ك: حكومت درقرآن ,ص14تا54 . )
لذا قرآن انواع حكومت های جاهلی را سه نوع معرفی می كند :
1.حكومت كافران : وَمَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِمَا اَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ .
وهر كس به احكامی كه خدا نازل كرده حكم نمی كنند, كافرند. (مائده/44. )
2.حكومت ظالمان :وَمَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِمَا اَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ .
وهركس به احكامی كه خدا نازل كرده حكم نكند, ستمگر است. (مائده/45.)
3.حكومت فاسقان :وَمَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِمَا اَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ .
وكسانی كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمی كند, فاسقند. (مائده/47. )
مشترك بین هر سه قسم حكومت, حكومت به غیرحكم خداست. از اینجا روشن می شود مسلمان بودن حاكم ، حكومت را اسلامی نمی كند بلكه باید محور عمل حكم الله باشد تا حكومت اسلامی شود.
حكومت الهی حكومتی است كه خدا محور باشد. در تمام شئونات جامعه حكم خدا و امر و نهی الهی حاكم باشد. حكمرانان آن از هوا و هوس دوری كنند كه خداوند همه را, رئیس ومرئوس را , به اطاعت خدا ورسول (ص) فراخوانده است. درآیه 32 آل عمران می فرماید :
قُلْ أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ …؛ بگو: » از خدا و فرستاده (او), اطاعت كنید. «
ودرآیه 59نساءمی فرماید :
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ…
ای كسانی كه ایمان آورده اید! اطاعت كنید خدا را؛ و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را.
اگر بخواهیم تأثیرات اجتماعی حكومت را در یك جمله بگوییم آن جمله این است كه » بدون حكومت اصلاً جامعه ای پدید نمی آید. «
» حكومت هر مملكتی به علت قدرتی كه در اختیار دارد ، می تواند در محیط تأثیر قابل ملاحظه ای بنماید. اگر هیئت حاكمه یك كشور مردم با فضیلت و درستی باشند و نیروی خود را در حمایت وتقویت درستی به كار برند, طبعاً مردم نیز از آنها پیروی نموده وبه راه و رسم فضیلت می گرایند.و بر عكس اكر گردانندگان چرخ های اجتماع مردمی ناپاك و آلوده باشند, از یك طرف خود بد می كنند و از طرف دیگر برای تثبیت وضع خود از بدی وبدان حمایت می نمایند . بدیهی است در چنین شرایطی محیط آلوده، و مردم با سرعت بسوی انحراف و سقوط اخلاقی پیش می روند . علی (ع) درباره تأثیر حكومت می فرماید :الناس بأمرائهم أشبه منهم بآبائهم. (بحار الأنوار ج17 ص129) « ( اسلام و جهان متمدن امروز, ص142ـ143.( محیط طبیعی واجتماعی) )
مردم به امیران و رهبرانشان شبیه ترند تا به پدرانشان .
نقش حكومت صالحان در اصلاح جامعه
ویژگی های حاكم صالح اسلامی :
جامعه ای در پرتو قرآن تشكیل می شود كه حاكم آ ن دارای ویژگی های حاكم قرآنی باشد والا حاكم غیر قرآنی نمی تواند جامعه را قرآنی و الهی كند. سؤال این است حاكم اسلامی باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ از نظر قرآن تعدادی از ویژگی ها ی حاكم اسلامی به این شرح است:
1.با ایمان باشد؛ ایمان همان اعتقاد قلبی به اسلام است. قرآن حكومت كافرین را بر مؤمنین رد می كند:
وَلَنْ یَجْعَلَ اللهُ لِلْكَافِرِینَ عَلَی مُؤْمِنِینَ سَبِیلاً؛وخداوند هرگز كافران را مؤمنان تسلطی نداده است.( نساء/141.)
2.عادل باشد:
واز جمله آن معاصی, خیانت و دروغ و گمراه كردن و گول زدن است. قرآن حرف شنوی از غیر عادل یعنی آنها كه مطیع هوای نفس هستند را نهی كرده است؛ یعنی آنها قابلیت حكمرانی ندارند:
وَلا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ كَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.( كهف/28.)
و از كسانی كه قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مكن؛ همانها كه از هوای نفس پیروی كردند, و كارهایشان افراطی است.
3.علم و آگاهی داشته باشد. مگر ممكن است كسی مجری احكام اسلام باشد, اما عالم به آن نباشد! حضرت امام خمینی در » حكومت اسلامی «آورده اند: » ما می دانیم كه حكومت اسلامی تجسیم عملی قانون اسلام است نه بر هوای نفس سوار شدن؛ پس جاهل به قوانین، اهلیت برای حكم در اسلام ندارد.«( مفاهیم القرآن ,ج2,ص256ـ257.) هنگام حركت به سوی تبوك حضرت رسول (ص) پرچم و علم بنی مالك را به عماره بن حزم داد ولی بعد از او گرفت و به زید بن ثابت داد. ابن حزم اعتراض كرد مگر از من خشمگین شدی كه علم را گرفتی ؟فرمود نه بلكه زید از تو عالم تر بود و قرآن را از تو بهتر می دانست لذا علم را به او دادم؛ بعد فرمود :هر كس كه قرآن را بهتر بداند و عالمتر باشد, مقدم است؛ اگر چه غلام سیاهی باشد.( اسلام وجهان متمدن امروز, ص144ـ145. )علم و آگاهی حاكم مورد تائید قرآن است از قول یوسف چنین نقل می كند:
قَالَ اجْعَلْنِی عَلَی خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ.( یوسف/55.)
(یوسف) گفت:» مرا سرپرست خزاین سرزمین (مصر) قرار ده, كه نگهدارنده و آگاهم. «
حضرت روی دو صفت تاكید دارد: امانت داری و علم
4.صبور و با سعه صدر باشد؛ حكومت بدون صبر ممكن نیست زیرا هدف های بلند با ضعف اراده و بی حوصله بودن دست یافتنی نیست. قرآن به پیغمبرش چنین خطاب می كند :
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَ مَنْ تَابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.( هود/112.)
پس همان گونه كه فرمان یافته ای, استقامت كن؛ و همچنین كسانی كه با تو به سوی خدا آمده اند (باید استقامت كنند)؛ و طغیان نكنید, كه خداوند آنچه را انجام می دهید می بیند.
5.مرد باشد:حضرت استاد سبحانی با استناد به آ یه 18 زخرف چنین می فرمایند: » زن از نظر قرآن انسان ظریفة الإحساس و لطیفة المشاعر است لذا مناسب زینت و حلی است نه كارهای سخت . زن در مناقشه و جدل منطق قوی ندارد به حسب طبیعت عاطفی و میل كننده به زینت وعیش است. « (مفاهیم القرآن ,ج2 ,ص251 .)
علامة طباطبایی نیز در ذیل همین آیه [أَوْ مَنْ یُنَشَّؤُا فِی الْحِلْیَةِ وَ هُوَ فِی الْخِصَامِ غَیْرُ مُبِینٍ ؛ آیا كسی كه در لا به لای زینتها پرورش می یابد و به هنگام جدال قادر به تبین مقصود خود نیست (فرزند خدا می خوانید)؟! ] می نویسد: » همانا خداوند این دو صفت را آورده زیرا زن طبیعتاً عاطفه قوی تر و دلسوزی بیشتر نسبت به مرد دارد و از حیث تعقل ضعیف تر از مرد است به خلاف مرد كه عاطفه ودلسوزی كمتر و تعقل بیشتر دارد واز واضح ترین مظاهر قوه عاطفه زنها علاقه زیاد زن به حلی وزیورآلات است و ضعیف بودن در بیان دلیل بر حقش است كه مبتنی بر قوه تعقل است. «( المیزان, ج 18, ص 91.)
به خوبی روشن است كه حكومت دارای كار ثقیل و سختی است نیاز به برنامه ریزی و قاطعیت و مدیریت حساب شده دارد وبا روحیه آنكه ضعف در احتجاج و محاج دارد نمی سازد.
6.همزیستی با مستضعفین:حاكم اسلامی خود را از مردم جدا نمی داند و با آنها خودمانی است. خداوند خطاب به پیغمبرش می فرماید:
با كسانی باش كه پرور دگار خود را صبح و عصر می خوانند, و تنها رضای او را می طلبند؛ و هرگز بخاطر زیورهای دنیا, چشمان خود را از آنها مگیر. (كهف/28. )
آثار حكومت صالحان
پس از مشخص شدن ویژگی های حاكم اسلامی به بررسی نقش او در اصلاح جامعه می پردازیم. اولین اثر از دعوت مردم به سوی خداست نه به سوی خود وهوای نفسش؛ یعنی خدا محوری را سر لوحه فعالیت خود قرار می دهد چنانكه خداوند به داوود خطاب می فرماید :
فَاحْكُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَبِعِ الْهَوَى. (ص/26.)
پس بین مردم به حق داوری كن,و از هوای نفس پیروی مكن.
حاكم صالح حق محور و خدا محور است و دنباله رو خواهشهای درونی خود نیست؛ خداوند در آیه دیگری می فرماید:
در میان آنها [= اهل كتاب], طبق آنچه خداوند نازل كرده, داوری كن و از هوسهای آنان پیروی مكن؛ واز آنها بر حذر باش, مبادا تو را از بعض احكامی كه خدا بر تو نازل كرده, منحرف سازند. (مائده/49.)
حضرت رسول به مقتضای این آیه و آیات دیگر دست به اصلاح امت عرب جاهلی زد و با عملیاتی كردن قرآن در بین آنها به طور معجزه آسا بدویت را به مدنیت تبدیل كرد .آنها كه بر سر بركه ای آب, خونها می ریختند به كسانی تبدیل شدند كه در نهایت نیاز انفاق می كردند. كارایی حاكم اسلامی مطیع قرآن و خدا چنین است. خداوند در مورد كارایی حكومت صالحان چنین می فرماید:
اَلَّذِینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ.( حج/41.)
همان كسانی كه هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم, نماز را بر پا می دارند, و زكات می دهند, و امر به معروف و نهی از منكر می كنند, و پایان همه كارها از آن خداست.
یعنی اگر به آنها قدرت و حكومت دهیم, چهار عمل مهم را در پی اصلاح جامعه انجام دهند: 1.اقامه نماز در جامعه یعنی بندگی خدا اصل اولی در فعالیت آنها است كه به خدا محوری تعبیر كردیم .
2. زكات می دهند .بر خلاف حكومت های جور كه ما یحتاج مردم را به یغما می برند, اینها در فكر فقرا و مستمندان هستند كه پرداخت زكات نمونه آن است .
3. دعوت به خوبی ها می كنندوراه درست را به مردم نشان می دهند و زمینه رشد ارزشها را در جامعه پدید می آورند.
4.نهی از منكر می كنند . یعنی جامعه را از رفتن به سوی گناه وانحطاط باز می دارند و زمینه فساد را در جامعه می خشكانند.
با این خصوصیات است كه خدا ، عبادت می شود.امنیت و آرامش بر جامعه حكم فرما می شود. حكومت مصلح بزرگ جهان حضرت بقیه الله (عج) نیز چنین است؛ قرآن از آن چنین یاد می كند:
وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِیْنَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لایُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ .
وخداوند به كسانی كه از شما كه ایمان آورده وكارهای شایسته انجام داده اند و وعده می دهد كه قطعاً آنان را حكمران روی زمین خواهد كرد, همان گونه كه به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین وآیینی كه برای آنان پسندیده, پا بر جا و ریشه دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت وآرامش مبدّل می كند, (آنچنان) كه تنها مرا می پرستند وچیزی را شریك من نخواهد ساخت. و كسانی كه پس از آن كافر شوند, آنها فاسقانند.( نور/55.)
خداوند وعده داده صالحین را بر زمین حاكم و امنیت و آرامش را به آنها عطا كند؛ پس امنیت و آرامش نتیجه حكومت صالحان است. مصداق برتر آیه هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) و حكومت جهانی صالحان است اما شامل حكومت دیگر صالحان در محدوده كمتر نیز می شود.
آیه فوق, نتیجه نهایی و طبیعی حكومت صالحان در جامعه را عبادت خدا و ترك شرك می داند یعنی عبادت بدون شرك اثر دیگر حاكمیت صالحان است .
» عبادت خالی از شرك و نفی هرگونه قانون غیرخدا و حاكمیت اهواء، جز از طریق تأسیس یك حكومت عدل امكان پذیر نیست. ممكن با استفاده از تعلیم و تربیت وتبلیغ مستمر گروهی را متوجه حق نمود ولی تعمیم این مساله در جامعه انسانی جز از طریق تأسیس حكومت صالحان با ایمان امكان پذیر نیست . به همین دلیل همت انبیا بزرگ همتشان تشكیل چنین حكومتی بوده، مخصوصاً پیامبر اسلام(ص) در نخستین فرصت ممكن یعنی به هنگام هجرت به مدینه اقدام به تشكیل نمونه ای از این
حكومت كرد. از اینجا نیز می توان نتیجه گرفت كه چنین حكومتی تمام تلاشها و كوششهایش از جنگ و صلح گرفته تا برنامه های آموزشی و فرهنگی و اقتصادی و نظامی، همه در مسیر بندگی خدا، بندگی خالی از هرگونه شرك است. «( تفسیرنمونه ,ج14،ص533.)
به امید حكومت جهانی صالحان كه خداوند وعده داده است:
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ.
در زبور بعد از ذكر (تورات) نوشتیم: » بندگان شایسته ام وارث (حكومت) زمین خواهند شد. « (انبیاء/105. )
اللهم انا نرغب إلیك فی دولة كریمة تعز بها الإسلام و أهله و تذل بها النفاق و أهله و نجعلنا فیها من الدعاة إلی طاعتك. مفاتیح الجنان (دعای افتتاح).

آثار مخرب حكومت فاسدان
حكومت بدان برسرنوشت مردم, در دنیا فساد و تباهی را رشد داده و باعث جنگها وخون ریزیها شده
است؛ افرادی كه با زور و ستم ،فریب و نیرنگ از جهالت و نادانی امتها استفاده كرده بر آنها حكومت كردند؛ تاریخ از این نمونه حكومتها پر است.
قرآن نیز متذكر فساد ناشی از این حكومتها می شود ودر تحلیلی از بلقیس چنین نقل می كند:
گفت : » پادشاهان هنگامی كه وارد منطقه آبادی شوند آن را به فساد وتباهی می كشند, و عزیزان آنجا را ذلیل می كنند؛ (آری) كار آنان همین گونه است. « (نمل/34. )
خداوند چه زیبا از قول بلقیس به معرفی این گونه حكومتها وفساد ناشی از آنها پرداخته است. خدا فساد را از صفات پادشاهان وحكومتهای غیر الهی معرفی می كند؛ هرچند در شعار, از آزادی و حقوق
بشر حرف بزنند اما خصلت آنها این است كه چون به جایی حمله كنند به جای نجات انسانها آنها را قتل عام می كنند و عزیزهای آن سرزمین را ذلیل وخوار می گردانند و حرمتها را هتك می كنند .
» سخنی كه خداوند از قول بلقیس ملكه سباء در این آیه نقل می كند تصویری از یكی از سنن تاریخ است كه در تمام حیات بشر حاكم است ، واگر غیر این بود خداوند آن را رد می كرد و از آن نمی گذشت كما این كه در این گونه موارد شأنش اقتضا می كند. «( مفاهیم القرآن, ج2,ص49.)
با توجه به این بیان معلوم می شود تشخیص بلقیس متكی به زمان خاص وحكومت خاص نبوده بلكه
كارشناسی حساب شده برای طول زمانهاست؛ در هر زمانی حكومتهای خودكامه و فاسد به دنبال خونریزی و هتك حرمت و ذلیل كردن انسان های سرشناس و با عزت هستند تا عنصر مقاومت در برابر آنها شكل نگیرد .این (فساد انگیزی) یكی از آثار حكومت فاسدان است.
دومین اثر حكومت فاسدان, تصاحب اموال مردم با حرص و طمع است. بدین سبب مردم همیشه در فقر به سر می برند. بعضی از حاكمان آن قدر در طمع پیش می روند كه امول مساكین را هم غصب می كنند. در جریان همراهی حضرت موسی (ع) با حضرت خضر (ع) درسوره كهف آمده چون حضرت خضر (ع) به كشتی آسیب می رساند, مورد اعتراض حضرت موسی(ع)قرار گرفت. حضرت خضر(ع) در جواب گفت: » اما آن كشتی مال گروهی از مستمندان بود كه با آن در دریا كار می كردند؛ خواستم آن را معیوب كنم؛ (چرا كه) پشت سرشان پادشاهی (ستمگر) بود كه هر كشتی (سالمی) را بزور می گرفت. «( كهف/79. )
از این دست حكومت ها كم نبوده ونیست. نمونه دیگری كه در قرآن از آن سخن گفته شده, حكومت فرعون است كه همه مصر را ملك خود می دانست وحتی مردم را نیز عبد و برده خود می شمرد.
فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت: » ای قوم من! آیا حكومت مصر از آن من نیست, و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟! آیا نمی بینید؟! « (زخرف/51. )
فَقَالُوا اَنُؤْمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثْلِنَا وَ قَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ.( مؤمنون/47.)
آنها گفتند:آیا ما به دو انسانی همانند خودمان ایمان بیاوریم,درحالی كه قوم آنها بردگان ما هستند؟!
از این دو آیه روشن می شود كه فرعون هم مصر را ملك خود می دانسته وهم مردم را بنده خود.
سومین اثر از حكومت فاسدان شكنجه كردن انسانهای پاك وچه بسا قتل آنها است.
زمانی كه ساحران حقانیت حضرت موسی (ع) بر ایشان آشكار شد, به موسی (ع) ایمان آوردند لذا مورد عتاب فرعون قرار گرفتند كه گفت :
لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَلَأُصَلَّبَنَّكُمْ أَجْمَعِینَ.( اعراف/124.)
سوگند می خورم كه دستها و پاهای شما را بطور مخالف [= دست راست با پای چپ, یا دست چپ و پای راست] قطع می كنم؛ سپس همگی را به دار می آویزم.!
این عذاب كردنها شیوه عمومی حكومت های باطل بوده است. آنها برای حفظ پست و مقام از هیچ جنایتی فرو گذار نبودند. قرآن نمونه دیگری را در سوره بروج آورده است كه عده ای زورگو انسانهایی كه به خدا ایمان آورده بودند, زنده زنده در آتش سوزاندند. خداوند چنین می فرماید :
قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ـ النَّارِ ذَاتُ الْوَقُودِ ـ إِذْ هُمْ عَلَیْهَا الُقُعُودٌ ـ وَهُمْ عَلَی مَایَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ ـ وَ مَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ یُؤْمِنُوا بِاللهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ .
مرگ برشكنجه گران داخل صاحب گودال (آتش), آتشی عظیم و شعله ور! هنگامی كه در كنار آن نشسته بودند, و آنچه را با مؤمنان انجام می دادند (با خونسردی و قساوت) تماشا می كردند. آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینكه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند. (بروج/4تا8 .)
چهارمین اثر اینكه در حكومت جاهلی, خوبان زندانی می شوند. عزیز مصر با اینكه از بی گناهی یوسف(ع)آگاه بود, او را زندانی كرد.
ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآیَاتِ لِیَسْجُنُنَّهُ حَتَّی حِینٍ.( یوسف/35. )
وبعد از آن كه نشانه ها (ی پاكی یوسف) را دیدند, تصمیم گرفتند او را تا مدّتی زندانی كنند.
آری در این حكومتها بیگناه زندانی و گناه كار آزاد می ماند تا رسوا نشوند .
پنجمین اثر سركوبی حركت های اصلاحی در جامعه است.
این مطلب در زندگی همه انبیا دیده می شود؛ ابراهیم را به آتش می اندازند؛ موسی را آواره می كنند؛ عیسی را به خیال خود به صلیب می كشند و حضرت محمد(ص) رادر شعب ابی طالب محاصره می كنند و حتی تصمیم به قتلش می گیرند .
به هر حال حكومت های خود كامه و غیر الهی از هیچ فسادی دوری نمی كنند؛ خواه آن حكومت ها به شكل قدیمی باشد یا به شكل كنونی و در لفافه دموكراسی و رای مردم.
علامه طباطبایی در مورد حكومت های شكل جدید می نویسد: » اینها همان حكومت استبدادی اند در
لباس جامعه مدنی ؛ بنابر آنچه از ظلمهای امت های قوی و اجحاف و زورگویی آنها بر امت های ضعیف می بینیم و بنابر آنچه در یاد وخاطر ما در تاریخ است. « (المیزان, ج4,ص127.)
آری چه بسا اینها تحت عنوان دموكراسی چون فریبندگی بیشتری دارد, جنایاتی مرتكب می شوند كه قبلی ها مرتكب نمی شدند.
با این همه تأثیرات حكومت های فاسد, برای اصلاح جامعه قدم اول این است كه حاكمان, اصلاح شوند؛ لذا خدا به موسی(ع) دستور می دهد به سراغ فرعون برود :
اِذْهَبْ إِلَی فِرْعَوْنَ اِنَّهُ طَغَی ـ فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَی أَنْ تَزَكَّی .( نازعات/17و18 .)
به سوی فرعون برو كه طغیان كرده است و به او بگو: » آیا می خواهی پاكیزه شوی؟! «
وگویا امام خمینی (ره) از همین جا درس گرفته بود كه می فرمود برای اصلاح جامعه اسلامی ایران شاه باید برود وگرنه اصلاحی صورت نمی گیرد و به سرنوشت مشروطه دچار می شود .


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 29 مرداد 1393  02:03 ب.ظ

امتحان درس قواعد فقه 2  تستی تشریحی برگزار می شود

 امتحان درس تفسیر موضوعی تشریحی برگزار می شود


  • آخرین ویرایش:شنبه 1 شهریور 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 26 مرداد 1393  07:44 ق.ظ

سال ها انتظار به سر رسید معلوم شد که دنیا به آخر نرسیده ! اگر صبر و استقامت باشد سرافراز از چهاردیواری بلند خارج می شوی!  آری سالها گذشت ولی نا امیدی سراغشان نیامد بالاخره بعد از سالیان سال دوری به وطن بازگشتند اگر معرفی نمی کردند چه بسا نزدیکترین ها هم هم را نمی شناختند!  پدری در کنار پسر و دختری منتظر قرار گرفته است مادری به پسر رسیده است و پدری به فرزند !  و گاهی اقوام ترس دارند از این که واقعیت را بگویند ! بگویند پدرت در فراق تو همچو یعقوب زار می زد و از دنیا رفت یا مادرت هر روز صدها بار درب خانه که زده می شد می گفت پسرم آمده و از بس انتظار کشید از دست رفت!
آری با یک دنیا شکوه به وطن بازگشتند تا بگویند ما سالیان سال رنج کشیدیم که ایران سر بلند بماند!  وهیچ منتی بر کسی نداریم .
یادمان است که بیت شعری که اسرای ما بالای نامه یا ذیل نامه می نوشتند:
دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم     روشنی بخشم به جمعی من خودم تنها بسوزم


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 26 مرداد 1393
نظرات()   
   
چهارشنبه 22 مرداد 1393  01:46 ب.ظ

قابل توجه دانشجویان درس تفسیر موضوعی قرآن : متن کامل جزوه درس تفسیر موضوعی روی سایت sheykh-ahmad.ir  قرار دارد می توانید از قسمت پیوند ها وارد سایت رسمی احمد علی زاده فلاح شوید .


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 22 مرداد 1393
نظرات()   
   
سه شنبه 21 مرداد 1393  07:37 ق.ظ

رئیس جمهور سابق یک خلاقیتی در واژه ها داشت که نجات بخش حتی مخالفینش نیز شده است مثلاً  همین تورم نقطه به نقطه ! ایشان از این واژه استفاده کرد تا نرخ تورم را کم جلوه بدهد و مورد اعتراض خیلی ها قرار گرفت حال می بینیم خود منتقدین هم دیدند حرف بدی نیست حالا که نمی شود مشکل تورم را حل کرد لااقل نقطه به نقطه بکنیم زورمان به آن می رسد کم می کنیم یک مرتبه از 43/. می رسیم به 15/. دیگر شق القمری از این بالاتر که دولت چنین کمر تورم را شکسته است .
لابد الان وضعیت اقتصادی خیلی بهتر شده است مردم نفس راحتی می کشند نقطه به نقطه کم شده حال تورم های دیگر را ول کنید همین خوب است غافل از این که اقتصاد دانان می گویند:در هیچ اقتصادی در دنیا تورم نقطه به نقطه محاسبه نمی‌شود.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 21 مرداد 1393
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :27  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...